سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: در سرودههای متعددی از «شهریار» میتوان نشانههایی بینظیر از ارادت به اهل بیت (ع)، ایران و مواریث فرهنگی این مرز و بوم دید. به گفته فرزندش، ایران وطن دل «شهریار» بود، او این ارادت را بعد از پیروزی انقلاب به گونهای دیگر در شعرش نشان داد و بیان کرد. با وجود این، از همان زمان حیات «شهریار» سرودهها و مطالبی منتسب به شاعر در رد آرمانهای انقلاب و علیه تمامیت ارضی ایران منتشر شده است؛ مطالبی که انتشار آن هنوز هم ادامه دارد و گاه و بیگاه در برخی از کشورهای همسایه منتشر میشود. طاهریخسروشاهی با انتشار نامهای از «شهریار» در پاسخ به این اتهامات، نوشته است: بعد از پیروزی انقلاب، در تداوم مخالفت برخی از گویندگان با شهریار، عدهای، یک چند نظمهای سست و ناتندرست به نام «شهریار» پخش میکردند و حتی کار را به جایی رساندند که گویا نامههایی بینام و نشان و عمدتاً از خارج ایران به او مینوشتند و از همصداییاش با انقلاب اسلامی، انتقاد میکردند. گویا چند شعر هم علیه تمامیت ارضی ایران و آرمانهای انقلاب ساختند که به نام «شهریار» پخش شد. ناگاه شهریار با مشاهده این شعرها، دست به قلم میشود و نامه مهمی خطاب به مردم ایران و خوانندگان شعرهایش منتشر میکند. متن نامه «شهریار» خطاب به مردم ایران به این شرح است:
«خواننده عزیز، این بنده شهریار، به غلط مشهور شاعر ملّی ایران به خصوص آذربایجان هستم. اخیراً اشعار چرندی بر علیه انقلاب اسلامی ایران میبافند و به نام من چاپ و بیشتر در خارج از ایران منتشر میکنند. ایرانیها به سبک و جنبههای دینی و اخلاقی شعر من آشنا هستند و میدانند که گوینده شعرهایی مثل «علیای همای رحمت» و صدها از آن قبیل، هرگز برخلاف موازین اسلامی حرفی نمیزند، ولی آنهایی که در خارج از ایرانند و شاید مرا خوب نمیشناسند، ممکن است این اراجیف را باور کنند که از من است. من اگر برای خودم بود، گوشم بدهکار این اباطیل نیست و اصلاً جواب نمیدادم، ولی، چون پای آذربایجان در میان است و ممکن است در آتیه برای آذربایجان موضوع شرمآوری باشد، این است که لازم دیدم از طرف خودم جداً این اتهامات را تکذیب کنم و یقین دارم آنهایی که مرا یک مجاهد فیسبیلالله و خلفالصدق و مظهر و وارث بلاغت مولای متقیان علیهالسلام میدانند، علاوه بر تکذیب این جور نسبتها، لعن و نفرین نیز بر مرتکبین این قبیل جرمها و تهمتهای ناروا، روا ببینند. تبریز، سوم شهریور ۱۳۵۹ شمسی».