سرویس جامعه جوان آنلاین: به گزارش خبرنگار ما، چند روز قبل زن میانسالی به دادسرای امور جنایی تهران رفت و از کاپیتان و دو ملوان ایرانی و هندی یک کشتی تجاری به اتهام قتل شوهر ۵۰سالهاش شکایت کرد. شاکی در توضیح ماجرا گفت: من و فرزندانم در شهر نورآباد ممسنی استان فارس زندگی میکنیم و شوهرم جابر، ملوان کشتی تجاری گلسار بود. صاحب کشتی ایرانی بود و تعدادی ملوان ایرانی و هندی در کشتی کار میکردند. ۵آذر سال۹۶ کشتی گلسار ایران را به مقصد برزیل ترک کرد و شوهرم که ۲۰سال سابقه کار داشت به عنوان ملوان همراه کشتی راهی آن کشور شد. در طول سفر با شوهرم تلفنی در تماس بودم و او هیچ مشکلی نداشت تا اینکه دیماه۹۶ کشتی با محموله ذرت از بزریل راهی ایران شد. شوهرم در راه برگشت تلفنی به من خبر داد که با کاپیتان کشتی و یک ملوان ایرانی و یک ملوان هندی درگیر شده است تا اینکه روز دوم اسفندماه همان سال به من خبر دادند شوهرم در دریای عمان ناپدید شدهاست. کاپیتان و دو ملوان مدعی بودند شوهرم خودش را به دریا انداخته و خودکشی کردهاست، اما شوهرم هیچگونه مشکلی نداشت به همین خاطر احتمال میدهم آنها مرتکب قتل شوهرم شدهاند. شاکی ادامه داد: پس از آن به دادگاه بندر امام ماهشهر که کشتی گلسار در آن لنگر انداخته بود، رفتم و از آنها شکایت کردم، اما الان متوجه شدم پس از تحقیقات از آنجایی که حادثه در خارج از مرزهای ایران رخ دادهاست قاضی با صدور رأی عدم صلاحیت، پرونده را برای رسیدگی به دادسرای امور جنایی تهران فرستاده است.
بر اساس این گزارش کاپیتان کشتی گلسار پس از حادثه در تحقیقات به مأموران گفته بود: ملوان جابر که از ملوانان با سابقه کشتی بود زیر نظر ملوان هندی در کشتی کار میکرد. در راه بازگشت از کشور برزیل جابر دچار حادثه شد و دستش آسیب دید. به دستور من، او به بخش دیگری از کشتی که کار ساده و سبکتری داشت منتقل شد تا اینکه وضعیتش بهتر شد و ملوان هندی دستور داد تا او دوباره در قسمت تأسیسات و مراقبت از انبارها مشغول به کار شود. جابر از این موضوع خیلی عصبانی بود و به همین دلیل چند باری با ملوان هندی درگیر شد که به او هشدار دادم و در نهایت درگیری آنها پایان یافت و جابر گفت که پس از این در این کشتی کار نمیکند و قرار شد که وقتی به ایران برگردیم موضوع را با سازمان مربوطه در میان بگذارم و او از کشتی برود که ظهر سیام بهمنسال۹۶ در اقیانوس هند در ۳۰۰ کیلومتری عمان ناگهان ناپدید شد. پس از این چند روزی با کمک نیروهای امدادی بینالمللی در دریا به جستوجو پرداختیم، اما اثری از او نیافتیم.
ملوان هندی هم گفته بود: وقتی او را به کار اصلیاش برگرداندم با من درگیر شد، اما این درگیری با میانجیگری ملوانان دیگر پایان یافت و چند روز بعد ناگهان ناپدید شد. ملوان ایرانی هم گفته بود: آن روز من در حال بررسی انبار یک و دو کشتی بودم که جابر پیش من آمد و مشغول به کار شد. من دقایقی بیرون رفتم و وقتی برگشتم از او خبری نبود. بدین ترتیب با ارجاع این پرونده به دادسرای امور جنایی تهران بازپرس ویژه قتل دادسرا دستور داد تا ضمن تحقیق از کاپیتان کشتی و دو ملوان ایرانی و هندی و شاهدان حادثه، جعبه سیاهکشتی که در آن مکالمات ملوانان در آن ضبط میشود مورد بررسی قرار بگیرد تا زوایایی پنهان این حادثه مشخص شود.