جوان آنلاین: در ادامه نیما در جایگاه قرار گرفت و گفت: «من و زیبا با هم اختلاف داشتیم به همین دلیل با داشتن دو فرزند از هم جدا شدیم. فرزندانم نزد من بودند به همین بهانه همسرم هفتهای یکبار به دیدن آنها میآمد. روز حادثه او به خانه من آمده بود. کنارش نشستم و در مورد علت جداییمان با او صحبت کردم و گفتم او را به خاطر خیانتی که به من کرده بود طلاق دادم. زیبا قبول کرد به همین دلیل به او گفتم مستحق مرگ است و باید اعدام شود. زیبا حرفم را تأیید کرد و گفت: اشتباه کرده و باید تاوان آن را پس دهد.»
متهم در ادامه گفت: «واحد کناری آپارتمان هم برای خودم بود به همین خاطر من و زیبا فرزندانمان را به آنجا بردیم و آنها خوابیدند. سپس دو نفری به واحد خودمان برگشتیم. او گفت: از این زندگی خسته شده و میخواهد بمیرد. تا اذان صبح بیدار بودیم و در اینترنت میگشتیم تا نحوه ساخت طناب دار را یاد بگیریم. سرانجام یک طناب تهیه کردم و آنرا گره زدم و از چارچوب در آویزان کردم. سپس دست و پا و دهان زیبا را بستم. او از چهار پایه بالا رفت و در یک لحظه آن را از زیر پای او کشیدم و به زمین انداختم. دقایقی بعد جسد را پایین آوردم و با خواهرم تماس گرفتم.» او در آخر گفت: «قبول دارم شیشه مصرف میکردم، اما آن روز حال طبیعی داشتم و با درخواست خود زیبا بود که این کار را کردم.» در پایان هیئت قضایی وارد شور شد.