محمدمهدي نيكضمير
اگر بپذيريم خانواده به عنوان يك نهاد اجتماعي به عنوان خشت بناي جامعه و كانون اصلي حفظ سنتها، هنجارها و ارزشهاي اجتماعي نقش بيبديلي را ايفا ميكند آنگاه توجه به شاخصهاي يك خانواده موفق مبتني بر سبك ايراني- اسلامي اهميت مضاعفي مييابد.
خانواده كه مبناي آن بر اساس ازدواج شكل ميگيرد بيترديد در ابتدا داراي مقدماتي است كه در وهله اول كانون خانواده را از برخي آسيبها دور ميسازد. تأكيد و توجه بر همكفو بودن زوجين، توجه به مكتب به عنوان شاخص زندگي و راهنماي زوجين، دوري از فرديت و توجه به سازگاري اجتماعي طرفين و... مسئله ابتدايي تشكيل هر خانودهاي است.
به موازات اين نكات گفته شده اما با اندكي تأمل و تدقيق ميتوان تأكيد داشت كه شاخصه يك خانواده موفق نيز تفاهم و ارضاي چهار نياز اساسي مشترك است. اين چهار اصل عبارتند از:
- وفاداري
- ارتباط و تعامل توأم با تفاهم افراد خانواده
- وجود زمينههاي تشويق جهت رشد و شكوفايي يكديگر
- تأكيد و تفاهم طرفين براي حفظ كيان و اساس خانواده بر اساس عشق و محبت
از جانب ديگر اگر بپذيريم كه نياز به ارتباط، گفتوگو، تعامل و تبادل اطلاعات يكي از نيازهاي اساسي نوع بشر است، آنگاه ميتوان ادعا كرد گفتوگو مهمترين مهارت در تحكيم بنيان و ايجاد فضاي گرم در خانوادهها و فرصتي است تا افراد علايق، صميميت و كدورتهاي خود را ابراز و فاصله بين يكديگر را كاهش دهند. خانوادهاي مستحكم است كه اعضاي آن گفتوگو با هم را دوست داشته باشند و از همنشيني با هم لذت ببرند. در چنين خانوادههايي اعضا كمترين تنش را در فضاي خانه با هم دارند و در نهايت فرزندان موفقي تربيت ميكنند.
البته رسيدن به اين مهم مشمول نكات زير است:
الف – خانواده، واحدي براي رشد و بقاست.
ب – خانواده مكاني است كه نيازهاي احساسي و عاطفي همه اعضاي خود را تأمين ميكند، از جمله اين متغيرها ميتوان به تعادل ميان استقلال و وابستگي اشاره كرد.
ج- خانواده سالم رشد و اعتلاي همه اعضاي خود، از جمله پدر و مادر را در نظر ميگيرد.
د- خانواده مكاني است كه در آن عزت نفس ايجاد ميشود.
هـ – خانواده، واحد مهمي در اجتماع است و براي جامعهاي كه قصد دوام دارد حائز اهميت است و...
در مجموع ميتوان گفت خانواده و كيان آن بيترديد وابستگي قابل ملاحظهاي با گفتوگو و تفاهم اعضاي آن دارد و آنچه در دنياي امروز به عنوان يكي از آسيبها اساس آن را ميتواند نشانه برود، غرق شدن اعضاي خانواده در فضاي مجازي است.
بيترديد بايد توجه داشت كه شبكههاي اجتماعي موجب شده پدر و مادر و فرزندان مدت زيادي از وقتشان را كنار هم اما دور از هم باشند. تداوم اين روش به مرور تمايل اعضاي خانواده براي گفتوگو را كاهش ميدهد. از طرفي سرگرمي پدر و مادرهاي امروزي و بچهها نسبت به قبل بيشتر شده كه اين امر حرفهاي مشترك آنها را كاهش و در نتيجه رغبتشان را براي گفتوگوهاي خانوادگي كم كرده است.
بيگمان اما با توجه به مطالب گفته شده بايد تأكيد داشت توجه ويژه به مكتب اسلام به عنوان راهنماي عمل و نيز توجه به سنتهاي اصيل و باارزش از سوي ديگر بايد توأم با مهارتهاي تعامل اعضاي خانواده با يكديگر باشد و بايد توجه نيز داشت كه هر آنچه امكان باهمبودگي غيرطبيعي اعضاي خانواده را از يكديگر كاهش دهد، چه فضاي مجازي و چه محيط خاص، بايد از چرخه تأثيرگذاري بر مدار خانواده خارج شود.