سرویس ورزشی جوان آنلاین: مهمترین دستاورد برانکو در پرسپولیس که توانست پایهگذار موفقیتهای بعدی این تیم در کسب عنوانهای قهرمانی باشد، مدیریت اصولی حاشیهها، دیسیپلین خاص مرد کروات و نظمی بود که او در تیم ایجاد کرد و صدالبته پایان دادن به داستان بازیکنسالاری بود که توانست زمینهساز شایستهسالاری در این تیم شود. دستاوردی که حالا در مدت زمانی کوتاه از جدایی او به مرز فروپاشی رسیده و نوید اتفاقاتی ناخوشایند و بحرانهایی تکراری را میدهد که پرسپولیس بارها و بارها آنها را تجربه کرده است!
زمزمههای بازگشت رامین رضاییان، دفاع راست عبوس پرسپولیس که در تیم جز با طارمی رابطه خوبی نداشت و برخی از بازیکنان صراحتاً او را وصله ناجور میخواندند، نشان از پایان عصر اقتدار پرسپولیس و دستاوردهای بهجامانده از برانکو دارد. مرد کرواتی که بههیچوجه و تحت هیچ شرایطی برای بازگشت دوباره دفاع راست پرحاشیه تیمش نرمش نشان نداد، جز زمانی که احساس کرد کارش با این تیم دیگر به نقطه پایان رسیده است: «رضاییان میتواند به پرسپولیس برگردد اگر مدیران باشگاه چنین چیزی را صلاح میدانند.» برانکو درست زمانی چنین اظهارنظری کرد که میدانست با ترک نیمکت پرسپولیس، دستاوردهایش به هیچ انگاشته میشوند و کمترین توجهی به آن نخواهد شد. به همین دلیل هم بود که مسئولیت حفظ آرامشی را که او با کنار گذاشتن رضاییان به تیمش هدیه کرده بود روی دوش مدیرانی گذاشت که در فاصله کمی از جدایی او زمزمههای بازگشت وینگر سابق سرخپوشان را به راه انداختهاند.
حرفهای درگوشی در خصوص بازگشت رضاییان تنها پشتپای مدیران پرسپولیس به دستاوردهای برانکو در این تیم نبود. یکی از بزرگترین نگرانیها بعد از جدایی برانکو، گردنکشی دوباره ستارههای پرسپولیس بود. نگرانی که خیلی زود و با تعیین تکلیف بیرانوند برای کادر فنی مشخص شد، پر بیراه نبود!
اگرچه پروفسور عادت به گله یا بدگویی از شاگردانش برابر خبرنگاران یا تنبیه علنی آنها نداشت، اما با همان مدیریت کلاسیک و سنتی خود، ریشه بازیکنسالاری را در باشگاه خشکانده بود، به طوری که بازیکنان جوان و باتجربه به خوبی در کنار هم کار میکردند. نه جوانترها احترام بزرگترها را زیر سؤال میبردند و نه باتجربهها گردنکشی میکردند. درست زمانی که در تیم رقیب دروازهبان شمار یک شرط تمدید قراردادش را بستن یا نبستن قرارداد با فلان بازیکن و مربی میگذاشت، شاگردان برانکو به دور از هرگونه حاشیههای اینچنینی تنها به تمرین و دستیابی به موفقیت میاندیشیدند. حالا، اما با پایان عصر برانکو در پرسپولیس داستان تا اندازهای تغییر کرده و مرد شماره یک این تیم در چهارچوب دروازه، تکلیف مربی دروازهبانها را مشخص میکند و شاید به دلیل موافقت با این پیشنهاد هم هست که با وجود داشتن پیشنهاد خارجی برای حضور در لیگ نوزدهم نیز با عرب و دوستانش توافق کرده است.
اوضاع در پرسپولیس اصلاً جالب توجه نیست و آنچه این روزها از این تیم دیده میشود آرامش قبل از طوفان است. این را میتوان به خوبی از دخالتهای بیمورد بیرانوند در چیدمان کادر فنی و همچنین زمزمههای بازگشت بازیکنی که یک فصل تمام جز حاشیه برای سرخپوشان چیزی نداشت، دریافت. مهمترین مسئله در این اتفاقات که نوید دوباره بازیکنسالاری در پرسپولیس را میدهد، عدم اقتدار سرمربی آرژانتینی تیم است و درست زمانی که انتظار میرفت با کشتن گربه دم حجله اقتدار خود را به رخ بکشد با سر خم کردن برابر خواسته یک بازیکن نشان داد که نمیتواند مرد توانمندی برای نیمکت تیم بزرگی، چون پرسپولیس باشد. تیمی با میلیونها هوادار که جمعوجور و هدایت آن جز دانش فنی، نیازمند اقتدار و دیسیپلینی است که کالدرون در گام نخست نتوانست آن را به تصویر بکشد!
اقتداری که بدون شک نباید اجازه تعیین تکلیف یک بازیکن برای کادر فنی را میداد، اما گویا خبری از آن نیست که بیرانوند مربی گلرهای تیم را تعیین میکند، نه کالدرون یا عرب!