معصومه طاهري
به ايام دهه فجر كه ميرسيم سرتاسر كشور حال و هواي ديگري پيدا ميكند؛ اتفاقات تلخ و شيرين قبل و بعد از انقلاب در خاطره جمعي ملت بازبيني ميشوند تا براي هميشه تاريخ ماندگار و عبرتآموز بماند. در اين ميان تلويزيون هم برنامههاي مناسبتي مختلفي پخش ميكند كه مجموعههاي نمايشي به نسبت طرفداران بيشتري دارد و بهتر ميتواند به معرفي وقايع قبل از انقلاب براي نسلي كه انقلاب را درك نكرده بپردازد، با اين وجود هرچه به جلو آمديم سريالها يا تلهفيلمهاي پخش شده كمتر جنايات پهلوي را نشان داده است. البته قبول داريم كه تلويزيون با بودجه و فشارهاي دولتي، در نقش تنها سپر دفاعي ما مقابل رسانههاي بيگانه فعاليت دارد و سينما در چند ساله اخير بازوي محكمي براي آن نبوده و نيست؛ سينمايي كه به نام دهه فجر از كيسه بيتالمال جشنواره سنگين و پرسروصدايي به راه مياندازد ولي در عمل كاري به انقلاب اسلامي و ايام فجر ندارد تا تلويزيون را در انتقال حقايق انقلاب اسلامي همراهي كند. اسناد و منابع موثقي از حقايق تلخي كه سالها بر سر اين ملت باريدن گرفته بوده وجود دارد كه به غير از ثبت نوشتاري، كمتر در قالب تصوير و نمايش خوب كار شده است.
اگر يك مقايسه سطحي از سريالها و فيلمهاي سينمايي با مضمون انقلاب و جنايات طاغوت داشته باشيم بهخوبي خواهيم ديد كه اين توليدات در دهه 60 باورپذيرتر بودند و نسلي كه آن دوران را درك نكرده بود تا حدودي ميتوانست اتفاقات پر از استرس و ترس بحبوبه انقلاب را لمس كند و اين دگرديسي در سينما و به تدريج در تلويزيون باعث ميشود تا جوانان و نوجوانان باور نكنند زمان پهلوي چه اتفاقاتي برسر اين ملت افتاده است و چرا بايد اين پيروزي را قدر بدانيم و شاكر باشيم. حتي ممكن است متأثر از مطالب بياساس و دروغيني كه در فضاي مجازي يا شبكههاي بيگانه درباره پهلوي منتشر ميشود حقايق را به شكلي وارونه درك كنند. متأسفانه در سريالها و فيلمهايي كه با موضوع انقلاب پخش ميشود عمدتاً كاري به پهلوي ندارند بهخصوص چهره منفور ساواك براي مخاطبان نوجوان معنايي از خشونت و وحشيگري ندارد حتي بعضاً معقول هم رفتار ميكنند. اين در حالي است كه اگر خاطرات پدران و مادرانمان يا مبارزان شكنجه شده در كميته مشترك ساواك را مرور كنيم مسئله كاملاً فرق ميكند.
مرحوم مرضيه دباغ كه دختر جوانش را برای اعترافگرفتن از او شکنجه میکردند و او به دليل شدت شكنجه بيماري روحي دارد در بخشي از خاطراتش آورده: «سوزنهاي تهگرد را زير انگشتان ميگذاشتند و يك مرتبه دستها را به ديوار ميكوبيدند، سوزنها از زير ناخنها تا ته فرو ميرفتند، درد استخوانها را ميسوزاند، يا خاموشكردن ته سيگار روي بدن زنها كه از دوران جنگ ويتنام مد شده بود. امريكاييها كشف كرده بودند زنان ويت كنگ تنها با اين شيوه لب به سخن بازميكنند، ساواكيها هم زنها را روي تخت ميخواباندند. پس از فحشهاي تكاندهنده و سرگيجهآور حالا سيگارهاي خود را روي بدن آنها خاموش ميكردند.»
احمد احمد هم در كتاب خاطرات خود از ساواك ميگويد: «شديدترين و خشنترين و سبعانهترين شكنجهها را بر من اعمال كردند. روزهاي آخر آنقدر ناتوان شده بودم كه به محض شروع شكنجه بيهوش ميشدم ولي آنها با پاشيدن آب و شوكهاي مختلف مرا از آن حال بيرون ميآوردند. سلسله اعصابم بر اثر آبهاي سردي كه رويم ريخته ميشد بسيار صدمه ديده و ضعيف شده بود. شكنجهها به حدي ادامه يافت كه ديگر از حالت انسان عادي خارج شدم بهطوري كه گاه بههوش ميآمدم براي دقايقي پيوسته، داد و هوار ميكردم و به حاضرين اتاق عمل (اتاق شكنجه) فحش ميدادم. كارد به استخوانم رسيده بود و... . امثال اين خاطرات تلخ و دردناك كم نيستند كه بايد به تصويركشانده شوند و در اين قالب به همگان بگوييم ساواك چه جايي بود و چه جلاداني در آن مشغول به كار بودند نه اينكه نگاهي ملايم به آنها داشته باشيم تا كسي مثل پرويز ثابتي فرصت پيدا نكند در حضور رسانهها بيايد و با قيافهاي حقبهجانب به تطهير ساواك و پهلوي بپردازد كه ما هرچه كرديم عادي بود و هر نظامي با مخالفانش ميكند!
در مجموعههاي تلويزيوني مناسبتي ايام فجر، يك ساواكي فردي كراواتزده، سهتيغه كرده و گاهي با سبيل است كه دائم سيگار ميكشد، گاهي داد ميزند و تكيه كلام مرتيكه اوج خشونتش است و اينكه يك سيلي به انقلابي مورد نظر بزند و در بازداشتگاه تاريكي كه چراغي عقب و جلو ميرود او را بازجويي كند و بس! در حاليكه به گواهي تاريخ حتي خود درباريها از اسم ساواك و كميته مشترك واهمه داشتند و نگران بودند كه مبادا كاري كنند پايشان به ساواك باز شود. حتي هويدا كه بهائي بود و بهائيان زيادي را در حكومت پهلوي وارد كرده بود به اعتراف دوستان و نزديكانش چنانچه در كتابچه انتشارات مدرسه هم منتشر شده از ساواك بهشدت ميهراسيد. عموماً افراد عقدهاي و بيرحم را متصدي ساواك ميكردند، لذا بايد اين حقايق تاريخ شفاهي به خوبي بدون كم و كاست به تصوير و نمايش درآيند تا آنها از خلأ روشنگري ما سوءاستفاده نبرند و در آن سوي مرزها حقايق را وارونه به افكار عمومي و نسل كنوني انقلاب اسلامي تزريق كنند.