دختر پرانرژی و بازیگوشی که با تمام بچههای نوانخانه فرق داشت و در نهایت نیز در جریان بازدید خیرین از نوانخانه توجه یکی از آنها را به خود جلب کرد تا به او کمک کند و آیندهای متفاوت داشته باشد و با حمایت او درس بخواند. این دختر که هیچگاه حامی خود را ندیده بود و از او تنها سایه کشیدهای دیده بود هر روز برایش نامه مینوشت و او را در جریان کوچکترین اتفاقات زندگیاش قرار میداد و در کنار خودش تصور میکرد. در نهایت نیز بعد از فارغالتحصیلی با او ازدواج کرد. این فانتزی جین وبستر خیلی از بچهها به ویژه دختربچههای دهه ۷۰ را با خود به دنیای رؤیا میبرد و ازدواج جودی ابوت و سرپرستش بابالنگ دراز اوج داستان و باعث خوشحالی بچهها بود که پایانی بر محرومیتهای جودی به شمار میرفت. چنین رابطهای البته بدون فانتزیهای آن در سال ۹۲ در کشور ما تبدیل به قانون شد.
در ماده ۲۷ قانون حمایت از کودکان بیسرپرست و بدسرپرست آورده شد که ازدواج فرزند خوانده با سرپرست، در صورت صلاحدید دادگاه امکانپذیر است. این قانون از ابتدای تصویب مورد نقد صاحبنظران و کارشناسان مسائل اجتماعی و تربیتی قرار گرفت، اما تعلل تقریباً پنج ساله دولت در ارائه لایحه اصلاحی آن باعث شد مجلس دست به کار شود و طرحی را در اصلاح ماده ۲۷ قانون حمایت از کودکان بیسرپرست و بدسرپرست ارائه دهد که آن هم لابهلای کارهای برزمین مانده کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس متوقف شد. آخرین خبر از سرنوشت طرح ممنوعیت ازدواج فرزندخوانده با سرپرست را سیده حمیده زرآبادی نماینده مردم قزوین در مجلس ابتدای هفته جاری به رسانهها اعلام کرد. وی گفت: سال گذشته این طرح در صحن علنی مجلس اعلام وصول و برای بررسی بیشتر به کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس ارجاع شده، اما کمیسیون قضایی به دلیل تعدد طرحها و لوایح فرصت لازم را برای بررسی این طرح نداشته است؛ البته پیگیریهای لازم برای ارجاع سریعتر طرح به صحن علنی مجلس انجام خواهد شد.
نماینده مردم قزوین، آبیک و البرز درمجلس شورای اسلامی، با اشاره به اینکه برخی مواد این طرح طی یک ماه اخیر درکمیسیون قضایی و حقوقی مجلس بررسی شده است، افزود: دولت سال گذشته به دنبال تدوین طرحی درخصوص ممنوعیت ازدواج فززندخوانده با سرپرست بود، اما متأسفانه پس از گذشت چند ماه لایحه دولت به مجلس ارسال نشده است، بنابراین با توجه به اینکه درحال حاضر برخی به دلیل نبود شفافیت و ضعف در قانون گرفتار چنین مشکلی هستند، مجلس تدوین طرح مورد نیاز را در دستورکار قرار داد. زرآبادی با بیان اینکه در قانون فعلی ممنوعیت ازدواج فرزندخوانده با سرپرست مشروط در نظرگرفته شده است، تصریح کرد: در شرایط فعلی اگر مجوز از دادگاه اخذ شود، ازدواج فرزندخوانده با سرپرست قانونی محسوب میشود، اما به دلیل تبعات بسیار و آسیبهای اجتماعی قابل توجه دراین خصوص درطرح مجلس تأکید شده است حتی با مجوز دادگاه هم انجام این کار امکانپذیر نیست، بنابراین ازدواج با فرزندخوانده درهرحالتی ممنوع است؛ البته تصویب هرقانونی دراین زمینه باید ضمانت اجرایی داشته باشد.
ماده ۲۷ تهدید فرزندخواندگی
قوانین مصوب در زمینه کودکان بیسرپرست باید منجر به تأمین امنیت آنها شود. تا قبل از تصویب این قانون اگرچه حرمت شرعی برای ازدواج فرزندخوانده و سرپرست وجود نداشت و افراد بر اساس عرف با فرزندخوانده خود ازدواج نمیکردند، اما تصویب قانون حمایت از کودکان بیسرپرست و بدسرپرست این مسئله را وارد فرهنگ جامعه کرد. فارغ از زمینههای فقهی و حقوقی موضوع ازدواج فرزندخوانده با سرپرست، زمینههای اجتماعی و بهداشت رفتاری آن به اندازهای عمیق است که مورد توجه قرار گیرد. اولین نتیجه این قانون این است که خانوادهها اقبال خود را به قبول سرپرستی فرزندان بیسرپرست و بدسرپرست از دست میدهند. این امر به ویژه در مورد دختربچهها مصداق پیدا میکند، زیرا فرزندان دختر به صورت پیش فرض رقیبی برای زنان خانواده خواهند بود. از سوی دیگر فرزندخواندهها سرپرستان خود را به چشم والدین میبینند و رابطه والد و فرزندی بین آنها شکل میگیرد. این ارتباط به هر عنوانی مخدوش شود سلامت روانی فرزند و سایر اعضای خانواده را از بین میبرد. علاوه بر این قانون ازدواج فرزندخوانده با سرپرست چنانچه در میان سایر قوانین اجتماعی جاگیر شود این تصور عمومیت مییابد که افرادی که توانایی مالی دارند میتوانند به راحتی کودکی را به فرزندخواندگی قبول و در سن بلوغ جنسی یا بلوغ شخصیتی با او ازدواج کنند. در نتیجه نیت و انگیزه افراد برای پذیرش سرپرستی کودکان بیسرپرست در مقایسه با گذشته تغییر و یک انگیزه جنسی خواهد داشت که آسیبهای اجتماعی ناشی از این مسئله به مراتب بیشتر از آسیب اجتماعی کودک بدون سرپرست و خانواده است.
صاحبنظران بر این باورند که بحث محرمیت و ارث نیز دو موضوع مورد چالش در فرزندخواندگی است. در دین اسلام بر خلاف بیشتر ادیان، وقتی والدین حضانت فرزندی را قبول میکنند محرم نیستند، مگر اینکه مادر از شیرخوارگی به آن فرزند شیر داده باشد. در غیر این صورت فرزندخوانده به سرپرست خود نه محرم است و نه از آنها ارث میبرد. به همین دلیل افراد کمتر به دنبال فرزندخوانده میرفتند. حالا ماده ۲۷ قانون حمایت از کودکان بیسرپرست یا بدسرپرست این روند را کمتر از قبل هم میکند. بحث ارث فرزندخوانده از دیدگاه عرف و در فضای فرهنگی جامعه ما با بخشیدن مقداری از اموال به کودکان حل میشود و چالش فقهی محرمیت نیز با خواندن صیغه محرمیت بین فرزند، پدر و مادر تا حدودی رفع و مشکلی در این زمینه به وجود نمیآید. البته صیغه محرمیت رایج در عرف ما همان صیغه نکاح محسوب میشود، اما خانوادهها هدف از این صیغه را رفع مشکل محرمیت بین فرزندخوانده و پدر و مادر محسوب مینمودند و منظور از آن صیغه نکاح به مفهوم رایج در عرف امروزی نبود. قوانین مصوب در زمینه کودکان بیسرپرست باید با هدف تأمین امنیت این افراد تنظیم شده باشد. قوانین باید به شکلی تنظیم شده باشد که افراد راحتتر از مراکزی مثل بهزیستی فرزند بگیرند و امنیت فرزند را افزایش دهند نه اینکه امنیت روحی و روانی آنان را پایین بیاورند. از دیدگاه قانونی ازدواج دختر در ایران باید با اذن ولی او یعنی پدر صورت گیرد حال در ازدواج فرزندخوانده با سرپرست به دلیل اینکه سرپرست هم در نقش ولی و هم در نقش همسر آینده قرار میگیرد در این صورت اذن فرزندخوانده نادیده گرفته میشود و سرپرست نظر خود را بر آنها تحمیل میکند که در این حالت امکان بروز انواع سوءاستفادهها فراهم میشود و البته نکتهای که در قانون ازدواج فرزندخوانده با سرپرست مطرح است این ازدواج تنها ازدواج فرزندخوانده دختر را شامل نمیشود، یعنی فرزندخوانده پسر نیز میتواند با مادر خود در آینده ازدواج کند.
سرپرست، پدر و مادر یا همسر کدام نسخه قانون است؟
در یکی از جدیترین نقدهای وارده به قانون فوق آمده است که واقعاً معلوم نیست مسئولان میخواهند به یک کودک بیسرپرست پدر یا مادر بدهند یا همسر آینده آنها را تأمین کنند. در واقع باید دید یک کودک زیر پنج سال یا بالاتر در این سنین به پدر و مادر نیاز دارد یا همسر؟ در واقع شیوع انواع خشونتهای جنسی، از بین بردن استقلال به دلیل عدم اراده کودک در انتخاب به عنوان فرزندخوانده و همسر و سوءاستفادههای جنسی از آنها میتواند اولین پیامد به اجرا در آوردن چنین قانونی باشد که لازم است مسئولان در این زمینه بازنگریهای لازم را انجام دهند و مصالح کودک و همچنین آسیبهای روانی و اجتماعی آن را در نظر گیرند. باید توجه داشت وجود یک خانواده بد نمیتواند بهتر از خانواده نداشتن باشد. در واقع هویت و شخصیت یک بچه در خانواده شکل میگیرد و هرگز خانواده بد نمیتواند بهتر از بیخانوادگی باشد، بنابراین در شرایط عادی و معمولی تربیت بچه در خانواده بسیار دشوار است به همین دلیل اکثر زوجین حاضر نیستند این مسئولیت سنگین را بپذیرند و بچهدار شوند، چه برسد به اینکه خانوادهای از همان ابتدا به کودک نگاه جنسیتی داشته باشد.
کشورهای دیگر به جای این مسائل و قوانین در خصوص فرزندخوانده، ابتدا شرایط گرفتن یک بچه برای خانوادهها را راحتتر میکنند و از طرف دیگر هم اگر کودک بیسرپرست تحت حمایت خانوادهای نباشد، تلاش میکنند با شرایط بهتر و مرفهتری توسط دولتها نگهداری شوند.