
هرمان هسه» زندگی خود را «کتاب تصویری» مینامید، کتابی که خود او با احتیاط و مراقبت ورق زده است. از نظر او جدایی میان تصویر و واژه مستلزم تلاشی آگاهانه بود. «آندره ژید» در پیشگفتاری که بر کتاب «سفر به شرق» هسه نوشته بود، سرشت نقاشی و نوشتار را جدا از هم نمیداند، به نوشته او: «هرمان هسه به همان اندازه که شاعر است نقاش هم هست، در برخی مجموعههای منظوم وی انگار شاعر با آبرنگ طراحی کرده است.»
هرمان هسه بعدها پس از این اظهارنظر ژید توانست بیشتر درباره نقاشیهای خود توضیح دهد. در نقل قول مشهوری از این نویسنده برنده جایزه نوبل ادبیات آمده است: «چهل ساله بودم که نقاشی را شروع کردم.دلیل آنکه به سراغ نقاشی رفتم این نبود که خود را نقاش میدانستم یا قصد داشتم نقاش شوم. خیر، به اعتقاد من نقاشی امر باشکوهی است که انسان را سر حال میآورد و شکیبایی او را پرورش میدهد. پس از نقاشی (به خلاف نوشتن) انگشتهای شما سیاهرنگ نمیشود، بلکه قرمز و آبی میشود. بسیاری از دوستانم بابت این فعالیت جدید از دست من دلخورند.»
گرایش او به نقاشی البته از سر علاقه یا تصادف نبود، طی جنگ خانمانسوز جهانی اول هسه دچار افسردگی حادی شد و پزشک از او خواست تا به سراغ نقاشی برود. در حقیقت نقاشی برای او نوعی درمان بود