سرویس ورزشی جوان آنلاین: بزرگترین پردهبرداریها از اتفاقات و واقعیتهای تلخ در ورزش و فوتبال ایران زمانی رخ میدهد که رفقایی که تا دیروز دستشان در یک کاسه بوده، امروزه به تیپوتاپ هم زدهاند و مقابل یکدیگر قرار گرفتهاند. این در واقع بهترین زمان برای حساس شدن نهادهای نظارتی است، چراکه درست در چنین مواقعی است که آقایان برای خراب کردن یکدیگر از واقعیتهای تلخی پرده برمیدارند که ضرر آن تنها متوجه فوتبال و ورزش ایران میشود، ضرری که نه فقط بیتالمال را به تاراج میبرد که وجهه ورزش و فوتبال ایران را نیز در مجامع بینالمللی خدشهدار میکند.
بیتوجهی به تکرارهای هنگفت
سالهاست که فوتبال ایران هزینههای گزافی را بابت پرونده بازیکنان و مربیانی که برای دریافت مطالباتشان دست به دامن فیفا میشوند، میپردازد. هزینههای گزافی که هر کدام میتواند گوشهای از مشکلات فوتبال و حتی ورزش ایران را حل کند، اما به واسطه بیکفایتی مدیران نالایقی که هرگز در عقد قرارداد با بازیکنان و مربیان خارجی منافع باشگاهها و فوتبال ایران را در نظر نمیگیرند که با اعمال دیرکردهای متعدد تبدیل به ارقامی نجومی و باور نکردنی میشود و مستقیم از جیب مردم میرود، بیآنکه هیچ یک از نهادهای نظارتی را حساس کند به این حیف و میلهای پرتعداد و نجومی و شرایطی را فراهم کند برای آنکه مقصران اصلی این داستانهای تکراری پای میز محاکمه کشیده شوند. اینبار، اما داستانی تازه مطرح شده که بهانه خوبی برای حساس شدن نهادهای نظارتی است. فرصتی که با بههم خوردن رفاقتهای آقایان ایجاد شده و به نظر میرسد باید از آن به بهترین شکل ممکن استفاده کرد.
ادعایی تازه
اینبار زنوزی، مالک باشگاه تراکتور و ماشینسازی که معروف به اظهارات جنجالی و البته بیپایه و اساس است، مدعی شده برخی پروندههای شکایت از باشگاههای ایران در فیفا با خط گرفتن از داخل محکوم به شکست میشوند. مالک تراکتور برای اثبات ادعای خود به پرونده استوکس و اروین اشاره میکند و میگوید که لودیویچ دلشات، وکیلی که خطیر به واسطه رفاقتی که با نصیرزاده (مدیرعامل ماشینسازی) داشته به آنها معرفی کرده در پروندهای بازنده شده که همه مستندات آن به سود سرخپوشان تبریزی بوده است: «استوکس و اروین تمام دستمزد خود را طبق قرارداد گرفته بودند و مستندات آن هم موجود بود، اما بدون اجازه باشگاه از حضور در تمرینات سرباز زدند و به طور یکطرفه قرارداد خود را فسخ کردند. وکیل معرفی شده هم در جلسهای در استانبول گفت که با توجه به مستندات و تجربه ۱۰ سالهای که در ارکان قضایی فیفا دارد این پروندهها به سود تراکتور خاتمه مییابد، اما در حالی که منتظر محکومیت این دو بازیکن بودیم با حکم عجیب فیفا علیه باشگاه مواجه شدیم و پس از بررسی لایحه دفاعی ایشان توسط سه وکیل ورزشی داخلی و دو وکیل کارکشته خارجی، متوجه شدیم او لایحه را به طور ناقص ارائه داده و حالا همین وکیل، وکالت فدراسیون را در پرونده ویلموتس بر عهده گرفته است. تمام باشگاهها به خصوص استقلال باید این مسئله پشت پرده را بررسی کنند، چون من حس میکنم این پروندهها، یکسری تبانیها و پشت پردههایی دارند.» ادعایی که صدالبته از سوی خطیر رد میشود، اما ادعای کمی نیست و بدون تردید میتواند پای نهادهای نظارتی را به آن باز کند.
شانتاژ یا واقعیت؟
اگرچه پرواضح است که شکست باشگاههای ایران در شکایتهای مطرح شده در فیفا تا به امروز جز به دلیل بیکفایتی مدیران در عقد قراردادهای یکطرفه و عدم پرداخت مطالبات نبوده، اما حالا ادعایی دیگر مطرح شده که بدون تردید باید از سوی نهادهای بالادستی مورد بررسی قرار گیرد، چراکه در صورت درست بودن این ادعا شاهد شکل تازهای از دلالی خواهیم بود. داستانی تازه که میتواند نشاندهنده آن باشد آقایانی که تا پیش از این به خوردن روی قرارداد مربیان و بازیکنان عادت داشتند حالا راه تازهای برای چاپیدن جیب مردم و دستدرازی به بیتالمال یافتهاند و صدالبته اگر این ادعا دروغ باشد باید برخوردی جدی شود با آن تا دیگر کسی به ذهنش هم نرسد با چنین اظهارنظرهای جنجالی جو فوتبال ایران را بیش از این آشفته کند!
انتظار برخورد
فوتبال ایران تا به امروز کم با داستانهای عجیب و غریب مواجه نبوده؛ جعل سند توسط طاهری، مدیرعامل سابق پرسپولیس در داستان طارمی برای فریب فیفا که سرخپوشان را با جریمهای سنگین مواجه کرد، اما طاهری را به پای میز محاکمه نکشاند. جعل سند در پرداختی به میلیچ و پادووانی که دروغگو خواندن مسئولان فوتبال ایران را به دنبال داشت. جذب بازیکنی هپاتیتی که بدون بازی کردن هزینه هنگفتی روی دست سرخپوشان تهرانی گذاشت و کمترین نگرانی را متوجه عاملان عقد این قرارداد نکرد و داستانهای متعددی نظیر اینکه تا به امروز بارها و بارها نه فقط هزینههای هنگفتی را به بیتالمال تحمیل کرده، بلکه آبروی فوتبال ایران را هم در مجامع بینالمللی برده و وجهه آن را به کرات خدشهدار کرده است. اما آنچه امروز در خصوص تبانی با وکیلی خارجی برای بازنده شدن باشگاههای ایرانی در فیفا مطرح میشود، ادعایی جدید است که در صورت واقعیت داشتن بدون تردید باید برخوردی جدی با آن شود تا عدهای سودجو به این سادگی علاوه بر دستدرازی به جیب مردم، آبروی فوتبال ایران را هم به تاراج نبرند. همانطور که در صورت نادرست بودن این ادعا نیز انتظار میرود با نقرهداغ کردن آنهایی که قصد دارند جامعه فوتبال را به ناآرامی بکشانند، بساط ادعاهای دروغینی که دلیلی جز مطرح شدن ندارد برچیده شود. وظیفهای که در هر دو صورت بر عهده نهادهای نظارتی است که به نظر میرسد امروز فرصت بسیار خوبی برای ورود آنها در این بلبشوی ایجاد شده در فوتبال است.