بهرغم آنکه از ابتدای سال ۹۸ تا کنون ارزش بازار بورس و فرابورس چهار برابر شدهاست، اما تغییر خاصی در تعداد شرکتهای پذیرفتهشده در بازار رخ ندادهاست، در واقع برخی از کارشناسان بازار سرمایه را بازار اختصاصی برخی از شرکتها معرفی میکنند.
در حالی که تعداد شرکتهای ثبتی در اقتصاد بیش از یک میلیون و ۳۵۰ هزار شرکت است، در بازار بورس اوراق بهادار تهران کمتر از ۳۵۰ شرکت و در بازار فرابورس کمتر از ۵۰۰ شرکت حضور دارند که ورود نقدینگی و نحوه محاسبات قیمت در بازار سرمایه موجب شدهاست ارزش سهام شرکتهای بورسی در بازه زمانی ابتدای سال ۹۸ تا کنون از محدوده ۶۸۰ هزار میلیارد تومان به محدوده ۲ هزارو ۹۰۰ هزار میلیارد تومان برسد و ارزش سهام شرکتهای فرابورسی در همین بازه زمانی ۲۵۷ هزار میلیارد تومان به محدوده هزار هزار میلیارد تومان برسد. این رشدهای خیرهکننده و تعجبآور در شرایطی رقم خوردهاست که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان اقتصادی رشد بیضابطه بازار سرمایه میتواند بحران بازار سرمایه را به مجموعه مشکلات اقتصادی کشور بیفزاید و سؤال اینجاست که چرا فقط سرمایهگذار به بازار سرمایه هدایت میشود و مدیریت کلان اقتصاد و به ویژه شورای عالی بورس و سازمان بورس اوراق بهادار از این همه شرکت حاضر در اقتصاد نتوانستهاند تا کنون شرکتهای سرمایهپذیر را به بازار سرمایه جذب کنند.
البته در بازار بورس و فرابورس از ابتدای سال ۹۸ تا کنون عرضههای اولیهای انجام گرفتهاست که ارزش این عرضهها در بورس تهران در این مدت شاید در حدود ۱۱ هزار میلیارد تومان ارزیابی شود، اما به نظر میرسد دولت برای نقدینگی جذبشده در بازار سرمایه برنامهای در جهت تأمین بودجه خود دارد، زیرا تأمین بودجه جاری ماهانه آن هم به میزان ۲۰ الی ۳۰ هزار میلیاردتومان در هر ماه در شرایط کنونی کشور و اقتصاد جهانی و داخلی شاید از روشهای معمول و مرسوم پیشین امکانپذیر نباشد. در این میان باید توجه داشت که بازار سرمایه وظایفی در قبال اقتصاد کلان و خرد دارد؛ یعنی دولت باید در کنار هدف خود یعنی تأمین بودجه از بازار سرمایه، منافع شرکتها و سهامداران کلان و خرد را هم مدنظر گیرد در غیر اینصورت بعد از آنکه دولت عرضههایی را به میزان جذب نقدینگی ورودی به بازار سرمایه انجام داد، شاهد سکون یا تعدیل منفی بازار سرمایه خواهیم بود و آنجاست که سرمایهگذار از بازار زده میشود و حتی حاضر است به بهای زیان از بازار خارج شود.
باید دانست برای رشد بازار سرمایه اشخاص حقیقی و حقوقی زیادی زحمت کشیدهاند و نباید برای کل این زحمات را صرفاً برای تأمین بودجه دولت به باد داد، از این رو انتظار میرود حداقل سهام شرکتهایی در بازار عرضه شوند که در حوزه تولید و عملیات سودآور باشند و بعد از عرضه بتوانند همچنان به سهامداران سود دهند و در عین حال مسیر توسعه را نیز بپیمایند نه اینکه شرکتهایی را وارد بازار سرمایه کنیم که سودآوریشان به مدد انجام چند معامله زمین و ساختمان یا دلالی انجام گرفتهاست و بعد از عرضه در بورس مشخص شود که در حوزه تولید، عملیات و سودآوری سخنی برای گفتن ندارند.