
سيدرحيم نعمتي
لبنانيهاي خارج از كشور در روزهاي جمعه و يكشنبه، 27 و 29، براي انتخاب نمايندگان خود در پارلمان لبنان به پاي صندوقهاي رأي رفتند. اين نخستين بار از زمان استقلال لبنان در سال 1943 است كه انتخابات پارلماني لبنان در خارج از اين كشور برگزار ميشود و همچنان كه جبران باسيل، وزير خارجه لبنان گفته برگزاري انتخابات در خارج از لبنان با وجود برخي مشكلات يك «موفقيت سياسي» است و در تاريخ اين كشور ثبت ميشود. اين موفقيت سياسي تا اندازه قابل توجهي ميتواند مقدمه خوبي باشد براي اصل انتخابات كه قرار است روز يكشنبه ششم مي برگزار شود. طبيعي است كه با پشت سر گذاشتن اين مرحله مقدماتي حساسيت انتخاباتي هم بيشتر از گذشته بشود و البته دخالتهاي خارجي هم با بالا گرفتن تب و تاب انتخاباتي بيشتر ميشود تا با مسموم كردن فضاي حساس انتخابات آخرين تأثير خود را در آن گذاشته باشند و فعاليت سوء رسانههاي سعودي مثل تارنمايي عربستاني الجزيره و روزنامه الرياض نمونهاي از دخالتها هستند. در هر صورت، نبض انتخاباتي لبنان در اين دو سه روزه به بالاترين حد خود رسيده و تحليلها و نظرسنجيها در اين چند روز به دنبال آن هستند تا با اندازهگيري اين نبض، وضعيت احزاب و نامزدهاي انتخاباتي را بررسي كنند.
انتخاباتي ديرهنگام
آخرين انتخاباتي كه در لبنان برگزار شد به سالها قبل يعني نوامبر 2009 بازميگردد كه در آن انتخابات حزب المستقبل به رهبري سعد حريري توانست با كسب 26 كرسي، بيشترين تعداد كرسيهای پارلمان را به دست بياورد و حريري با اين امتياز اجازه تشكيل دولت را از ميشل سليمان، رئيسجمهور پيشين، گرفت. از آنجايي كه نه او و نه احزاب متحدش در جناح 14 مارس نتوانسته بودند اكثريت دو سوم پارلمان را به دست بياورند، به همين دليل او مجبور بود كه دست كم 10 پست دولتش را به سه حزب مهم در جريان رقيب 8 مارس به نامهاي جريان ملي آزاد، جنبش امل و حزبالله بدهد كه با توجه به سهميه پنج وزارت براي ميشل سليمان، حريري اكثريت دولت را در اختيار نداشت. اين تركيب شكننده دولت و تأثير حريري از دخالتهاي خارجي باعث شد تا دولت او تنها 14 ماه دوام داشته باشد. از آن موقع به بعد، دو دولت به رهبري نجيب ميقاتي و تمام سلام در لبنان تشكيل شد اما انتخابات بعدي پارلمان در موعد چهار سال بعد برگزار نشد چراكه حدود يك سال قبل از اين، رياست جمهوري ميشل سليمان تمام شده بود و اعضاي پارلمان رئيسجمهور جديدي را انتخاب نكرده بودند. اين مشكل باعث شد پارلمان دو بار مدت انتخابات پارلمان را به تعويق بيندازد تا اينكه روز يكشنبه 6 مي 2018 در ژوئن سال گذشته به تصويب اعضاي پارلمان رسيد. بنا بر اين، شهروندان لبناني روز يكشنبه با يك تأخير نزديك به پنج سال به پاي صندوقهاي رأي ميروند در حالي كه شرايط با 9 سال قبل به طور كلي تغيير كرده است. 9 سال قبل شرايط آرامي در جهان عرب حاكم بود و هنوز امواج موسوم به بهار عربي به وجود نيامده بود كه با اوجگيري بحران سوريه و جنگ داخلي آن، اين امواج براي لبنانيها مبدل به طوفانهاي سنگين از ورود دست كم 5/1 ميليون پناهنده سوري، نفوذ تروريستها به خاك سوريه و استقرار آنها در مرز اين كشور شده بود.
شرايط و نتايج متفاوت
اگر انتخابات پارلمان چهار سال بعد از 2009 و در موعد مقرر آن برگزار ميشد، شايد نتيجهاي متفاوت ميداشت زيرا آن موقع هنوز تأثير قدرت مقاومت در معادلات منطقه معلوم نشده بود. به عبارت ديگر، مقاومت توانسته بود در جنگ 33 روزه 2006 آزموني موفق را پشت سر بگذارد اما آن آزمون در جنوب لبنان و در مقابل ارتش رژيم صهيونيستي بود و هنوز ميزان موفقيت مقاومت و نيروهاي آن در يك بحران منطقهاي و در مقابل گروههاي رنگارنگ تروريستي و حاميان منطقهاي و فرامنطقهاي آن معلوم نشده بود. نيروهاي حزبالله در 2013 هنوز درگير جنگ سوريه نشده بودند و معلوم نبود كه مقاومت چه ميزان از تأثير را در يكي از پيچيدهترين بحرانهای منطقهاي دارد. حالا كه نزديك به هفت سال از جنگ سوريه گذشته، نيروهاي حزبالله نه تنها نقش تعيينكنندهاي در اين جنگ داشتهاند بلكه در داخل لبنان هم عامل اصلي در مقابل گروههاي تروريستي بوده كه از جنگ سوريه به داخل اين كشور سرريز شده بودند و به اين ترتيب، حزبالله توانست آزموني به مراتب متفاوتتر از 2006 را با موفقيت پشت سر بگذارد. اين نتيجه خواه ناخواه دو وجه به طور كامل متفاوت در پي دارد. از يك سو، حزبالله ميتواند از موفقيتهاي خود در سوريه و مرزهاي لبنان در مبارزات انتخاباتي استفاده كند چنان كه سيد حسن نصرالله، دبيركل حزبالله، روز سهشنبه اول ماه مي و در همايش انتخاباتي دره بقاع به اين موضوع پرداخت و از تلاش گروههاي تروريستي براي نفوذ به اين منطقه گفت تا با تشكيل پايگاههايي در شهركها دامنه كار خود را حتي تا بيروت توسعه بدهند اما مردم منطقه در كنار حزبالله در مقابل آنها ايستادند.
از سوي ديگر، موفقيت حزبالله در آزمون سوريه باعث شده تا امريكا و ارتجاع منطقه متوجه وزنه مؤثر حزبالله در معادلات منطقهاي بشوند و تمام تلاش خود را براي تخريب اين وزنه به كار ببندند. امريكا كه از 2011 برنامه خود براي تضعيف حزبالله را با تصويب تحريمهايي عليه آن شروع كرده بود، در سه سال اخير مرتب دامنه تحريمهاي خود را عليه حزبالله توسعه داده تا اينكه بهخصوص زمينههاي مالي آن را مسدود كرده باشد. ارتجاع عربي به رهبري آلسعود همگام با اين برنامه امريكا حمله سياسي خود را با تروريستي خواندن حزبالله شروع كرده و اين حمله را در نهادهاي مختلف منطقهاي مثل شوراي همكاري خليج فارس يا اتحاديه عرب پيش برده تا با درج نام حزبالله در بيانيههاي اين نهادها به عنوان گروهي تروريستي، نفوذ حزبالله در داخل لبنان را مورد حمله قرار بدهند. به اين ترتيب، امريكا و ارتجاع عربي دستكم در اين دو سال اخير برنامههاي هماهنگ مالي- سياسي را به اجرا درآوردهاند تا هم توان مالي و هم نفوذ سياسي حزبالله را در لبنان تضعيف كنند. نميتوان گفت اين برنامهريزي طولانيمدت بدون توجه به انتخابات بوده چنان كه امريكا و ارتجاع عربي در اين يك سال اخير به ميزان حمله خود عليه حزبالله شدت بخشيدهاند تا بتوانند از انتخابات لبنان نتيجه مورد نظر خود را به دست بياورند.
انتخابات تاريخي
جبران باسيل ميگويد كه برگزاري انتخابات در خارج از لبنان در تاريخ اين كشور ثبت ميشود اما بايد گفت كه واقعه تاريخي آن چيزي است كه در 6 مي اتفاق ميافتد. اين گفته از ميزان قابل توجه دخالت خارجي در اين انتخابات قابل تأييد است كه تا كنون سابقه نداشته و اين دخالت در برخي موارد مثل رفتن وليد البخاري، كاردار سعودي در لبنان و حمد الشامسي، سفير امارات، به مسجد جامع اموي در منطقه بعلبك ديگر بدون پردهپوشي انجام ميشود. افشاي اسنادي از سفارتخانههاي امارات و اردن در لبنان از سوي روزنامه لبناني الاخبار نشان داد كه عمق اين دخالتها تا چه حد است و همه بر محور مقابله با حزبالله و متحدانش متمركز شدهاند. از اين افشاگريها معلوم ميشود كه هدف سعوديها و اماراتيها اين نيست كه مانع افتادن كرسيهايي از پارلمان به دست حزبالله و متحدانش بشوند چراكه چنين چيزي در لبنان محال است بلكه هدف آنها اين است كه كرسيهاي حزبالله و متحدانش در پارلمان آنقدر كم بشود تا نتوانند جايي در دولت لبنان داشته باشند. يكي از شگردهاي آنها در فهرستسازي است تا با طرح فهرستهايي از شخصيتهاي شيعه ضد حزبالله مانع ورود نامزدهاي حزبالله به پارلمان بشوند. اين اسناد به اماراتليكس مشهور شده و در يكي از آنها، حمدان سيد الهاشمي، سركنسول امارات در بيروت، فهرستي را به مسئولان خود در وزارت خارجه كشورش معرفي ميكند كه همگي از شخصيتهاي شيعه مخالف ائتلاف حزبالله- جنبش امل هستند.
اشاره سيد حسن نصرالله به فهرستسازيهاي خارجي و حمايت ائتلاف المستقبل- قوات اللبنانيه از اين فهرستها در آن همايش حكايت از توجه او به اين موضوع دارد و اينكه حزبالله و متحدانش در 8 مارس با آگاهي از دخالتهاي خارجي وارد مبارزات انتخاباتي شدهاند. بايد توجه داشت كه اين جريان از فهرستسازيها تنها نامزدهاي حزبالله يا جنبش امل را هدف نگرفته بلكه نامزدهاي جريان ملي آزاد را هدف گرفته زيرا اين حزب با كسب 19 كرسي در انتخابات قبل دومين حزب پارلمان لبنان بود و حالا عوامل خارجي و بهخصوص سعوديها به دنبال آن هستند تا تعدادي از كرسيهاي آن به دست حزب قوات اللبنانيه به رهبري سمير جعجع بيفتد. اختلافات بين حريري و جعجع بعد از ماجراي بازداشت حريري در نوامبر گذشته در عربستان آنقدر بالا گرفته بود كه سعوديها را مجبور به مداخله كرد و سفر نزار العلولا، مشاور دفتر سلطنتي سعودي به لبنان در اواخر فوريه هم براي برطرف كردن اين اختلاف بود تا ائتلاف المستقبل- قوات اللبنانيه جان بگيرد. اين ائتلاف شكل گرفته و سعوديها با دلارهاي نفتي خود سعي در تغيير كرسيهاي پارلماني به ضرر حزبالله و جريان ملي آزاد و به نفع قوات اللبنانيه هستند. تمام اين مداخلات خارجي دستكم در نظرسنجيها و پيشبينيها نتيجه نداده چنان كه اگر هم يكي دو كرسي قوات اللبنانيه افزايش بيابد باز جريان ملي آزاد مهمترين فراكسيون مارونيها در پارلمان خواهد بود و ائتلاف شيعه حزبالله- جنبش امل هم ميتوانند همه 27 كرسي سهم شيعيان را به دست بياورند. اين به معناي ثبات 8 مارس در پارلمان آينده لبنان است اما به نظر ميرسد كه جريان 14 مارس با تمام دخالتهاي آشكار و نهان خارجي نميتواند ثبات قبلي را حفظ كنند چراكه المستقبل به عنوان مهمترين حزب اين جريان موقعيت قبلياش را در پارلمان حفظ كند و گفته ميشود از 37 كرسي قبل تنها 22 تا 25 كرسي را خواهد داشت. به هر حال، انتخابات 6 مي روي نبض دخالت خارجي و مقاومت در برابر آن پيش ميرود و برآوردها نشان ميدهد كه مقاومت همچنان حضور خود را در پارلمان و دولت آينده لبنان حفظ خواهد كرد.