
امروز که حوادث پس از انتخابات و رفتارهای برخی افراد و جریانهای سیاسی که طی چند ماه گذشته بیشترین هجمه و استرس را بر نظام و مردم نجیب ایران تحمیل کردند مرور میکنیم، این حوادث و نحوه برخورد شخصیتها و احزاب منتسب به آن را بیشباهت با حوادث سالهای اولیه انقلاب نمیدانیم. همان حوادثی که در سالهای اول انقلاب منجر به مرزبندی جدید گروههای سیاسی و افراد فعال در آن مقطع گردید، امروز در قالبی جدید و در چهره برخی افراد سیاسی که روزگاری نه چندان دور سکاندار بخشی از دستگاههای تصمیمگیر کشور بودند، ظهور و بروز یافته است.
سالهای اولیه انقلاب بودند گروهها و افرادی که با طرح شعارهای موهوم و پرطمطراق و ظاهرپسند، درصدد خدشه بر چارچوب انقلاب نوپای ایران اسلامی هر روز با شعارهایی همچون «آزادی»، «حقوق شهروندی» و ... آن هم در بستر مکاتب چپ، فضای
سیاسی – اجتماعی کشور را ملتهب میکردند. چه نیروهای متدینی که با شعارها و رفتارهای چپهای مارکسیستی و لیبرال از گردونه خدمت خارج نشدند و اگر درایت و تیزهوشی امام(ره) نبود، چه بسا پروژه «ختم انقلاب» که امروز توسط جریانهای چپ مدرن دهه چهارم انقلاب دنبال میشود، آن روز به ثمر مینشست.
اگر در ابتدای انقلاب، جریان لیبرال و نهضت آزادی با برگزاری راهپیماییهای تصنعی و سردادن شعارهای ضدیت با اصول دین و مخالفت آشکار با «لایحه قصاص» درصدد تهی کردن نظام انقلابی ایران از مبانی دینی برآمدند و با تهییج افکار عمومی، فضای اغتشاش، درگیری و سلب حقوق مردم را در قالب آزادیهای مدنی دنبال میکردند، امروز نیز جماعتی دیگر با بهرهگیری از همین شعارها و نسبتهای دروغ به جمهوری اسلامی بار دیگر در حال رادیکالیزه کردن فضای سیاسی – اجتماعی کشور هستند و در این رهگذر از هیچ کوششی برای تخریب ارکان نظام فروگذار نمیکنند. آنچه موسوی و کروبی پس از انتخابات در کشور انجام دادند،خارج از این قاعده نبوده است. شاید تا دیروز که پرده ها فرو نیفتاده بود و کروبی از مختصر اعتباری در بین مردم متدین به عنوان یک روحانی دارای سابقه مبارزه و خدمات قبل و پس از انقلاب برخوردار بود،میشد برخی خطاهای او را به دیده اغماض گرفت ولی امروز که کروبی را نه در سنگر منتقد نظام، بلکه او را در کسوت دروغگویی که بر جایگاه اپوزیسیون خارج از نظام ایستاده است، مینگریم و تهمتهای بیمحابا و خصمانه او را که هیچ سندی برای آن ارائه ننموده است میبینیم،دیگر نمیتوان خوشبینانه رفتارها و اقدامات او را از سر دلسوزی که ناشی از کجسلیقگی بروز یافته است،تصور کرد.
متهم کردن نظام جمهوری اسلامی به تقلب در انتخابات هر چند جرم بسیار بزرگی است که به دلیل عدم ارائه مدارک معتبر و قابل استناد، طراحان و برنامهریزان این دروغ بزرگ باید علاوه بر پیشگاه الهی، مورد مواخذه و پیگیری دستگاه قضایی قرار گیرند ولی با اغماض میتوان چنین دروغی را ناشی از فضای روانی بدانیم که کروبی در دام جماعت مشارکتی و سازمان مجاهدینی افتاده است که با عذرخواهی از ملت و جبران گذشته، آن را ترمیم کرد.
اما تهمت ناروا به نظام اسلامی مبنی بر تجاوز جنسی به برخی دستگیرشدگان اغتشاشات اخیر که چنین افرادی اصالتاً یا وجود خارجی نداشتهاند و یا مدرکی دال بر این جنایات بزرگ توسط جناب کروبی ارائه نشده است، جای هیچ تأملی را برای دستگاه قضایی باقی نمیگذارد. مگر میتوان پذیرفت یک فرد از روی هوای نفس بزرگترین تهمت را به پاکترین نظام سیاسی موجود در جهان روا بدارد و دستگاه قضایی برای اعاده حیثیت نظام، دست روی دست گذاشته و مرتکبین این جنایت را با دیده اغماض مورد لطف قرار دهد! در کدام نظام سیاسی سراغ داریم که برای اعاده حقوق دروغین افراد موهوم، یک نفر اجازه داشته باشد حقوق نظام سیاسی را زیر پا گذاشته و در قبال آن، دستگاههای مسؤول بیتفاوت از کنار آن بگذرند!
اکنون که هیأت سه نفره قضایی به صورت مستند، دروغپردازیهای کروبی و موسوی را برملا کرده است، دو راهکار وجود دارد؛ یا جناب کروبی و موسوی استنادی دارند که ثابت میکند تجاوز جنسی به متهمان با نام و نشان، نه بینام و نشان صورت گرفته، باید ارائه دهند و دستگاه قضایی موظف به برخورد با عوامل آن میباشد یا این تهمتها در اتاق جنگ روانی دشمنان انقلاب و نظام برای هتک حیثیت نظام با مدیریت کروبی و موسوی صورت گرفته است که باید در اولین اقدام، دستگاه قضایی با جلب این دو، برخورد با هتاکان به نظام جمهوری اسلامی را در دستور کار قرار دهد. به نظر میرسد امروز یکبار دیگر همچون زمان امیرالمومنین علی(ع) باید چشم فتنه را کور کرد تا آرامش به اردوگاه انقلاب و یاران واقعی امام(ره) بازگردد.