
هواخواهان ليبراليسم در داخل کشور همواره به عنوان يک جريان قابل احترام و مورد تکريم غرب در داخل کشور بوده اند و در طول سالهاي پس از انقلاب سياستمداران و تئوريسين هاي امريکايي همواره از رهبران و عناصر اين طيف سياسي به نيکي ياد کرده و آنها را هموار کننده مسير خود در تقابل با جمهوري اسلامي ايران دانسته اند.
در يکي از معتبرترين از گزارش هاي که اخیر دانیل کوتز مدیر "جامعه اطلاعاتی آمریکا" منتشر کرده به لزوم توجه بيشتر آمريکا به جريان غربگراي داخلي اشاره مي شود:« سیاستمداران میانهرو و تندروی ایران در تلاش جهت اجرای چشمانداز خود برای آینده، به شکلی فزاینده با هم درگیر خواهند شد. این رقابت، عامل کلیدی در مشخص کردن این مسئله خواهد بود که آیا ایران، رفتار خود را به نحوی که در راستای منافع ما باشد، تغییر خواهد داد یا نه. ایران در عراق، سوریه و یمن - جاهایی که میبیند چالش ها به نفعش پیش میرود، در پی گسترش نفوذ است؛ از دستاوردهای میادین جنگ در جهت توافقهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی استفاده خواهد کرد. و توانایی نظامی را توسعه خواهد داد».
مدعيان اصلاح طلبي به عنوان يک طيف سياسي که مدينه فاضله خود را نيويورک و واشنگتن تعريف کرده اند همواره با رفتارهاي راديکالي و هنجارشکنانه در مقابل سياست هاي نظام اسلامي ايستادگي کرده و تلاش کرده تا مسير انقلاب را در ريلي غير از انقلابي غربي و استکبارستيزي تغيير دهند.
ركس تيلرسون نيز به کرات از ضرورت جمايت از جريان غربگراي داخلي سخن به ميان آورده است به عنوان نمونه وي در كميته امور خارجي مجلس نمايندگان مي گويد:« سياست در قبال ايران در دست تدوين است و هنوز به رئيسجمهور ارائه نشده است... سياست ما در قبال ايران پس زدن اين هژموني، مهار كردن توانايي شان براي ساخت سلاح هستهاي و تلاش براي حمايت از عناصري در داخل ايران است كه به تغيير مسالمت آميز رژيم شان منجر ميشود».
وي همچنين 3روز پيش در گفتگو با شبکه الحره مي گويد که « ایران نفوذ سیاسی گستزده ای در منطقه دارد. پاسخگویی به نفوذایران در منطقه و پایان دادن به ویژه سوریه، از راه مذاکرات سیاسی میسر میشود»که نشان مي دهد آمريکايي ها همچنان به جريان غربگراي داخلي اميدوارند تا از طريق مذاکره ( همانند آنچه در برجام صورت گرفت) نظام را به پذيرش توافق جديد در حوزه موشکي يا منطقه اي بکشاند؛ آنچه رابرت ليتواك، كارشناس انديشكده ويلسون نيز بعد از امضاي توافق هسته اي بيان ميكند اشاره به کارکرد جريان غربگراي داخلي براي آمريکايي ها در بعد مذاکرات فراگير دارد : «اوباما، عملكردش در توافق را به لحاظ جنبههاي مثبت معامله با ايران توجيه ميكند و معتقد است اين توافق موجب تقويت جناح ميانهرو داخل ايران شده و ايران را در مسير اجتماعي مطلوب امريكا قرار ميدهد».
گفته هاي تامل برانگيز محمد خاتمي
دوعبارت مهم رئيس دولت اصلاحات مبني بر «ايران دشمن امريكا نيست! و اين دو كشور داراي منافع استراتژيك مشتركي در عراق و افغانستان هستند» و«من هرگز نگفتهام كه امريكا شيطان بزرگ است» بخوبي نشان مي دهد که چرا آمريکايي ها در طي سالهاي متمادي از اين جريان داخلي حمايت کرده و آنها را سرمايه اصلي خود در درون ايران مي دانند تا جايي که کاخ سفيد روز گذشته در بيانيه اي بار ديگر خواهان آزادي سران فتنه اي شد که مسئول هزينه هاي مالي و معنوي کشور در سال 88 هستند.
محمد خاتمي همچنين در سخناني از كارتر رئيسجمهور امريكا اينگونه ياد مي کند : «بسياري از طرحهاي آنها در مراكز كارتر ميتواند به طرحهايي كه من در مركز گفتوگوي تمدنها دارم، نزديك باشد! به آقاي كارتر احترام ميگذارم! و براي او آرزوي موفقيت ميكنم! ممكن است اگر شرايط آماده شود بتوانيم همراه با هم براي صلح وكاهش تنشهاي بينالمللي و نيز ايجاد تفاهم ميان ملتها كار كنيم. فكر نميكنم هيچ مشكلي براي اين كار وجود داشته باشد».
آمريکا: سران فتنه را آزاد کنيد
در بیانیه سخنگوی وزارت خارجه آمریکا آمده است: «این هفته هفتمین سالگرد بازداشت مهدی کروبی و میرحسین موسوی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 به همراه همسر او، زهرا رهنورد فعال حقوق زنان است».
«نوئرت هیثر» در این بیانیه مداخله جویانه، بازداشت سران فتنه را «مغایر با تعهدات بینالمللی ایران در مسائل حقوق بشری» عنوان مي کند و با دخالت در امور داخلی ایران، خواستار «آزادی فوری» سران فتنه مي شود.
فارن افرز نشريه شوراي روابط خارجي امريكا نيز چند هفته مانده به انتخابات رياست جمهوري بهار 96 با تأكيد بر اينكه« واشنگتن بايد «ميانهروها» در ايران را تقويت كند»، مي نويسد: «دولت اوباما تلاش اندكي براي كمك اقتصادي به ايران انجام داد و با نزديك شدن انتخابات رياستجمهوري ايران، غرب در حال از دست دادن وقت براي تقويت گروههاي ميانهرو در ايران است.»
اين نشريه معتبر آمريکايي در ادامه مي آورد: «با توجه به باقي ماندن تحريمهاي امريكا در زمينه اقدامات ادعايي ايران در زمينه تروريسم و عدم تمايل بانكهاي بينالمللي براي تعامل با ايران، برجام به بهبود اوضاع اقتصادي در ايران منجر نشده است. تقابل با ايران هيچ دستاورد مفيدي براي امريكا به همراه نخواهد داشت، مگر تقويت جناح مقابل روحاني! جان كري وزير خارجه سابق امريكا و ديگران ميدانستند كه ميانهروهاي ايران به تقويت اقتصادي پس از توافق نياز دارند تا جايگاه خود را ارتقا دهند.»
رند هم از اصلاح طلبان مي گويد
رند از انديشكدههاي معروف امريكايي نيز در همين باره مي نويسد: «منتقدان امريكايي اغلب برجام را عاملي براي جسورتر شدن ايران ميدانند ولي برجام نبايد علت اصلي قدرت رو به رشد ايران تلقي شود. شرايط داخلي در ايران و تحولات منطقه از بزرگترين عوامل هستند. امريكا روشهاي بسياري براي اعمال فشار بر ايران دارد و گاهي اوقات بايد از آنها استفاده كند اما از بين بردن برجام از هر طريقي، به منافع امريكا صدمه ميزند».
سي انان نيز در انتخابات رياست جمهوري ايران به ترامپ پيشنهاد ميكند از كانديداي جريان تجديدنظرطلب داخلي حمايت و براي رأي آوري وي تلاش كند: « مشوقهاي بيشتر به عناصر ميانه روتر در ايران ميتواند برد توافق هستهاي را براي مدت نامحدود افزايش دهد ! .... الان ديگر از آن لحن توافق را پاره كنيد خبري نيست و نخواهد بود. واقعيت اين است كه ترامپ به توافق هستهاي ايران دست نخواهد زد و به نظر ميرسد اسرائيل هم از اين مسئله ناخشنود نيست».
ريچارد كلمن ديپلمات برجسته امريكايي هم در حمايتي صريح از جريان مدعي اصلاح طلبان مي گويد: «ظاهراً روزهاي تلخ و سردرگمي ما با روي كارآمدن اصلاحطلبان سپري ميشود؛ اصلاحطلباني كه حتي توانستهاند كرسيهاي مجلس را كه دژ تسخيرناپذيري بود، فتح كنند. ما از اين پس بايد شاهد فرو ريختن ستونهاي اين نظام سركش و مهار نشدني باشيم؛نظامي كه در يك قلم امريكا را با اين همه قدرت هستهاي و تكنولوژي به پشت ديواري از تحقير رانده است. من به همه مردم دنيا ميگويم: ما به ايران باز خواهيم گشت».
جالب اينجاست در حالي آمريکايي ها از جريان اصلاح طلبي به عنوان طيف ميانه رو در داخل ايران ياد مي کنند که محمدبن سلمان ولیعهد عربستان در جلسه گفتوگو محور در انجمن "طرح آینده سرمایهگذاری" تعريف جالبي از اسلام ميانه رو ارائه مي دهد و با تاکید بر آمادگی برای مقابله با افراط گرایی در اسرع وقت بيان مي کند: « کسانی که دارای تفکرات افراطی هستند را نابود خواهیم کرد و زندگی عادی خواهیم داشت، ما به اسلام میانه رو که پذیرای تمامی فرهنگهاست، باز خواهیم گشت.»