کسب موفقیت و مدال طلا در مسابقاتی، چون بازیهای آسیایی، رقابتهای جهانی و المپیک توسط یک ورزشکار، هرچند که به طور مستقیم به تلاش، ممارست، تمرین و آمادگی بالای ورزشکار بستگی دارد، اما در این میان نباید از برخی حمایتها، پشتیبانیها و دلگرمیها نیز به سادگی گذشت.
ورزش کشورمان در رشتههای مختلف سالهاست که بابت نقص در همین مسائل، یعنی حمایتها و پشتیبانیهای مدیریتی به موقع و درست ضربه میخورد. به همین بازیهای آسیایی جاکارتا نگاه کنید؛ امیر مهدیزاده، قهرمان کاراته جهان به راحتی در فینال مقابل نماینده اندونزی میزبان بازنده میشود. چرا، چون قرار است کاراتهکای اندونزی مقابل چشمان رئیسجمهور کشورش نبازد و طلا بگیرد!
سعید ملایی، جودوکار پرقدرت و جسور کشورمان دیدار نهایی برابر حریف ازبک را میبرد. داور هم تصمیم دارد او را برنده اعلام کند،، اما ناگهان بعد از پایان وقت قانونی مسابقه به او اخطار سوم را میدهند و ورزشکار ازبک را صاحب مدال طلا میکنند.
محمد ملکمحمدی، کوراشکار خوب کشورمان نیز که شانس کسب مدال است با ناداوری مطلق از گردونه رقابتها حذف میشود. عیان بودن این ناداوری به حدی بود که ملکمحمدی بعد از پایان مسابقه سر خود را به دیوار کوبید و باعث مصدومیت خود شد.
اینکه تا چه زمانی باید شاهد اشکها و لبخندهای تلخ قهرمانان و ورزشکارانمان در چنین مواقعی باشیم، سؤالی بیپاسخ است که البته آن را تنها باید در سوءمدیریت حاکم بر ورزش و فدراسیونها، نداشتن کرسیهای معتبر جهانی و عدم حمایت مدیریتی درستی از ورزشکاران جستوجو کرد. روزهای آخر بازیهای آسیایی با پایان یافتن رقابت در رشتههایی که شانس مدالآوری برای ایران بودند، گویا مسئولان هم وظایف خود را تمام شده تلقی کردند. آنها بقیه را به امان خدا رها کردند، درست مثل دوندهای که چند متر مانده به خط پایان سرعت خود را کم میکند و باعث میشود دوندههای پشت سر به او برسند و موفقیتش را با خطر روبهرو کنند. ورزشکاران کشورمان به راحتی در چنین میادین بینالمللی با حقخوری روبهرو میشوند، چون آنجا که باید آقایان مسئول کار میکردند، سستی و اهمال کردند تا قدرت فنی ورزشکارانمان هم نتواند جلوی لابیهای قدرتمند پشت پرده بایستد، تا مهدیزاده ببازد، سعید ملایی به جای طلا نقره بگیرد و ملکمحمدی جای آقایان مسئول سرش را به دیوار بکوبد. حالا سؤال اینجاست که چرا این قبیل حقخوریها فقط در مورد ورزش ایران دیده میشود، مثلاً چرا کاراتهکاهای ژاپنی، چینی یا کرهای با این مسائل روبهرو نمیشوند، چرا چنین ناداوریهایی گریبان کوراشکاران ازبک را نمیگیرد؟!
البته پاسخ روشن است؛ آنها که خودشان را صاحبان این رشتهها میدانند با نفوذ در فدراسیونهای جهانی و آسیایی برای خودشان حق قائل میشوند، در حالی که مسئولان ورزش ایران از این نکته غافلند و حتی در رشتههایی که سرآمد آسیا و جهان هستیم هم به لحاظ تصمیمگیریها و مدیریتها هیچ حرفی برای گفتن نداریم.
با این روند نباید هم انتظاری جز این داشت، نباید هم منتظر گرفتن حقمان بود، چراکه دیگران به راحتی حقمان را میخوردند و آن را بالا میکشند. واقعیت این است که ورزش ایران از این لحاظ فرسنگها با رقبای بینالمللی خود در آسیا و جهان فاصله دارد و تا زمانی که این فاصله از بین نرود باید شاهد اشکهای قهرمانان و مدالآوارنمان به سبب از دست رفتن مدالهایی که حقشان بود، اما به گردن رقبای صاحبنفوذشان افتاد، باشیم.