
دکتر سیدنعمت عبدالرحیمزاده
غیبت طولانی بندربن سلطان در انظار عمومی رفتهرفته نگرانیهایی برای کشورهای غربی و به خصوص آمریکا و انگلیس ایجاد کرده و در این راستا روزنامه انگلیسی ایندیپندنت گزارش داد؛ واشنگتن و لندن و کمی دورتر اسراییل از غیبت معنادار هم پیمان استراتژیک آمریکا در خاورمیانه و به خصوص در عربستان، از صحنه سیاسی بسیار نگرانند. این روزنامه در ادامه گزارش خود با بررسی دلایل غیبت طولانی بندربن سلطان، سه فرضیه را مطرح کرده؛ نخست: او در حال تلاش برای پایین کشیدن ملکعبدالله از قدرت و جایگزینی پدرش امیر سلطان به جای ملکعبدالله قبل از فوت ملکعبدالله است. دوم: امیر بندر به دلیل بیماری و جراحی از انظار غایب شده. سوم: او به دلیل دخالت بدون اجازهاش در امور سوریه مورد خشم ملکعبدالله پادشاه عربستان واقع شده است. علاوه بر تحلیل این روزنامه، اکنون خبرهایی از اقدام بندربن سلطان علیه ملکعبدالله و طراحی یک کودتا به وسیله او به گوش میرسد. سعد الفقیه، از مخالفان حکومت سعودی، در مصاحبه خود با شبکه العالم از طرح کودتایی خبر داده که بنابر آن، بندربن سلطان قصد داشته تا با استفاده از دویست مأمور گارد ملی سوءقصدی را علیه ملکعبدالله ترتیب دهد.
با ناکام ماندن این طرح، وی از انگلیس به عربستان فراخوانده شد و تاکنون در حبس خانگی به سر میبرد.
این موضوع که تحلیل روزنامه ایندیپندنت یا گزارش سعد الفقیه تا چه اندازه درست باشند، به دلیل عدم شفافیت در دستگاه سیاسی عربستان چندان قابل تأیید نیست. با این وجود، غیبت طولانی بندربن سلطان به عنوان بانفوذترین مقام سعودی در بین سیاستمداران آمریکایی نمیتواند به دور از چگونگی روابط آمریکا و عربستان باشد. او در زمان سفارت خود در آمریکا ملقب به «بندربوش» بود و زمانی اسکات مکلئود، رئیس دفتر مجله تایم در قاهره، در مورد وی گفته بود: «اگر بگوییم بندربن سلطان در جهتگیرىهاى خاورمیانهاى سیاست آمریکا به اندازه کاندولیزا رایس نقش دارد، چندان اغراق نکردهایم». از این رو، میتوان گفت که حبس خانگی وی گویای آن است که ملکعبدالله در معادلات خود با آمریکا و روند گفتوگوی اعراب با رژیم صهیونیستی چندان مایل نیست مهرهای در کار باشد که کاملاً در جهت آمریکاییها و صهیونیستها حرکت میکند و بیشتر مایل است تا وزنه معادله مقداری به سود او نیز باشد. لازم به یادآوری است که ملکعبدالله به عنوان پادشاه عربستان سعودی و به نوعی پدرخوانده کشورهای عربی، جایگاهی سنتی در میان سران اعراب دارد که حرکت آشکار در جهت منافع آمریکا و صهیونیستها چندان به نفع جایگاه او نیست و به آن لطمه خواهد زد.
جهت دیگر غیبت طولانی بندربن سلطان به اختلافات درونی خاندان آل سعود مربوط میشود. این خاندان با ترکیب چهار خانواده، آل فیصل، آل ثنایان، آل جیلاوی و آل کبیر، بر تمام شؤون عربستان سعودی سلطه دارد؛ به گونهای که تعداد هفت هزار نفری شاهزادگان آن مناصب کلیدی و موقعیتهای انحصاری این کشور را در دست خود دارند. با وجود سلطه این خاندان بر عربستان، نزاع درونی برای کسب قدرت بیشتر بین خانوادههای آن همواره جریان داشته که بارزترین آن قیام سال 1960 آل جیلاوی علیه آل فیصل و آل ثنایان است. این اختلاف اکنون در موضوع جانشینی ملکعبدالله صورت تازه و جدی پیدا کرده چرا که پدر بندر، سلطانبن عبدالعزیز، به دلیل بیماری سرطان غدد لنفاوی از نوع بدخیم تقریباً از مقام ولیعهدی کنار گذاشته شده و نایفبن عبدالعزیز، کاندیدای مورد نظر ملکعبدالله، نیز مخالفان جدی دارد. از سوی دیگر، ملک فیصل، وزیر امور خارجه، و بندربن سلطان هر کدام خود را جانشین ملکعبدالله میدانند و طلالبن عبدالعزیز، برادر ملکعبدالله، در خارج از عربستان رهبری مخالفان را به عهده گرفته است. به نظر میرسد که حذف بندربن سلطان از صحنه سیاسی راهکاری از سوی ملکعبدالله باشد که با توجه به سن بالای وی، از هماکنون راه را برای جانشین مورد نظرش هموار کند.