به گزارش خبرنگار ما، زمستان سال قبل مرد 35سالهاي به اداره پليس رفت و از همسر 32سالهاش به نام مهتاب شكايت كرد و گفت: «چند روز قبل فرد ناشناسي با تلفن همراهم تماس گرفت و گفت همسرم با مربي رزميكاري به نام فرهاد كه پيش او دوره ميديدم رابطه دارد. او خواست بيشتر مراقب همسرم باشم و رفت و آمدهاي او را كنترل كنم.» شاكي در ادامه گفت: «اين تماس مرا شوكه كرد و تصميم گرفتم مهتاب را تعقيب كنم. آنجا بود كه همسرم را سوار خودروي فرهاد ديدم و حرفهاي مرد ناشناس برايم ثابت شد.» در آخر شاكي چند عكس كه از همسرش به همراه آن مرد گرفته بود را نيز در اختيار مأموران قرار داد. با طرح اين شكايت فرهاد و همسر شاكي بازداشت شدند، اما آنها جرمشان را انكار كردند و گفتند هيچ ارتباطي با هم نداشتهاند.
با انكار متهمان اما با توجه به شواهد و قرائن موجود كيفرخواست عليه آنها صادر و پرونده جهت رسيدگي به شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد. متهمان صبح ديروز در همان شعبه به رياست قاضي عبداللهي پشت درهاي بسته به صورت غيرعلني محاكمه شدند. ابتداي جلسه مرد جوان بار ديگر شكايت خود را مطرح كرد. سپس همسر فرهاد نيز در جايگاه قرار گرفت و در طرح شكايت از شوهرش گفت: «فوق ليسانس دارم و فرهنگي هستم. سالهاست من و شوهرم با هم زندگي ميكنيم و در اين سالها فكر نميكردم روزي بخواهد به من خيانت كند. هنوز هم از شنيدن اين اتفاق شوكهام و باور ندارم.» شاكي در خصوص شكايتش گفت: «منزلمان در محل ديگري بود كه چند ماه قبل به اصرار شوهرم اسبابكشي كرديم و در خانه جديد، مستقر شديم. حالا متوجه اصرارهاي او شدم؛ چراكه خانهام روبهروي خانه زن جوان است! همچنين چند ماه قبل فرهاد چند قاليچه را به بهانه هديه به خانوادههاي نيازمند بيرون برد. چند روز بعد بود كه آن قاليچهها را در حاليكه شسته شده بود روي ديوار خانه اين زن ديدم. وقتي در اين مورد با شوهرم صحبت كردم گفت اشتباه ميكني و شايد شبيه به قاليچههاي ما باشد. حالا مطمئنم آنها با هم در ارتباط هستند به همين دليل ديگر قادر به ادامه زندگي نيستم و ميخواهم از شوهرم جدا شوم.» در ادامه مهتاب در جايگاه قرار گرفت و بار ديگر جرمش را انكار كرد. مرد جوان نيز گفت بيگناه است و در خصوص شكايت همسرش گفت: «وقتي خانه خريديم همسرم از من خواست تا سند خانه را به نام او بزنم اما قبول نكردم و اين باعث اختلاف بين ما شد. حالا او با اين حرفها ميخواهد مرا به دردسر بيندازد تا مجبور شوم خانه را به نام او بزنم.»
در آخر هيئت قضايي جهت صدور رأي وارد شور شد.