مسائل و مشكلات شهر تهران كه بخش زيادي از آن به دليل نبود برنامهريزي جامع و اعمال رفتارها و تصميمسازيهاي سليقهاي انباشته شده است حال پس از پنج دوره حضور شوراي شهر و انتخاب شهردار فصل جديدي را پيش رو دارد.
به گفته صاحبنظران بخش زيادي از درآمد اداره شهر متكي به ساخت و ساز است يعني با فروش تراكم و افزايش ساختمانها و مراكز تجاري اداري اداره ميشود. در اين خصوص حتي گفته شده است كه 70 درصد منابع درآمدي كلانشهر متكي به ساخت و ساز است.
نبود منابع درآمدي پايدار از يك سو و افزايش نيازهاي شهري شهروندان و شهر از سوي ديگر سبب شده است تا چالشها و مسائل شهري در يك دوره مديريتي حل و برطرف نشود. نگاه جزيرهاي به توسعه و گسترش شهر تهران و همچنين اداره آن سبب شده است تا اين ابرشهر در پيچيدگي مسائل و مشكلات قرار گيرد به گونهاي كه براي حل يك معضل به عنوان مثال آلودگي هوا، لازم و ضروري است تا ترافيك و كمبودهاي حمل و نقل شهري برطرف شود. براي برطرف شدن اين مؤلفهها نياز است تا درآمد پايدار شهري تعريف شود و منابع درآمدي در نظر گرفته شود. متأسفانه بسياري از مسائل و مشكلات شهري در پايتخت زنجیروار به يكديگر متصل است و بايد همه مسائل و موضوعات درگير را با يكديگر در نظر گرفت. بر اين اساس لازم است بحث مديريت يكپارچه و واحد شهري در سطوح كلان قانونگذاري مصوب شود و در فازهاي زماني مرحله به مرحله به اجرا درآيد تا شهر تهران بتواند در مسير توسعه همگن قرار گيرد. در حال حاضر شوراي پنجم كه نتوانسته است در انتخاب اول خود شهر را در مسیر توسعه قرار دهد در برابر آزموني جديد قرار گرفته و با انتخاب شهردار جديد بايد جبران كمكاري و فرصتهاي از دست رفته را كه گذشته به نحوي جبران كند.
اينكه شهر زبالههايش جمعآوري شود و نظافت شهري صورت ميگيرد و به فضاي سبز رسيدگي ميشود اداره شهر نيست چراكه همگان ميدانند كه شهر موجود زندهاي است كه نيازمند است در تمامي ابعاد به آن رسيدگي شود و نبايد توسعه شهري كه بر اساس دانامحوري و انسانمحوري تعريف شده است فراموش شود. اگر به موضوع توسعه شهري بيتوجهي صورت بگيرد و فقط به مسائل روزمره شهري توجه شود اين شهر در آينده نه چندان دور با معضلات بسياري مواجه خواهد شد كه اداره آن را غيرممكن خواهد ساخت. بر اين اساس مديريت جديد شهري اعم از شورا و شهردار منتخب بايد به چشمانداز توسعه پايدار شهري توجه ويژهاي داشته باشند. اينگونه نباشد كه شهر پس از سه سال ديگر به همين شكل و ساختار تحويل مديريت بعدي شهر بشود.
حركت در مسير توسعه و احداث زيرساختها در همه حوزهها مؤلفهاي است كه بايد مديريت شهري بدان توجه داشته باشد و با تغيير و تحول بر اساس نياز روز شهر و شهروندان پاسخ دهد. كارآمدي مديريت شهري در پايتخت نيازمند نگاه تخصصي به مسائل و مشكلات شهري است و رفع اين موارد نيازمند مطالبهگري از حاكميت و دولت است. اينكه دولت همچون گذشته بخواهد گامهاي كندي براي توسعه زيرساختهاي شهري بردارد عملاً ميشود گفت به نوعي سنگاندازي در مسير توسعه و رشد شهر است. و اين امر سبب خواهد شد تا بخش زيادي از مشكلات برجا مانده از دورههاي گذشته همچنان باقي بماند. در حال حاضر كفه سياسي شوراي شهر به دليل آنكه اعضاي شورا يكدست هستند و شهردار نيز از طيف آنان انتخاب شده است بسيار سنگين است و انتظار ميرود كه در اين يارگيري سياسي، شهر و شهروندان فراموش نشوند و مديريت شهري بتواند از اين انسجام نگاه سياسي استفاده كرده و شهر را به بهترين شكل ممكن اداره كند. به هر حال تغيير مديريت در شهري همچون تهران نيازمند آن است كه اعضاي شورا و شهرداري منتخب به وعدهها و برنامههاي خود حداقل جامه عمل بپوشانند و شهر را كه در حال حاضر ساكن است به حركت در مسير توسعه درآورند. پرهيز مديريت شهري از هيجانات سياسي و پيش رو و توجه به برنامههاي طرح جامع و تفصيلي و استفاده از توان مشاركت شهروندان ميتواند مديريت جديد را در رسيدن به اهداف شهري كه براي شهروندان مناسب است ياري رساند. بايد توجه داشت در حال حاضر كه مديريت شهري در يك طيف سياسي در كنار يكديگر قرار گرفتهاند اگر نگاه از بالا به پايين باشد و همه موارد به مديريت شهري ديكته شود شهر فقط زنده خواهد ماند ولي اگر نگاه از پايين به بالا باشد يعني نيازها و مطالبات به شكل صحيح از سوي مديريت بالادست رصد و پاسخ داده شود شهر به شهري براي زندگي تبديل خواهد شد. حالا كه كليددار شهر انتخاب شده است بايد ديد كارنامه عملكرد تك تك اعضاي شورا چه نمرهاي از تك تك شهروندان خواهد گرفت. اينكه حاشيهها در اين دوره مديريت شهري پررنگتر از متن خواهد شد، سؤالي است كه بايد در گذر زمان پاسخ آن رصد شود.