ترافیک همواره یکی از معضلات شهری بوده که با گذر زمان به دامنه آسیبهایش اضافه شده است. وضعیت ترافیک این روزهای کرونایی، اما بحرانیتر از هر زمان دیگری است. فاصله گذاری اجتماعی که بخشی از آن شامل آزادسازی طرح ترافیک است، سبب شکلگیری ترافیکهای سنگین در معابر شهر شده است.
در چنین شرایطی و در ساعات اداری یافتن جای پارک خودرو در بخشی از شهر به یافتن گنج شباهت زیادی پیدا کرده است. فارغ از سنگینی ترافیک، آسیب مهمی که رانندگان خودروها را در چنین شرایطی به شدت تهدید میکند خشم هنگام رانندگی است که گاهی در تنش با رانندهای دیگر به نزاع خونین هم منجر میشود. تردیدی وجود ندارد که احساس خشم هنگام رانندگی یک احساس طبیعی است که به دلایل مختلفی مثل عجله برای رسیدن به مقصد، ساعات طولانی ماندن در ترافیک، احساس خستگی و... ایجاد میشود، بنابراین در صورتی که مدیریت خشم صورت نگیرد، نزاع با رانندگان به آسیبهای جبرانناپذیری مثل ایجاد جراحت یا وقوع قتل منجر میشود. بخش مهمی از مدیریت خشم مربوط میشود به پرهیز از قضاوت عجولانه در واقعهای که فرد در آن قرار گرفتهاست. مثلاً در صورتی که راننده خطایی از راننده دیگر مشاهده کرد نسبت به رفتار آن واکنش سریع نشان ندهد؛ چراکه رفتار آن فرد ممکن است دلایلی دیگری مثل نداشتن مهارت رانندگی باشد از همین رو نوع نگاه و تفکر افراد در رابطه با رفتارهای دیگران، روی واکنشهای آنها مؤثر خواهد بود. تاکنون خبرهای بسیاری درباره نزاعهای خونین هنگام رانندگی یا دعوا بر سر پارک خودرو منتشر کردهایم. همه افرادی که در چنین موقعیتهایی وارد درگیریهای خونین میشوند در تحقیقات بعدی خود نزد پلیس از رفتار خود ابراز ندامت میکنند؛ چراکه آنها زمانی که عصبانی بودند قادر نبودند به صورت منطقی به مسئله نگاه کنند و تحت تأثیر هیجانات منفی دست به رفتاری پرخطر زده بودند. در چنین مواقع پرخطری اگر رانندگان افکار منفی خود را در رابطه با دیگر رانندگان شناسایی و آن را تغییر یا آن رفتار را با افکاری واقعبینانه جایگزین کنند قادر خواهند بود در کنترل خشم خود موفق عمل کنند.