جوان آنلاین: این روزهای به سلبریتیها یا همان چهرههای معروف که بنا بر شرایطشان در بین مردم شناخته شده هستند، سخت میگذرد. فرهاد مجیدی آخرین نمونه این سلبریتیهاست، یک چهره معروف فوتبالی که در روزهای اخیر نحوه برخوردش با مأمور راهنمایی و رانندگی، انتقادات زیادی را متوجه او کرده است و شبکههای اجتماعی واکنشهای منفی زیادی به رفتار نامتعارف مربی استقلال پس از قانونشکنی داشتهاند.
اما چرا چنین شده است، چرا چهره فوتبالی مانند فرهاد مجیدی به خودش اجازه میدهد، مقابل قانون بایستد و در رفتاری طلبکارانه از مأموری که وظیفهاش را انجام میدهد، فیلم بگیرد و در استوری اینستاگرامش منتشر کند؟ ریشه چنین حرکتهایی را باید در رشد بادکنکی فوتبالیستهای ایرانی جستوجو کرد. فوتبالیستهایی که در دو دهه اخیر با فاصله گرفتن از بقیه ورزشکاران، این روزها به تافتههای جدا بافته در ورزش ایران تبدیل شدهاند، طوری که از وزیر ورزش گرفته تا نماینده مجلس به ساز آنها میرقصند و حسابشان را از بقیه قهرمانان جدا میکنند. تبعیضی که در سالهای اخیر بیشتر و سبب شده تا کمتر قهرمان و مدالآوری دل خوشی از فوتبالیستهایی داشته باشد که آخرین افتخارشان برای کشورمان مربوط به چهار دهه پیش است!
امان از پولهای بیحساب و کتاب
دلیل اصلی تافته جدا بافته شدن فوتبالیها را باید در پول پیدا کرد. در دو دهه گذشته سرازیر شدن پولهای بیحساب و کتاب دولتی به فوتبال سبب شده تا قرارداد فوتبالیستها به شکل غیرقابل تصوری افزایش پیدا کند و از قراردادهای زیر ۱۰۰ میلیون در ابتدای دهه ۸۰ به قراردادهای چندمیلیاردی در سالهای میانی دهه ۹۰ برسد. گشادهدستی مسئولان دولتی و صنعتی از بیتالمال، پولهای کلانی را روانه فوتبال کرد تا اختلاف درآمد ورزشکاران این رشته با سایر رشتههای ورزشی باعث شود این روزها هر خانوادهای آرزوی فوتبالیست شدن فرزندش را داشته باشد. قراردادهای کلان فوتبالیها در حالی بدون هیچ ضابطه و قانونی هر سال در حال افزایش نجومی است که هیچگونه نظارتی از سوی دستگاههای بازرسی و قضایی نسبت به حیف و میل گسترده بیتالمال در این ورزش صورت نمیگیرد و همین مسئله فساد را در فوتبال به بالاترین حد نسبت به سایر ورزشها رسانده است.
البته موافقان هزینه سالانه هزار میلیاردی دولت در فوتبال، با مقایسه درآمدهای این ورزش در سطح دنیا و اینکه فوتبال تبدیل به صنعت پولسازی شده است، چنین هزینههای کلان و بیحساب و کتابی را توجیه میکنند. با این حال آنها عنوان نمیکنند که گردش مالی بالای فوتبال در دنیا همواره از کانال بخش غیردولتی صورت میگیرد و هیچگونه بودجه دولتی در این زمینه مصرف نمیشود. این در حالی است که در ایران هزینه قرارداد فوتبالیستها از بودجه عمومی کشور و از جیب هواداران پرداخت میشود.
فالورهایی که مقابل بیقانونی ایستادند
ورود چنین پولهای بیضابطه دولتی به فوتبال ایران سبب شده تا فوتبالیستهای کشورمان با چنین رانتی از سوی دولت تبدیل به یک طبقه نوکیسه در جامعه ایران شوند. طبقهای که با توجه به درآمدهای هنگفت سالانه، به آن سطح از رفاهزدگی و میزان توجه و شهرت در سطح جامعه رسیدهاند که امروزه برابر قانون میایستند و انتظار دارند قانون برای آنها اجرا نشود، چراکه خود را بالاتر از هر قانونی میدانند. همین است که چهره معروفی مانند فرهاد مجیدی به خودش اجازه میدهد از بیقانونیاش فیلم بگیرد و در پستی طلبکارانه از رئیس پلیس استان تهران بخواهد که با مأموری که وظیفهاش را به درستی انجام داده، برخورد کند!
این روحیه طلبکارانه خروجی همان پولهای دولتی است که فوتبالیستها را با یک رشد بادکنکی به درجهای رسانده که برابر اجرای قانون مقاومت میکنند.
با این حال به نظر میرسد با توجه به واکنشهای صورت گرفته نسبت به مقاومت مربی استقلال برای توقف خودرویش به دلیل سرعت غیرمجاز، باد بادکنک احساس تافته جدابافته بودن فوتبالیستها در حال کم شدن است. اگرچه مسئولان دولتی همچنان بدون اینکه پاسخگوی حیف و میل سالانه چندصد میلیاردی پولهای هنگفت در فوتبال کشور باشند، به حمایت مالی گستردهشان از این ورزش ادامه میدهند و در آخرین مورد به دلیل برد تیم ملی فوتبال مقابل تیمهای درجه چندم پاداش یک میلیون دلاری پرداخت کردند، اما به نظر میرسد در سطح جامعه، فوتبالیها برابر بیقانونی کمتر هواداری را حامی خودشان میبینند.
ماجرای واکنش شدید مردم به مقاومت مربی استقلال برابر اجرای قانون به خوبی بیانگر این است که سلبریتیها و چهرههای معروف ورزشی و به خصوص فوتبال، بیقانونیشان نسبت به دیگر افراد با واکنشهای منفی شدیدتری روبهرو میشود. این در حالی است که فرهاد مجیدی تصور میکرد با توجه به فالورهای میلیونیاش در اینستاگرام میتواند با منتشر کردن فیلم درگیری خود با پلیس، فالورهایش را علیه پلیس بشوراند، تصوری غلط که ناشی از همان رشد بادکنکی اهالی فوتبال است که خودشان را تافته جدابافته میدانند، تصوری که مشخص شد توهمی بیش نیست و قانون چهره معروف و غیرمعروف نمیشناسد!