امير محبيانبراي جنگ نرم اصطلاحات مختلفي وضع شده است. آنچه با عنوان soft war يا جنگ نرم مطرح ميشود در ادبيات غرب بيشتر به قدرت نرم يا soft power شناخته شده است كه زيربناي فكري آن اولين بار توسط جوزف ناي به شكلي علمي مطرح شد. مهمترين حوزه اعمال و تأثيرگذاري قدرت نرم بر طرف مقابل، حوزه رسانه است. بهرهگيري از رسانهها و امكاناتي كه فرد را قادر ميسازد تا براي تأثيرگذاري بر طرف مقابل، به اعمال قدرت بپردازد.نگاهي به گذشته جنگ نرم نشان ميدهد كه در طول تاريخ بشر، از همان ابتدا كه جنگ سخت آغاز شد، عمليات رواني يا جنگ نرم نيز صورت ميگرفته تا از شورشهايي كه در مناطق تسخير شده بهوجود ميآمده، جلوگيري شود. زماني كه چنگيزخان قصد حمله به منطقهاي را داشت، موجي از هراس در آن كشور پخش ميشد. تجاري كه از مناطق تحت كنترل چنگيزخان ميآمدند، براي ديگران تعريف ميكردند كه او چگونه با مردم برخورد ميكند و كشتارها به چه صورت است و اگر شخصي مقاومت كند، نابود ميشود. بدين ترتيب پيش از ورود چنگيزخان به هر منطقه، روحيه مردم شكسته شده بود. روميان و يا اسكندر از مناطقي كه در جنگها عبور ميكردند، خودها و زرههاي بزرگي را كه چند برابر انسان معمولي بود طراحي كرده و آنها را عمداً در مسير جا ميگذاشتند تا لشكريان مقابل، تصور كنند سربازان آنها غول پيكرند و عملاً روحيه مقاومت طرف مقابل را تحت تأثير قرار داده و وحشت را گسترش ميدادند. بنابراين هر حركتي كه روحيه يك ملت را هدف گيرد، عمليات و جنگ نرم و نوعي اعمال قدرت نرم است. اولين كسي كه روي اين مسأله كار كرده است، «سان تزو» است كه در كتاب هنر جنگ نكتهاي را مطرح ميكند و ميگويد: «ميشود جنگيد، اما مهمترين كار اين است كه شما در يك نبرد بدون جنگ، پيروزي را به دست بياوريد!» چيزي كه او مد نظر قرار داده، همان عمليات رواني و جنگ نرم است. بايد به استراتژيهاي رقيب و روحيه او حمله كرد؛ بهگونهاي كه آنها بپذيرند كه شكست خواهند خورد. اگر كسي در ذهنش بپذيرد كه شكست ميخورد، حتماً در دنياي واقعي نيز شكست خواهد خورد. زيرا آنچه فرد را به مقاومت تشويق ميكند، روحيه است.از سوي ديگر، هزينه جنگ نرم بسيار كمتر از جنگ سخت است. به معاويه ميگفتند: چرا اينهمه پول براي خريد افراد و تبليغات خرج ميكني؟ يكي از پاسخهاي معاويه اين بود كه هزينه جنگ، بسيار بيشتر از اين است. بنابراين معاويه نيز به گونهاي عمليات نرم انجام ميداد اما امروزه به شكل علمي به اين قضيه پرداخته ميشود. بنابر آنچه گفته شد، اگر بخواهيم تعريفي از عمليات و جنگ نرم ارائه دهيم، ميتوان گفت: «هر حركتي كه احياناً به عنوان مقدمه جنگ نظامي مطرح ميشود و روحيه طرف مقابل را هدف گرفته است» بنابراين تمام برنامهريزيهايي كه در اين چارچوب باشد، جنگ نرم تعريف ميشود.اعمال قدرت بر گروههاي هدفگروههاي هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و تودههاي مردم هستند. نخبگان نيروهاي مياني را تشكيل ميدهند و ميتوانند به عنوان تصميمگيران و تصميمسازان يك حكومت مطرح باشند. نخبگان جامعه مدني مانند رهبران احزاب و... هم با آشفتگي ذهني خود، ميتوانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ايجاد كنند و روحيه ملت را درهم بشكنند. بنابراين گروههاي هدف مشخص هستند اما عمليات نرم طبيعتاً براي يك رهبر يا رهبران سياسي متفاوت است با آنچه با توده مردم يا نخبگان انجام ميشود. نبرد اصلي در جنگ نرم يا soft war و جنگ سخت يا Hard war براي اعمال قدرت است. يعني يك كشور، حزب يا گروه يا فرد ميخواهد برطرف مقابل كه ممكن است يك كشور يا حزب، يا فرد ديگري باشد، اعمال كنترل و اعمال قدرت كند. بر اساس تعريف رابرت دال و ديگران، اعمال قدرت آن است كه طرف مقابل شما كاري را انجام دهد كه شما نميخواهيد اما او ميخواهد. در عمليات نرم فرد اين كار را با اختيار خود انجام ميدهد، در حالي كه در عمليات سخت شما او را با زور وادار ميكنيد تا مطابق خواسته شما تغيير رفتار دهد. در نبرد نرم اين حركت به گونهاي انجام ميپذيرد كه فرد با ميل خود يا خلاف ميل خود عملي را انجام ميدهد كه نهايتاً به نفع شماست ولي شما در مورد آن زور به كار نبردهايد. اينجا روشهاي ديگري وجود دارد كه يكي از آنها «فريب» يا «بزرگنمايي» است كه باعث تضعيف روحيه طرف مقابل ميشود و فرد، آمادگي لازم را براي پذيرفتن نظرات ديگران پيدا ميكند. بنابراين در جنگ نرم، تأثيرگذاري از نوع غيرمستقيم است.