این مقاله، جستاری است در تاریخچه فرهنگ تراکمفروشی شهرداریها و اینکه آن را چه کسی و در کجا بنا نهاد. بیست ونهم آبان ۱۳۶۲ و در زمانی که غلامحسین کرباسچی، استاندار اصفهان جوان ۲۹ سالهای را به نام محمدحسن ملک مدنی که در امور مالی و اداری روزنامه کیهان مشغول به کار بود شهردار اصفهان کرد و دفاع مقدس هم تازه شروع شده بود، از اینجهت وی با خزانه خالی شهرداری مواجه شد. ملکمدنی که جوانی متهور و اوایل انقلاب اسلامی دوران سربازی خود را به پایان رسانده بود از اتاق بسیار سرّی توجیه ارتش که جز کادر ویژه آن تنها شاه و برادرش غلامرضا نماینده نظامی او میتوانستند بازدید کنند، به طبقه دوم کاخ شهرداری در دروازه دولت اصفهان نقل مکان کرد و پشت میز ریاست بلدیه این شهر نشست. نزدیکان او معتقد بودند، آشنایی او با سازماندهی و برنامهریزی و به خصوص دیکتاتوری، جاهطلبی و قدرتنمایی در اعمال مدیریتش، از همان اتاق سرّی که دارای نمودارها و چارتهای متعدد بود، نشئت گرفته است. بههرحال با حمایت بیدریغ استاندار وقت، وی یک سلسله اقدامات خودسرانه را برای کسب درآمد شهرداری آغاز کرد و در مرحله نخست به شهرداران نواحی آن زمان (هنوز شهرداریهای مناطق تشکیل نشده بود) دستور داد برای صدور پروانه ساخت برای مجتمعهای مسکونی بلندمرتبه، به نسبت تعداد طبقات و وسعت ساختمان بهویژه از انبوهسازان و بسازوبفروشهای معروف شهر، یک یا چند دستگاه خودروی پاترول بهعنوان هدیه به شهرداری دریافت کنند و تأکید کرده بود هدیهدهندگان باید به خط خودشان بنویسند که این خودرو را اینجانب با کمال میل و اختیار به شهرداری اصفهان هدیه میکنم! که به مصرف امور عمرانی شهر برسد... یا در تغییر کاربریهای غیرمجاز شهرداری حدود ۶۰درصد زمین مالکان را تصاحب میکرد! البته ابتدا پاترولها، زیر پای شهردار، مدیران شهری و سایر شهرداران نواحی قرار گرفت و تعدادی از آنها هم (بدون تشریفات معمول) به فروش رسید و با فروش اراضی تملک شده خزانه شهرداری را تقویت کرد و پس از اینکه این روشها جا افتاد و قبح دریافت هدیه و تملک اجباری اراضی از بین رفت و ضمناً اعتراضی هم از جانب شهروندان صورت نگرفت! دریافت خودرو به وجه نقد تبدیل و به شهرداران نواحی اختیار داده شد برحسب متراژ و مشخصات ساختمان و تعداد طبقات و ارتفاع آن ضمن توافق با مالکان، مبالغی از متقاضیان پروانه ساختمان دریافت دارند که این شیوه محاسبه و بیضابطه و تغییر کاربریها ضمن آنکه بنیه مالی شهرداری را تقویت کرد، انبوهسازان و بسازوبفروشهای بزرگ را (در اوج رونق ساختوساز) به سودهای کلان رسانید و ضمن اینکه موجب افزایش قیمت زمین و ساختمان و نرخ ساختوساز در شهر شد، متأسفانه فساد گسترده، اما پنهانی را هم در مجموعه شهرداری ایجاد کرد، زیرا برای انجام توافق، هیچگونه ضابطه و آداب و ترتیبی وجود نداشت و هیچ کنترل و حسابرسی هم انجام نمیگرفت و توافق، در یک جلسه محرمانه بین شهردار ناحیه و متقاضی انجام میشد.
از اصفهان به تهران
مدیران شهرداری و شهرداران نواحی بهشدت از نحوه برخورد تندوتیز و بعضاً بیادبانه ملکمدنی میترسیدند و احتمالاً حواسشان جمع بود که (سوتی) ندهند. از آن تاریخ واژه (توافق) وارد لغتنامه شهرداریها شد که اینک بیشتر برای آزادسازیها مورداستفاده قرار میگیرد. با انتخاب کرباسچی به سمت شهردار تهران، وی ملک مدنی را که با شرایط نامناسبی از شهرداری اصفهان عزل شده بود، به تهران برد و بهعنوان مشاور عالی ویژه پشت پرده، با اختیارات کامل مأمور اجرای این طرح در تهران کرد که دیدیم با فروش تراکم در تهران و دریافت مبالغ نجومی از بسازوبفروشها و برجهای ۱۰ تا ۳۰ طبقه چه پول هنگفت و کلانی به خزانه شهرداری و البته به جیب شهرداری چیها سرازیر شد که نهایتاً آنهم منجر به برکناری و محاکمه کرباسچی و انفصال او از خدمات دولتی شد و معاونان و مدیران مالی شهرداری تهران هم که اکثراً اصفهانی بودند تحت تعقیب قرار گرفتند (۱۳۶۹ تا ۱۳۷۴). از حق نگذریم، ملکمدنی در دوران شهرداری خود (۲۹/۸/۶۲ تا ۱۷/۲/۶۹) به رغم آنکه تراکم فروشی را بنا نهاد و به قوانین شهرداری اصلاً توجهی نداشت و در بسیاری موارد خارج از ضوابط و مقررات و بهصورت خودسرانه عمل میکرد و حتی یکبار که یکی از وکلای دادگستری با او بهتندی سخن گفته بود به دستور او در یکی از اتاقهای شهرداری حبس شد و البته بعداً برایش مشکلاتی به وجود آورد، اما از سوی دیگر منشأ بعضی از خدمات شهری در اصفهان شد، ازجمله گسترش و توسعه فضاهای سبز و احداث بوستانهای شهری و محلی، آزادسازی فضاهای سواحل زایندهرود و تأسیس چند سازمان و شرکت مانند سازمان ترافیک شرکت صفه برای آسفالت شهر و امثالهم. وی با تخریب بافت فرسوده دروازه دولت، ازجمله کوچه جهانبانی و منازل اطراف آن کوچه فتحیه و اماکن مسکونی و تجاری آن، خانه و باغ بزرگ سردار اعظم که بخشی از باغ و کاخ هشتبهشت در آن قرار داشت را آزاد کرد که اینک به پارک شهید رجایی معروف است و ساختمان مسکونی سردار اعظم با معماری قاجاری در آن واقع شده که در اختیار شهرداری است.
توسعه به چه قیمتی؟
نخستین روگذر اصفهان که روی خیابان میر احداث شد و تعدادی طرحهای عمرانی دیگر از یادگارهای ماندگار دوران مدیریت شهری اوست. خاطرم هست که پاساژ بسیار بزرگی مقابل خیابان شیخ بهایی، در محل ورودی کاخ هشتبهشت ساخته و آماده افتتاح بود که به دستور وی شبانه تخریب و ورودی کاخ هشتبهشت که سالیان طـولانی مسدود بود، بازگشایی شد. ملکمدنی همچنین دستور داد رستوران هزار و یکشب را که در محل یکی از قهوهخانههای قدیمی اول خیابان چهارباغ تأسیس شده بود و دارای آتراکسیون و ارکستر بود شبانه تخریب کردند و اثاثیه آن را کنار خیابان گذاشتند! وی به گل و گلکاری و زیباسازی شهر بسیار علاقهمند بود و احداث باغچههای جلوی کاخ شهرداری مرکزی و بسیاری از پارکهای شهر از اقدامات دوران اوست. وقتی به او خبر میدادند که مردم شمعدانی، شببوها و گلهای فصلی را درمیآورند و میبرند دستور میداد همان شبانه به همان تعداد و از همان گلها و در همان محل کاشته شود و میگفت: آنقدر بکارید تا مردم به وجود گل در باغچههای شهر عادت کنند که البته به مرور زمان همینطور هم شد. او منشأ این خدمات عامالمنفعه هم بود، اما به چه قیمتی؟! کرباسچی و تیم او هم تهران را از نظر اجرای طرحهای عمرانی، گسترش شبکه ارتباطات شهری و توسعه فضاهای سبز و بهطورکلی توسعه پایدار، متحول کردند، اما باید دید آنها هم با چه هزینههایی به سامان رسیده است؟! هردوی این بزرگواران، درنهایت میراثی از خود بهجای گذاشتند که اینک گریبانگیر شهرداریهای کشور شده که بعد از تراکم فروشی، مسئله خیابان فروشی مطرحشود تا در آینده شهرداران بعدی با مشکلاتی که این طرح به وجود میآورد، به پایهگذاران آن نفرین بفرستند! پس از آن ملک مدنی، حدود ۱۰ ماه هم شهردار پایتخت بود (از ۱۳ اسفندماه ۱۳۸۰ تا ۳۰ دیماه ۱۳۸۱)، اما اقدامات او که در کوتاهمدت به افزایش قیمت زمین و مسکن در تهران منجر شد، نارضایتیهایی در شورای شهر تهران به وجود آورد و نهایتاً به برکناری او انجامید. وی در این دوران با ۱۸۰ درجه چرخش، فروش تراکم در چند منطقه تهران را ممنوع اعلام کرد. محمدحسن ملکمدنی معتقد بود تنها راه جلوگیری از مهاجرت فزاینده به تهران، بالا رفتن هزینه زندگی در آن است. وی در دوران کوتاه مدیریت شهری خود در تهران به حد کافی هزینه زندگی شهروندان پایتخت را بالا برد! زمین، مسکن و اجارهخانهها به میزان سرسامآوری افزایش یافت، اما این امر در کاهش مهاجرتها هیچ تأثیری نداشت و تنها موجب شد او هم به سرنوشت یار دیرینش، کرباسچی دچار شود و به دنبال انحلال شورای شهر تهران با اتهاماتی که منجر به تعقیب قضایی شد، از شهرداری برود. البته بعدها وی از تمامی اتهامات وارده، بهکلی تبرئه شد.