چهارشنبه شصت و چهارمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد با سخنرانی رؤسای جمهور آمریکا، جمهوری اسلامی ایران و لیبی در شهر نیویورک آغاز شد. در میان این سه سخنرانی، قطعاً بیش از همه سخنرانیهای این اجلاس، کانون توجه جهانیان به دو سخنرانی بیشتر جلب گردید. اهمیت سخنرانی اوباما از آن حیث بود که شرکتکنندگان این اجلاس برای اولین سالی بود که رئیس جمهور سیاهپوستی را در آمریکا میدیدند که با شعار «تغییر» گوی رقابت را از رقیبان خویش ربوده و در اوج گرفتاریهای اقتصادی، جهانی و منطقهای، سکان اجرایی کشوری را بر عهده گرفته بود که همواره تا پیش از آن بر طبل جنگ میکوبیدند. هر چند افکار عمومی جهان آثاری از این تغییر را در 8 ماه مدیریت اوباما بر کاخ سفید ندیده بودند و کمترین آثاری از پایان لشکرکشیهای آمریکا به خاورمیانه یا ترمیم اقتصاد بیمار این کشور در سیاستهای اتخاذ شده دیده نمیشد، ولی شاید آنها به این امید پای سخنان رئیس جمهور سیاهپوست آمریکا نشستند تا ببینند در پشت این سخنان آیا نشانهای از امید برای اصلاح رفتارهای گذشته دیده میشود؟احمدینژاد به عنوان سومین سخنران پس از قذافی، زمانی که پشت تریبون قرار گرفت، رؤسای کشورهای شرکت کننده اجلاس شصت و چهارمین مجمع عمومی سازمان ملل در دو گروه و با دو موضع و رفتار متفاوت ظاهر شدند. یک گروه آنها بودند که تحت مدیریت لابی صهیونیسم تصمیم گرفته بودند با ترک سالن اجلاس به سخنان آزادیخواهانه و بحق یک عضو سازمان ملل که همواه بر احقاق حقوق مظلومان تأکید دارد، گوش ندهند و گروه دیگر دولتهایی بودند که مشتاقانه در انتظار نشسته بودند تا ببینند رئیس جمهور کشوری که داعیه جانبداری از حقوق ملتها را دارد و در دوره جدید مسؤولیت خویش نیز بر حقوق مظلومان فلسطین و ستمدیدگان عراق و افغانستان و ... تأکید دارد، این بار و در این اجلاس چه موضعی را اتخاذ خواهد کرد. به نظر میرسید آنهایی که اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل را به عنوان مجموعهای برای تبادل نظر دیپلماتیک مقامات عالی رتبه کشورها میدانستند، نشستن بر صندلیهای اجلاس را بر ترک محل ترجیح دادند و کشورهایی که همواره از زبانهای حقگو گریزانند و جامعه «تک صدایی»را بهترین الگو برای مدیریت جهان فرض میکنند، شرکت در سالنهای جنبی اجلاس و گوش فرا دادن به نسخههای پیچیده شده صهیونیستها را بر شنیدن هر سخن حقی ترجیح دادند. شاید با همین رویکرد باشد که بیشتر مخالفان وطنی عدم شرکت رئیس جمهور کشورمان را بر حضور در این جمع ترجیح داده و با گذشت 30 سال پس از انقلاب، هنوز به این فهم مشترک نرسیدهاند که صرفنظر از جنبه تشریفاتی و غیرکارآمدی اجلاسهای مجمع عمومی، این اجلاس میتواند فرصتی برای انتقال پیام انقلاب و تظلمخواهی جمهوری اسلامی باشد. طی سه سال گذشته تحرک سیاسی، تبلیغاتی و ارتباطی رئیس جمهور ایران در نیویورک به گونهای افزایش یافته که انگشت حیرت تمام رسانههای خبری جهان را متوجه جمهوری اسلامی کرده است. این تحرک آن چنان برجسته شده است که امسال رئیس دولت نامشروع و ددمنش رژیم صهیونیستی، بهرغم همه فعالیتها و برنامهریزیهایی که در طول این مدت برای ایجاد خلل در برنامههای رئیس جمهوری اسلامی ایران در نیویورک انجام داده است، وقیحانه و پرخاشگرانه در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل، رؤسای کشورهای حاضر در سخنرانی دکتر احمدینژاد را به باد استهزا و ناسزا گرفته و طلبکارانه از آنها خواسته بود که چرا سالن اجلاس را هنگام سخنرانی ایشان ترک نکردهاند! رئیس دولت نامشروع و متجاوز رژیم صهیونیستی بر خلاف سال گذشته، امسال پرده از رازی برداشت که اگر مسؤولان و برنامهریزان سازمان ملل تأملی از سر دقت به آن داشته باشند، میتوانند حداقل با صدور بیانیه یا موضعگیری اصولی در برابر سخنان وقیحانه «نتانیاهو»، دامان خویش را از لکه ننگ برنامهریزیهای صهیونیستها برای سازمان ملل پاک کنند. این تبدیل به یک سنت سیئه شده است که هر سال پیش از سفر رئیس جمهور کشورمان به سازمان ملل، شاهد واکنشهای سازمانیافته بنگاههای خبرپراکن و مسموم رسانههای وابسته به رژیم صهیونیستی در آمریکا و همچنین فعالیتهای اطلاعاتی و دیپلماتیکی آنها بودهایم. واکنشهای گروههای افراطی آمریکانماهای صهیونیستپرست، درست از زمانی آغاز میشود که هیأت ایرانی برای مشارکت در این اجلاس اعلام آمادگی میکند. اظهارات و مواضع اعضای تندروی گرایش به صهیونیستها همچون «جانبولتون» در کنگره یا سنای آمریکا، مطبوعات و رسانههای وابسته به دستگاه دروغپرداز سازمان جاسوسی سیا و بسیاری از لابیهای صهیونیستی گویای این واقعیت است که یک کار سازمانیافته برای سفر رئیس جمهور ایران صورت گرفته است. سؤال اینجاست؛ مقامات سازمان ملل این لکه ننگ را چگونه میتوانند برطرف کنند که رئیس دولتی (رژیم صهیونیستی) رسماً پشت تریبون سازمان ملل قرار گرفته و اعتراف میکند که هزاران نفر را در خارج از ساختمان سازمان ملل هماهنگ کرده تا ضد رئیس جمهوری کشوری دیگر (جمهوری اسلامی) تظاهرات کنند؟ کجای این رفتارها با معیار بیطرفی سازمان ملل سازگاری دارد؟ امسال نیز گزینههای ملحوظ شده برای طرح شعار علیه جمهوری اسلامی و دکتر احمدینژاد توسط صهیونیستها شامل همان موارد تکراری بود که بارها ملت و مسؤولان ایرانی با آن مواجه بودهاند و تنها تفاوت این اقدامات را باید در «قالب معنایی» بخشیدن به واژههایی دانست که بارها تکرار شده است.در حالی طرفداران رژیم صهیونیستی علیه دولت جمهوری اسلامی شعارهای تروریسم، بر هم زننده ثبات منطقهای، تولید کننده سلاح کشتار جمعی و نادیده گرفتن حقوق شهروندان و ... سر میدادند که رئیس دولت رژیم صهیونیستی وقیحانه و به صراحت از پشت تریبون سازمان ملل در توجیه اعمال وحشیانه و غیرانسانی خویش در رابطه با کشتار ملت مظلوم و بیگناه غزه گفت که «پیش از هر حملهای به غزه، از طریق پیام کوتاه و ایمیل به مردم این منطقه اطلاع داده میشد که فلان منطقه مورد حمله قرار خواهد گرفت». این سخنان را در حالی دولتهای غربی میشنیدند که به درستی میدانستند ملتی که از ابتداییترین مایحتاج عمومی و بهداشتی در غزه برخوردار نیستند، چگونه میتوانند از اینترنت و سیستم پیام کوتاه برخوردار باشند؟ کسانی که جلسه سخنرانی احمدینژاد را ترک کرده بودند تا مبادا سخنان بحق و عدالتخواهانه رئیس جمهوری را بشنوند که مدافع حقوق مظلومان و محرومان است، در سخنرانی رئیس دولت رژیم صهیونیستی بر صندلیهای سازمان ملل لم دادند و دروغهای بزرگ نتانیاهو را شنیدند و برای این ابتکار عمل و دروغپردازیهای صهیونیستها کف زدند و بر مدیریت سازمان ملل به عنوان بزرگترین سیستم «امنیت دستهجمعی» جهان لبخند تمسخر زدند. آنهایی که سیاست جوسازی علیه ایران اسلامی و به اصطلاح انزوای جمهوری اسلامی را دستاویز رفتار خویش قرار دادهاند از یک نکته غافل هستند؛ پرچمی که جمهوری اسلامی در دفاع از مظلومان برداشته است، فرو افتادنی نیست و حجم تبلیغات دشمن نمیتواند مانع ادامه مسیری شود که ایران اسلامی بر آن گام نهاده است.