کد خبر: 899167
تاریخ انتشار: ۲۱ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۹:۱۰

بانكداري، مفسده‌اي در سطح بين‌الملل

نشريه «انعكاس» دانشگاه گلستان در اين شماره به مسئله بانكداري پرداخته است. نويسنده معتقد است بانكداري يك مفسده جهاني است و نه ايراني. بانكداري معضل انحصاري ايران نيست، بلكه همه دنيا را فاسد كرده است. صنعت بانكداري از دل قرآن و روايات درنيامده و انقلاب اسلامي هيچگاه بانك را اختراع نكرده است. در بخشي از اين مطلب اين سؤال مطرح مي‌شود كه بعضي‌ها بسيار مي‌پرسند يا با خودشان مي‌گويند اگر سيستم مشكل دارد پس چرا آن را عوض نمي‌كنند؟ چرا رهبري دستور نمي‌دهد كه يك شبه سيستم را جمع كنند؟
نويسنده در پاسخ به اين سؤال نوشته است:«رهبر يك جامعه براي اداره يك جامعه بايد مانع از فروپاشي آن در ابتدا بشود. مقام معظم رهبري در سطوح پايين موظف هستند كه نگذارند سيستم جامعه از هم فروبپاشد. فرض كنيد همين فردا ايشان فتوا بدهند كه بانك‌ها ربوي هستند و بايد تعطيل بشوند... با نگاهي اجمالي به اين مسئله اولين چيزي كه به وجود مي‌آيد يك فروپاشي اقتصادي و اجتماعي عظيم در جامعه است. تمام مردمي كه سال‌ها با اين سيستم كار كرده‌اند، معطل و سرگردان مي‌شوند و دارايي‌هايشان نامشخص مي‌شود و جامعه رو به انفجار دروني مي‌رود.
حال از منظر استراتژيك اگر به تفكر رهبر جامعه در اين رابطه نگاه كنيم، مسير مشخصي را مي‌بينيم. رهبري شايد خيلي بهتر از مسئولان و متخصصان مي‌دانند كه وضعيت بانكداري امروز كشور به شدت آلوده به رباست اما براي رفع اين معضل خود به تنهايي نمي‌توانند كاري كنند. ايشان بايد ابتدا نخبگان را نسبت به اين مسئله حساس كنند تا نخبگان به دنبال طراحي و تئوريزه الگو‌هاي جايگزيني باشند كه مبناي اسلامي داشته باشند...»
كارنيافريني
«دو كلمه حرف حساب» دانشگاه حكيم سبزواري در صفحه نخست خود روايتي كوتاه از زندگي شخصي را دارد كه به خاطر علاقه اجدادش به شغل پزشكي و اينكه او را دكتر صدا كنند، از دوران كودكي چطور در حصر كلاس‌هاي تست و پس از آن كنكور قرار مي‌گيرد. در قسمتي از متن به علاقه فرد نسبت به سفال و سفالگري اشاره مي‌شود كه به خاطر موج علاقه خانواده به قبول شدن وي در كنكور پزشكي به فراموشي سپرده مي‌شود تا...

سينماگران پهلوان پنبه‌اي بايكوت مي‌كنند

سانسور حقيقت سوژه‌اي است كه نشريه «پا برهنه» دانشگاه مازندران در اين شماره به سراغش رفته تا سينماي ايران را از اين ديد بررسي كند. در اين تحليل نويسنده معتقد است سال‌هاست كه در سينماي جمهوري اسلامي ايران با فيلم‌هايي مواجه هستيم كه يا آنقدر حقيقت را تلخ جلوه مي‌دهند كه در دل مخاطب یأس ايجاد مي‌كنند و به فضاي مشوش‌گرايانه نزديك مي‌شوند يا آنقدر محتوا آبكي است كه نمي‌توان اسم فيلم را بر آنها نهاد. حالا ديگر در اين سطح، انتقاد از نگنجيدن اين تعداد فيلم با اين پشتوانه بيت‌المال در مسير آرمان‌هاي انقلاب در قامت جشنواره فجر كمي خنده‌دار به نظر مي‌آيد. جشنواره‌اي كه هر كس با كمترين نام و نشاني از فجر و در فيلمي با نگاه متناسب با آن حاضر مي‌شود بايكوت و سانسور مي‌شود. جشنواره‌اي كه از فيلم‌هاي پهلوان پنبه‌اي حمايت می‌کند و به فيلم‌هاي قهرمان‌محور به راحتي برچسب خشنونت‌پروري و فاشيستي بودن می‌زند.
در بخش ديگري از اين تحليل مي‌خوانيد: «حال رسانه ملي، آنتن را با هر ابزاري و به هر وسيله‌اي حتي تمسخر و توهين سرمايه‌هاي اين نظام و آرمان‌هايش جلو مي‌برد و هيچ كس نيست كه بگويد: آقاي رئيس رسانه ملي اين ساختمان قرار بوده دستگاه تبليغاتي ايدئولوژيك انقلاب اسلامي باشد نه جولانگاه مزوران و انسان‌هاي سطحي بيسواد كه لگد به همه‌ آن آرمان‌ها مي‌زنند؟...»

من آن را خانه مي‌پندارم

«سحر» نشريه دانشگاه علامه طباطبايي در صفحه آخر خود مطلبي را با تيتر «من آن را خانه مي‌پندارم» منتشر كرده است. روايتي كوتاه از زندگي يك دانشجو در خوابگاه دانشگاه، با شروعي تكراري از ناليدن مصائب خوابگاه، اما پاياني متفاوت است!
در قسمتي از نوشته اين دانشجو آمده است:«هر بار كه به دوستان هم‌اتاقي‌ام مي‌گويم برگرديم به خانه، مي‌گويند خانه نه، خوابگاه. براي من خانه است. من آن را خانه مي‌پندارم تا راحت‌تر كنار بيايم با فضايش، با ديوار‌هايي كه گاهي، سخت مي‌شوند و احساس فشار در قلبت مي‌كني و دلتنگ مي‌شوي، با پنجره‌ اتاقش كه به سوي ديواري بي‌روح، باز مي‌شود و ساختمان‌هايي دراز با آشپزخانه‌ كوچكش، با دستشويي بدون تهويه‌اش، با آسانسوري كه غيراستاندارد است و تعطيلش كرده‌اند و وقتي از دانشگاه، خسته و كم جان، برمي‌گردم بايد چندطبقه را با پله بالا و پايين بروم و گاهي آنقدر كم مي‌آورم كه مي‌ايستم، نفس عميق مي‌كشم و دوباره از نو، با سه‌شنبه و چهارشنبه‌اي كه در دانشگاه نيستم و غذايي هم به من در خوابگاه تعلق نمي‌گيرد، با فضاي سبزي كه ندارد و نمي‌توانم روزي چند صد متر بدوم، با همجواري دانشجو‌هاي دكتري و كارشناسي كه شرايط فاصله سني و تحصيلي، باعث مي‌شود همديگر را درك نكنند و به هم براي كوچك‌ترين مسائل اعتراض كنند...»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار