نگين خلج
روزمرگي يعني تكرار عادتوار يك امر كه در آن شوق و خلاقيتي وجود ندارد. عدماشتياق و خلاقيت باعث ميشود ميل به زندگي از بين برود. خلاقيت ويژه قشر جوان يك جامعه است. جوان ميتواند يك رؤيا را از حالت بالقوه به بالفعل تبديل كند. پس در حقيقت، زندگي جوانان يك جامعه بايد عاري از هرگونه روزمرگي باشد. اين روزها اوضاع و احوال بسياري از جوانان حكايت از مبتلا شدنشان به آفت روزمرگي دارد؛ آفتي كه ريشه خلاقيت و پويايي نسل جوان را ميخشكاند.
ميل به زندگي و معناي واقعي اميد به زندگي در يك كشور بايد توسط نيروي جوان به مرز تجلي برسد اما امروزه زندگي بسياري از جوانان راكد شده است. اين ركود يعني ديگر نيروي جوان تمايل به سرزندگي و ايجاد تغيير ندارد و اينجا كلمه «نيروي جوان» به يك تضاد بزرگ تبديل ميشود. نيرويي كه بايد چرخهاي پيشرفت يك جامعه را به حركت دربياورد، ديگر تمايل به جنبش ندارد و فرسوده و خسته است.
اين واقعيت تلخي است كه تنها دغدغه يك جوان، تغيیر عكس پروفايل باشد. تلخ است كه به جاي شبشعرها بايد جوانان را در قهوهخانههاي قلياندار پيدا كنيم. درد است به جاي كتاب، گوشي همراه و سيگار در دست قشر جوان جامعه است و بسياري ديگر از موارد كه تنها حاكي از خاكستري شدن زندگي برخي از جوانان است. زندگي خاكستري، مرزي بين بودن و نبودن است و اين ابهام بدترين شرايط روحي را براي نيروي جوان به وجود ميآورد.
اين نيرو به تدريج تحليل رفته و ديگر جوان معناي واقعي خود را از دست ميدهد. جواناني با فكر و توان كهنسال كه فقط در ظاهر جوان ماندهاند.
شايد بتوان ريشه اصلي راكد شدن خلاقيت و تبديل شدن آن به روزمرگي را سرخوردگي دانست. وقتي يك جوان براي فرار از مسئوليت هزار و يك بهانه پيدا ميكند، باعث سرخوردگي انرژي و بازده جواني خود شده است. متأسفانه امروزه تمامي فعاليتهاي برخي جوانان به صورت اجبار و به جهت گذران وقت است. ديگر كسي براي درك مطلب درس نميخواند و تمامي هدف در كسب مدرك گنجانده شده است. درس خواندن كه بايد باعث بالندگي و رشد تفكر جوان باشد اكنون وسيلهاي براي فرار از بيكاري است. مدركي كه در پي آن خلاقيتي وجود نداشته باشد، چگونه ميخواهد باعث زايندگي و پيشرفت فرهنگي و علمي جامعه و كشور باشد؟
اين روزمرگي با پيشرفت تكنولوژيهاي ارتباطي عميقتر هم شده است. البته مشكل از تكنولوژيهاي ارتباطي و گسترش آن نيست بلكه اين مسئله از جايي ديگر نشئت ميگيرد. از كمبود فرهنگ و نحوه به كارگيري و چگونگي استفاده از اين ابزار جديد و تكنولوژيهاي مدرن و جور و واجور ريشه ميگيرد. جوانان خود را در دنيايي غرق كردهاند كه تمام لذتهاي آن دروغين و مجازي است، آن هم در دنياي مجازي و غيرواقعي.
ما در عصر عجيبي زندگي ميكنيم. در عصري با بسياري از رؤياها و آرزوهاي انسان به لطف خداوند و عقل و درايتي كه در وجود بشر قرار داد تا با آن به زندگي خود رونق دهد و هر روز در راه آسايش و راحتي خود كوشش كند، قرار داريم. بسياري از امكاناتي كه امروزه در اختيار ما قرار دارد و براي هر يك از ما استفاده از اين امكانات بسيار راحت است و نبود هر يك از آنها باعث زحمت و رنج ما ميشود، خود باعث شده كه وابستگي ما روز به روز به تكنوژي بيشتر و بيشتر شود تا جايي كه حتي تصور زندگي بدون اين همه تكنولوژي غيرقابل قبول است اما ميدانيم و انصافاً جاي شكرش باقي است وجود بسياري از اين امكانات كمكهاي بسياري را به نوع بشر انجام داده و حتي هنوز انسان در تلاش است تا اين امكانات را در حد اعلا به منصه ظهور برساند.
يكي از بهترين پيشرفتها در زمينه دانش پزشكي است كه باعث نجات جان ميليونها انسان ميشود. دانش و پيشرفتهايي كه در گذشته به خاطر نبود آن بسياري جان خود را از دست ميدادند. از جمله يكي از بزرگترين و با ارزشترين اختراعات بشر كامپيوتر و به دنبال آن شبكه جهاني اينترنت است. اينترنتي كه خود به تنهايي تحولات شگرفي را در جهان و زندگي بشر به وجود آورده است اما سؤال اين است كه چرا ما تا اين حد درگير اين نوع ابزارآلات مدرن و امروزي شدهايم و اين مدرنيته به طور روزافزوني ما را به سمت روزمرگي سوق ميدهد؟ چرا ديگر خبري از آن همه شور و نشاط جواني در بين جوانان امروز نيست؟
پيامدهاي روانشناختي اعتياد به اينترنت و روزمرگي منجر به بيماريهاي رواني و رفتاري ميشود و تأثير منفي بر تفكر و ذهن افراد ميگذارد. به طور كلي پيامدهاي روانشناختي اعتياد به اينترنت پيامدهايي منفي را در بر ميگيرد كه هر يك به نوبه خود در سهيمسازي افراد براي برقراري رابطههاي بيشتر مبتني بر اينترنت را شامل ميشود. عواملي كه سرانجام آن جز فروپاشي زندگي خانوادگي را در بر نخواهد داشت.
مهمترين پيامدهاي روانشناختي اعتياد به اينترنت و در نهايت ابتلا به روزمرگي عبارتند از: انزواي فردي و عدم ارتباط با ديگر اعضاي خانواده، فرو رفتن در فضاي مجازي مختلف، بر هم خوردن تعادل فكري، افسردگي، دروغگويي در زمينههاي مختلف زندگي و.... هر يك از عوامل نامبرده ميتواند موجب اعتياد به اينترنت و سپس روزمرگي و انزواطلبي شود. استفاده مكرر از اينترنت و شبكههاي مجازي تأثيرات بسيار مخربي بر روح و روان و حتي گاهي اوقات جسم عموم افراد بر جاي ميگذارد. در نهايت موجب تداخلات انواع بيماريها خواهد شد و از سويي آنها را از فضاي اصلي خانوادگي و محبت و عطوفت درون خانواده دور ساخته و انگيزههاي لازم را براي تعامل با ديگر افراد كاهش ميدهد.
فراموش نكنيم همانگونه كه آفتاب به گياهي حرارت و انرژي ميبخشد تا بتواند سر از خاك بيرون آورد، بايد كمك كنيم تا افراد معتاد به روزمرگي از زير آوار اين اعتياد بيرون بيايند. وظيفه والدين اين است كه به هر شيوه ممكن جوانان خانواده را از روزمرگي نجات دهند چراكه روزمرگي منشأ بسياري از بيماريها و انحرافات است. اولين گام اين است كه فكري براي خميازههاي كشدار جوانان پاي اينترنت بكنيم و آنان را از دنياي مجازي به دنياي واقعي رهنمون كنيم.