سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: اگر سینمای ایران در اواخر دهه ۶۰ و آغاز دهه ۷۰ رنگ و بوی جشنوارهای به خود نمیگرفت شاید خیلی زودتر از آنکه یک تیم فیلمساز از امریکا بخواهند درباره جنایت حمله ناو امریکایی به هواپیمای مسافربری ایرانی فیلمی بسازند، در ایران سینما سراغی از این واقعه مهم را میگرفت.
۱۲ تیرماه ۱۳۶۷، یک فروند هواپیمای مسافربری متعلق به هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران، در مسیر بندرعباس به دوبی با شلیک موشک ناو امریکایی، منفجر میشود و تمامی ۲۹۰ سرنشین آن به شهادت میرسند.
این جنایت در طول ۳۱ سال گذشته با سکوت مرگباری در سینمای ایران روبهرو بوده است. اولین اقدام جدی و البته بیسرانجام برای ساخت فیلمی سینمایی درباره حمله به هواپیمای ایرانی نیز از سوی یک گروه فیلمساز امریکایی مطرح شد. در مهرماه سال ۹۱، گروه فیلمسازی از امریکا شامل «اسکات فرانک» کارگردان، «بهرام حیدری» نویسنده و تهیهکننده، «ملیسا کارتر» مشاور ارشد پروژه و «بری گرین» بازیگر برای بررسی ساخت فیلمی با موضوع حمله به هواپیمای ایرانی به ایران آمدند، البته اینکه ایران ساخت فیلمی درباره این فاجعه را به تیمی امریکایی بسپارد که قاعدتاً قرائت امریکایی از آن فاجعه خواهد داشت همان زمان هم عجیب بود چراکه سینمای ایران توانمندیهای زیادی برای تولید فیلم در سطح جهان دارد.
اسکات فرانک در آن سال با روزنامه جوان مصاحبه کرد و گفت: «داستان اینگونه شروع میشود که بعد از سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران افسر امریکایی دچار اختلالات روانی میشود و او میخواهد بعد از ۲۵سال که از این فاجعه میگذرد به خودش بیاید و از شرایط مستی و حال زاری که این فاجعه او را گرفتار کرده، خارج شود. همسر او میمیرد و دو دخترش که هیچ گونه رابطهای با او ندارند وی را ترک میکنند.» حیدری نیز آن زمان درباره فیلمنامه به «جوان» میگوید: «نقطه اوج ما خود حادثه است که چند بار در فیلم نشان داده میشود ولی بخشی که روی آن تأکید داریم اتفاقات پس از فاجعه سقوط است، یعنی نشان دادن ۲۵سالی که از این فاجعه گذشته و آدمهایی که این فاجعه را رقم زدهاند، الان کجا هستند و چه میکنند. ما آنها را نشان میدهیم که چطور دست سرنوشت از آنها انتقام گرفته، اما در فیلم طوری نشان داده میشود که بعضی از آنها طی حادثهای به ایران میآیند.» آن زمان این گروه فیلمسازی مدعی میشوند که قرار است از بازیگران هالیوودی برای ایفای نقش در این فیلم دعوت شود. این اتفاق پس از مدتی با کمرنگ شدن خبر حضور امریکاییها در ایران به فراموشی سپرده شد و شرکت فیلمسازی که قرار بود این فیلم را تولید کند نیز سراغی از ادامه پروژه نگرفت. تقریباً همه حرفها فقط روی کاغذ ماند و تمام شد.
یک سال بعد از آمد و رفت گروه امریکایی نیز یک فیلمساز ایرانی مدعی شد میخواهد فیلم پرواز «۶۵۵» را بسازد. قاسم قلیپور در مصاحبهای اعلام کرد نام فیلم «یواساس وینسنس» است و موافقت اولیه برای ساخت آن را نیز گرفته است. این تهیه کننده گفت: «فیلمنامه «یواساس وینسنس» با داشتن درامی خانوادگی فقط به فاجعه ایرباس نپرداخته بلکه موضوع سیاستهای امریکا را نیز مطرح میکند. نمایش این فیلم در جامعه بینالمللی، دنیا را به تجاوز و زیادهخواهیهای امریکا آگاه خواهد کرد.»
قلیپور این سؤال را نیز مطرح کرد که «چرا در تمام این سالها هیچ فیلمسازی یا گروه خاصی از جریان فکری و سیاسی اندیشه ساخت چنین فیلم یا سریالی را در ذهن خود نداشته، چرا در تمام این سالها درباره ساخت اثری با این گستردگی فعالیتی انجام نشده است؟» پروژه قلیپور نیز مانند پروژه اسکات فرانک بعد از مدتی به فراموشی سپرده شده و اکنون همان سؤالی که این تهیهکننده مطرح کرد را میشود دوباره پرسید که اکنون و بعد از گذشت هفت سال از آخرین باری که قرار بود فیلمی درباره جنایت امریکا علیه مردم ایران ساخته شود و نشد، چرا مدیران سینمایی و هنرمندان ایرانی گرایشی به ساخت آن نشان نمیدهند.