
سرعت توسعه تهران در يك دهه گذشته موضوعي است كه نبايد در دوره جديد مديريت آن را ناديده گرفت. پايتخت ايران نيازمند برنامههاي راهبردي و عملياتي اجرايي است تا بتواند خود را در زمينه ارتقاي زندگي شهرنشيني به سطح ساير كلانشهرهاي پيشرفته جهان برساند. اين امر محقق نخواهد شد مگر آنكه زيرساختهاي شهري و پروژههاي عمراني همچون گذشته سرعت گيرد. اينكه گفته شده است 45 هزار ميليارد تومان براي تكميل پروژههاي نيمهكاره اين شهر نياز است را مديريت جديد بايد به عنوان يك فرصت مدنظر قرار دهد و با برنامهريزي و سرمايهگذاري از ميزان سرعت توسعه نكاهد چراكه شهر يك موجود زنده است و نيازمند توسعه دائمي در همه بخشهاست. دراين زمينه معاون برنامهريزي و توسعه شهري شهرداري تهران سياستها و برنامههاي مديريت گذشته را پرحاشيه و شهردارمحور، مديرمحور و غيرمشاركتي، نامسئولانه و بدون پيوستگي دانسته است و بر غفلت از عوامل تعيينكننده نهادي از ويژگيهاي مسلط الگوي توسعه در گذشته كلانشهر تهران تأكيد كرده است. حال بايد ديد برنامهريزيهاي ارائه شده از سوي مديريت جديد شهري چگونه شهر و نيازهاي آن را برآورده خواهد ساخت تا تهران در ميان ساير كلانشهرهاي در حال توسعه عقب نماند. بايد توجه داشت كه نگاه درآمدي به شهر تهران از سوي دولتها پاشنه آشيل توسعه و پيشرفت پايتخت در سالهاي متمادي بوده است.
بر همگان آشكار است كه نبود منابع درآمدي پايدار تهران را آسيبزا كرده است، اتكا به فروش تراكم و افزايش عمودي شهر در نبود كمكهاي دولت و ساير منابع درآمدي پايدار، شهر را به گونهاي به سوي مسائل و مشكلات سوق داده است. حال بايد ديد مديريت جديد شهري كه از ظرفيت دولت و مجلس همسو برخوردار است در سه و نيم سال باقيمانده شهر را به چه سمت و سويي هدايت خواهد كرد تا شهر پويايي و سرزنده بودن خود را حفظ كند و شهروندان در سايه ارتقاي زندگي شهرنشيني به آسايش و آرامش برسند. در اين زمينه معاون برنامهريزي و توسعه شهري شهرداري تهران در تشريح عناصر محوري توسعه به تجلي هدفمندي و عقلانيت در روند تدوين برنامه براي جامعه اشاره كرد و افزود: براي تهران نميتوان برنامهاي جدا از فرآيندهاي ملي پيشبيني كرد به شكلي كه بايد در هر برنامهاي كه تدوين ميشود ملاحظات آمايشي را در نظر گرفت و به روندهاي كلان توجه جدي داشت. بيترديد سياستگذاريها نبايد محدود به سياستگذاريهاي قيمتي باشد. امري كه ظرف سالهاي گذشته مورد غفلت قرار گرفته، توجه به اصلاحات اساسي و تغيير در قواعد حكمراني بوده است. شهر يك مجموعه متعامل است و با دولت، محيط پيراموني، جامعه مدني، بخش خصوصي و مردم در تعامل قرار خواهد گرفت.
تشكيل كارگروههاي 17 گانه براي پايتخت
حجت ميرزايي، معاون شهردار تهران در تشريح آنچه تا كنون در روند تدوين برنامه پنج ساله سوم شهرداري تهران انجام گرفته است، گفت: تعيين مدل مفهومي و مباني نظري مرتبط با تدوين برنامه پنج ساله سوم شهرداري تهران انجام شده است و همچنين سازماندهي و هماهنگي، تعيين ليست بلندي از موضوعات شهر تهران در قالب تشكيل كارگروههاي 17 گانه، تعيين كلان روندها و پيشرانهاي مؤثر بر شهر تهران، مطالعه تطبيقي تهران و كلانشهرهاي جهان و جمعآوري اسناد بالادست و پشتيبان برنامه در روند تدوين برنامه پنج ساله سوم شهرداري تهران انجام خواهد شد. وي درباره روند تدوين برنامه پنج ساله سوم شهرداري تهران، گفت: تدوين برنامههاي توسعه پنج ساله براي شهرداري تهران در ابتدا به عنوان يك الزام قانوني تعيين شده است، اما عوامل ديگري همچون شتاب و پيچيدگي تغييرات، ضرورتهاي برنامهريزي، آشفتگيهاي محيطي كه بر روند توسعه شهر تهران تأثيرگذار است، عدم قطعيتها، تحولات اقتصاد منطقهاي و همچنين بلايا و حوادث و تغييرات محيطي باعث خواهند شد كه براي حركت به سمت توسعه برنامهريزي دقيقي انجام شود. وي افزود: توسعه شهري فرآيندي يكپارچه، فراگير و برخوردار از پيوندهاي منطقهاي و ملي است. در اين ميان مفهوم توسعه يك فرآيند مستمر و يك مفهوم سيستمي، انساني و ارتباطي محسوب ميشود.
وي افزود: آسيبشناسي روند توسعه شهر تهران و همچنين برنامههايي كه در گذشته تدوين شدهاند در مرحله اول انجام شد و همچنين ارزيابي ميزان تحقق برنامههاي جامع و تفصيلي شهر تهران نيز به طور دقيق انجام شده است اما در روند اين بررسيها آنچه در شهر تهران در قالب نظام برنامهريزيها مغفول مانده است شامل تفاوت نهاد برنامهريزي و ارتقاي استقلال، توانمندسازي و تجهيز آن به نظام آمار و اطلاعات مورد نياز در سطوح كلانشهر تهران و تكامل آن در سطوح پايينتر بوده است. ميرزايي در بخش ديگري از صحبتهاي خود با اشاره به تمركزگرا بودن برنامه توسعه شهر تهران در گذشته تأكيد كرد: شهردارمحور، مديرمحور و غير مشاركتي بودن، نامسئولانه بودن، نداشتن پيوستگي و غفلت از عوامل تعيينكننده نهادي از ويژگيهاي مسلط الگوي توسعه در گذشته كلانشهر تهران بوده است.
خلأ جزئينگري و فقدان آيندهنگري
معاون برنامهريزي شهرداري تهران تأكيد كرد: نظام برنامهريزي نيز با دغدغههايي همچون تمركزگرايي، تفصيلگرايي، فقدان تعريف توسعه، جزئينگري و فقدان آيندهنگري مواجه بوده است. وي افزود: متأسفانه در گذشته منابع اصلي درآمدهاي شهر تهران توسط سازندگان بناها تأمين ميشد، به شكلي كه به جاي پرداخت عوارض توسط 9 ميليون نفر تمام هزينههاي شهرداري توسط 200 تا 250 هزار نفر تأمين ميشد. به اين ترتيب در شهر تهران شاهد استقرار يك اقتصاد سنتي نابرخوردار از فناوريهاي نوين بوديم كه امروز بايد با يك پارادايم شيفت از اقتصاد ساخت و ساز به يك اقتصاد نوين حركت كنيم. معاون شهردار تهران گفت: بيترديد بايد براي تأمين منابع مالي شهرداري تهران از مشاركت مردم استفاده كنيم. نه اينكه به جاي اين مشاركت تأمين مالي شهرداري تهران از طريق تعدادي از سازندگان و از محل عوارض ساخت و ساز صورت گيرد؛ چراكه همين حوزه باعث بروز بيشترين فسادها خواهد شد. ميرزايي ناپايداري را از روندهاي مسلط بر درآمدهاي شهرداري ظرف سالهاي گذشته خواند و افزود: امروز براي تكميل پروژههاي نيمهكاره شهر تهران به 45 هزار ميليارد تومان نيازمند هستيم.
افزايش 50 درصدي سهم شهرداريها از ماليات بر ارزش افزوده !
چندي پيش نيز معاون عمراني وزير كشور با اشاره به تصويب لايحه درآمدهاي پايدار شهرداريها در كميسيون كلانشهرها گفت: در صورت تصويب اين لايحه در دولت سهم شهرداريها و دهياريها از ماليات بر ارزش افزوده از 33 درصد به 50 درصد افزايش پيدا ميكند.
سيد محمد علي افشاني در نخستين اجلاس پنجمين دوره شورايعالي استانها به تصويب لايحه درآمدهاي پايدار شهرداريها در كميسيون كلانشهرها اشاره كرد و افزود: اين لايحه در كميسيون كلانشهرها بررسي و مصوب شد. بر اين اساس اميدواريم كه اين لايحه در دولت نيز به تصويب برسد تا سهم شهرداريها و دهياريها از ماليات بر ارزش افزوده از 33 درصد به 50 درصد افزايش پيدا كند.
وي با اشاره به اختيارات شورايعالي استانها براي ارسال طرح و لايحه به مجلس و دولت گفت: راهي براي ما جهت اداره امور درست مردم به جز شوراها نيست اما شوراها بايد قدم اول را بردارند و اعتماد مردم را هر روز نسبت به خودشان افزايش دهند كه اين قطعاً عامل موفقيت آنها خواهد بود.
توسعه شهري با برنامهريزي عملياتي
بايد توجه داشت تهران شهري 10 ميليوني است كه بار مسائل و مشكلات ساير شهرهاي بزرگ وكوچك را نيز به دوش ميكشد. به دليل نبود مديريت يكپارچه شهري بسياري از درآمدهاي اين كلانشهر از ماليات و انواع عوارض به اشكال مختلف به جيب دولت ميرود و حتي مديريت شهري بعضاً بخشي از درآمد خود را نيز صرف ارائه خدمات به دستگاههاي دولتي ميكند. درحقيقت بسياري از مسائل و مشكلات اين شهر در گذشته به دلايل مختلف فقط در ميان دولتها دست به دست شده است. نبود منابع درآمدي پايدار مشخص، بيتوجهي دولتها به توسعه زيرساختها، پرداخت نكردن سهم حضور دستگاههاي دولتي در شهر، نگاه صرفاً درآمدي دولت به پايتخت و ساير مسائل و مشكلات دست به دست هم داده است تا مسائل و مشكلات پايتختنشينان مضاعف شود. تهران از يكسو نيازمند برنامه كلان منطبق با برنامههاي توسعهاي كشور است و از سوي ديگر نيازمند استقلال درآمدي از همه فعاليتهاي درون منطقهاي و برون منطقهاي است تا بتواند به سرعت توسعهاي خود بيفزايد و بر مسائل و مشكلات چيره شود.