
از نظر ديپلماسي ورزشي ضعيف هستيم و البته چون فوتبال، گل سرسبد ورزشهاست، بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد. واقعاً از نظر ديپلماسي ورزشي بسيار متضرر شدهايم و اين اتفاق نهتنها در فوتبال، بلکه در کشتي و وزنهبرداري هم افتاده است. دليل اين موضوع هم ساده است، اولين موضوع دانستن زبان بينالمللي به صورت سليس و روان است. خيلي از افراد انگليسي صحبت ميکنند، اما تنها سه درصد به صورت سليس انگليسي صحبت ميکنند. اين سه درصد هستند که ميتوانند در مجامع بينالمللي به صورت مستدل و سفت و محکم از حق کشورشان دفاع کنند. تنها دانستن مقدار کمي انگليسي با چند کلاس رفتن و امتحان دادن براي اين کار کفايت نميکند. پس از آن، اين افراد که ميخواهند از حق و حقوق فوتبال، واليبال و ديگر رشتهها دفاع کنند بايد آييننامهها، قوانين و اساسنامهها را به صورت دقيق بدانند. اينكه صرفاً زبان افراد خوب باشد، کافي نيست. اگر افرادي که در کميته مسابقات بودند، قوانين و آييننامههاي ليگ قهرمانان آسيا را نميدانستند، نميتوانستند کاري انجام دهند. فاکتور سوم اين است که اين افراد بايد با مسائل حقوقي كمي آشنايي داشته باشند. از همه اين موارد كه بگذريم، اين افراد بايد افراد نرمي نباشند، چراكه برخي جاها لازم است شما بلند شويد و براي حق کشورتان دعوا کنيد. بايد اشخاصي در اين جلسات شرکت کنند که اين چند فاکتور را داشته باشند. مطمئناً افرادي که در جلسه کميته مسابقات بودند، زبانشان خوب نبوده و تا حالا اصلاً با ديپلماسي ورزشي مواجه نشده بودند. آنها پيشينه حقوقي هم نداشتند. همانطور که پس از جلسه چند ماه پيش کميته مسابقات اعلام کردند كه تيمهاي عربستاني بايد به ايران بيايند و عربستانيها بايد به ايران غرامت پرداخت کنند. آنها حتي متوجه نشدند که در جلسه چه چيزي مطرح شده است. به ما چه که قطر ميخواهد کجا بازي کند. اول از حق خودمان دفاع کنيم، سپس دلمان به حال قطر بسوزد.