
به گزارش خبرنگار ما، سيام آبانماه سال قبل مردي وارد شعبه نهم دادسراي ناحيه 27 تهران شد و به قاضي سهرابي گفت كه پدر 55سالهاش يحيي گم شده است. او گفت: پدرم چهار روز قبل از خانهاش در خيابان 17شهريور خارج شده و از آن زمان ديگر خبري از او نداريم. احتمال داديم كه به سفر رفته باشد، اما گوشي تلفن همراهش خاموش است و كسي هم از او خبري ندارد.
بعد از مطرح شدن شكايت، پرونده با موضوع «افراد فقداني» تشكيل شد و تيمي از كارآگاهان ادارهيازدهم تحقيقات در اين باره را شروع كردند. كارآگاهان در اولين گام راهي خانه يحيي شدند. آنها بعد از بررسي دوربين مداربسته پاركينگ متوجه شدند كه يحيي ساعت 14:45 روز چهارشنبه 26 آبانماه سوار خودروي پرشياي سفيدرنگ دوستش شده و همراه او از ساختمان خارج شده است.
گره كور
در شاخه ديگري از بررسيها معلوم شد كه دوست يحيي مردي 65ساله به نام حسين است كه در شهرستان اروميه زندگي ميكند. بعد از به دست آمدن اين سرنخ كارآگاهان راهي اروميه شدند، اما متوجه شدند كه حسين هم ناپديد شده و خانواده وي هم گم شدن او را به پليس آن شهر گزارش دادهاند. پسر او وقتي مورد تحقيق قرار گرفت، گفت: پدرم چند روز قبل براي ملاقات با دوستش يحيي راهي تهران شد و ديگر برنگشت.
رد پاي عتيقه

بعد از به دست آمدن اين اطلاعات كارآگاهان در اولين گام شماره پلاك خودروي حسين را براي توقيف در سيستم جامع پليس ثبت كردند. مأموران همچنين در بررسيهاي بيشتر متوجه شدند كه هر دو در كار خريد و فروش ارز و اشياي عتيقه فعاليت ميكردند. بررسيها در اين باره ادامه داشت تا اينكه چند روز بعد مأموران پليسآگاهي شهرستان قزوين خبر دادند كه خودروي پرشياي حسين را در حالي كه در آتش سوخته بود در مناطق كوهستاني حوالي روستاي اردلان كشف كردهاند.
مظنون اصلي
همزمان با كشف خودروي سوخته حسين كارآگاهان با بررسي تماسهاي حسين و يحيي متوجه شدند كه آنها روز حادثه با مردي50ساله به نام تقي.ص قرار ملاقات داشتهاند. تقي اهل شهرستان ابهر بود و قرار بود كه روز حادثه در ميدان آزادي با حسين و يحيي ملاقات كند، بنابراين كارآگاهان پليس با در دست داشتن نيابت قضائي راهي ابهر شده و تقي را بازداشت كردند. او در اولين بازجوييها گفت: من روز حادثه با حسين و يحيي در ميدان آزادي ملاقات كردم و بعد به خانهام در شهرستان برگشتم و از سرنوشت آنها خبري ندارم. تقي درباره انگيزهاش براي ملاقات گفت: من به خاطر خريد و فروش دلار يك ميليارد و 300 ميليون تومان از حسين طلب داشتم. روز حادثه به ميدان آزادي تهران رفتم و در قبال طلبم يك فقره چك گرفتم. او چك يك ميلياردو 300 ميليون توماني را به مأموران پليس نشان داد و ادعاي بيگناهي كرد.
تغيير مسير پرونده
از آنجا كه احتمال ميرفت حسين و يحيي در جريان سناريوي مرموزي به قتل رسيده باشند، پرونده براي تحقيقات بيشتر به اداره دهم پليس آگاهي تهران ارجاع شد. كارآگاهان در جريان تحقيقات ميداني متوجه شدند كه روز حادثه تقي همراه مردي 36ساله به نام جعفر.ش كه از همشهريانش بوده سر قرار با حسين و يحيي در ميدان آزادي حاضر شده است، بنابراين بيستم آذرماه جعفر را در خانهاش در ابهر بازداشت كردند.
رمزگشايي پرونده
او در بازجوييها گفت كه تقي را نميشناسد و با حسين و يحيي هم ملاقات نكرده است. جعفر اما يك هفته پس از بازداشت در تحقيقات فني لب به اعتراف گشود و اعتراف كرد كه تقي مرتكب قتل حسين و يحيي شده است. او توضيح داد: روز حادثه تقي با خودروي سمندش به در مغازه من آمد و خواست كه همراه او به تهران بروم. او گفت كه قصد دارد طلب مالياش را وصول كند و به خاطر بالا بودن مبلغ طلبش ترجيح ميدهد يكنفر همراه او باشد. او وعده داد كه در قبال يك روز همراهي 5ميليون تومان به من دستمزد بدهد به خاطر همين من هم قبول كردم و با خودروي سمند او راهي تهران شديم. در ميدان آزادي با آن دو نفر ملاقات كرديم. تقي به آنها وعده نشان دادن جاي مقداري عتيقه داده بود به خاطر همين همگي راهي شهرستان اسلامشهر شديم. وقتي به محل مورد نظر رسيديم، تقي و حسين با خودروي پرشيا از آنجا دور شدند و من و يحيي داخل سمند منتظرشان مانديم. يك ساعت بعد تقي با خودروي پرشياي حسين برگشت، اما حسين همراهش نبود. متهم ادامه داد: من پشت فرمان سمند نشسته بودم و يحيي كنارم در صندلي شاگرد نشسته بود. تقي در عقب را باز كرد و در صندلي عقب نشست. ناگهان با شوكر به يحيي حمله كرد و او را بيهوش كرد. علت را كه پرسيدم گفت كه حسين را به قتل رسانده و جسدش در صندوق عقب پرشياست. او يحيي را هم به قتل رساند و جسدش را به صندوق عقب پرشيا منتقل كرد. بعد به طرف ابهر رانندگي كرديم. در بيابانهاي منطقه هيدج، بالاي يك چاه توقف كرديم. او گفت كه مدتي قبل با دوستانش اين چاه را حفر كرده و مقداري عتيقه از آن خارج كرده است. ما اجساد را داخل چاه دفن كرديم و سپس خودروي پرشيا را هم حوالي روستاي اردلان آتش زده و راهي خانههايمان شديم.
كشف اجساد و اعتراف متهم اصلي
بعد از اعتراف جعفر بود كه كارآگاهان دو روز قبل راهي محل دفن اجساد شده و بعد از گشودن چاه، دو جسد را خارج كردند.
در شاخه ديگري از تحقيقات تقي مورد تحقيق قرار گرفت. او اتهام دو فقره قتل را انكار كرد و گفت كه در جريان ماجرا نقش نداشته است. او بعد از مواجهه با جعفر و ديدن فيلم خارج كردن اجساد به جرائم خود اعتراف كرد.
از مدتی قبل در جریان فروش عتیقه با یحیی و حسین آشنا شدم. وقتی متوجه شدم آنها مجموعه گرانقیمتی دارند آنها رابه قتل رساندم تا صاحب مجموعه شوم که دستگیر شدم.
سرهنگ كارآگاه حميد مكرم، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: تحقيقات از دو متهم در اداره دهم پليس آگاهي تهران در جريان است.