
هجمهاي که عليه برانکو به راه افتاده، منطقي و منصفانه نيست. بله، دربي بازي مهمي بود، اما قرار نيست با يک باخت چشم روي همه چيز ببنديم و همه موفقيتها را ناديده بگيريم. برانکو همان مربي است که پرسپوليس را در بدو ورود از تهجدول به رده دوم رساند و با تفاضل گل کمتر از قهرماني بازماند، همان مربي که فصل قبل عنوان قهرماني را پيشکش هواداران کرد و به نيمهنهايي ليگ قهرمانان آسيا رسيد و امسال هم با فاصله فاحشي از ساير تيمها، در يک قدمي قهرماني دوباره قرار دارد. حال چطور ممکن است که با دو باخت، از پروفسور و مرد همهفن حريف پرسپوليس به يک مربي پرايراد و اشکال تبديل ميشود. انتقاد خوب است و ميتواند باعث پيشرفت شود، اما انتقاد درست، منطقي و بهجا. جدا از آن نميتوان از يک تيم انتظار داشت همه بازيها را با برد پشت سر بگذارد و هيچ باختي نداشته باشد. گاهي روز، روز يک تيم نيست. پرسپوليسيها در دربي نميتوانستند به درستي پاس بدهند، اما اين بدان معنا نيست که اين تيم پاس دادن بلد نباشد؟ چطور ميتوان بازيهاي قبلي پرسپوليس را فراموش کرد. ميگويند دست برانکو براي تيمها رو شده، اين تحليل کاملاً اشتباهي است. همه تيمها از هم شناخت پيدا ميکنند، اما آيا ميتوان براي هر بازي يك سيستم برگزيد؟ فکر ميکنيد بارسا يا رئال که بردهاي پرتعدادي دارند در هر بازي يک سيستم خاص دارند؟ نه اينطور نيست. اتفاقاً آنها هم ميبازند و گاهي هم ممکن است بد ببازند، چون گاهي پيش ميآيد که روز تيم يا بازيکن نباشد، حتي به انتخابهاي برانکو هم ميتوان خيلي ايراد گرفت، مثلاً ما به درستي نميدانيم چرا او يک بازيکن را نيمکتنشين ميکند، در حاليکه پيروزي قبل از هر چيز به سود خود برانکوست و نميتوان گفت او با لجبازي يکي از بهترين مهرههايش را نيمکتنشين ميكند. مثلاً مسلمان از نظر من بازيکني خلاق، خوب و وزنه سنگين است، اما بدون شک برانکو از ما بهتر ميداند كه او شرايط بازي دارد يا نه. شايد در يک مقطع خاص کنار گذاشتن او به نفع تيم و خودش باشد، اما متأسفانه احساسي برخورد ميکنيم و گاهي هم مقرضانه، شايد هم عدهاي در اين شرايط به دنبال ماهيگيري از آب گلآلود بودند. با تمام اينها هجمهاي که به راه افتاده منصفانه و منطقي نيست.