حملات سه ساله گروه تروريستي داعش به عراق، موجب وارد آمدن خسارات زيادي به شهرهاي اين كشور شده است و عراق در دوران پساداعش نيازمند بازسازي دوران پس از جنگ است و با توجه به نقش بيبديل ايران در مبارزه با تروريستها، ايران ميتواند در مرحله بازسازي نيز نقش فعال و مؤثري را ايفا كند. از آنجا كه ايران در حوزه امنيتي در خط مقدم نبرد با تكفيريها بود و كمكهاي شاياني را به عراقيها انجام داد، در دوره پساداعش نيز بايد بتواند نقش امنيتي را به حوزه اقتصادي تسري داده و از ثمرات آن برخوردار شود و اين نيازمند داشتن يك استراتژي مشخص است كه ميتوان اين نفوذ را در راستاي امنيت و منافع ملي تبديل به ارزش افزوده كرد. در شرايطي كه 60 كشور از جمله حاميان تروريستها، آمادگي خود را براي بازسازي شهرهاي عراق اعلام كردهاند، ايران بيش از سايرين براي اين مسئله در اولويت قرار دارد و اين موضوعي است كه مقامات عراقي نيز بارها به آن تأكيد كردهاند كه در مرحله بازسازي اولويت با كشورهايي است كه در مبارزه با تروريستها در كنار دولت و مردم عراق بودند. سعيد اوحدي، معاون سرمايهگذاري و برنامهريزي سازمان ميراث فرهنگي در گفتوگو با «جوان» درباره استراتژيهاي ايران براي بازسازي عراق گفت: «ايران براي افزايش سهم خود در بازار 500 ميليارد دلاري عراق يك سند جامع راهبردي توسعه اقتصادي با عراق تنظيم كرده است تا در مرحله بازسازي و پس از آن نقش مهمي را برعهده بگيرد.»
الان عراق در دوره پساداعش قرار دارد و مسئله بازسازي و ظرفيتهاي اقتصادي در اين كشور از اهميت قابل توجهي برخوردار است. با اين كه ايران در عراق دستاوردهاي امنيتي زيادي داشته است اما در مقابل، سهم اقتصادي ايران در بازار عراق به مراتب كمتر است. شما پيشتر گفته بوديد كه بازار عراق 500 ميليارد دلار ظرفيت دارد اما سهم ايران تنها يك ميليارد دلار است. ايران چگونه ميتواند سهم خود را در بازار عراق افزايش دهد؟در ارتباط با جايگاه ايران در منطقه به ويژه عراق و سوريه، يك سناريوي بسيار خطرناكي از هفت سال پيش توسط امريكا و اسرائيل و با پولهاي برخي كشورهاي عربي منطقه انجام شد و اين توطئه در پي اين بود تا گسترش و نفوذ ايران در منطقه را سد كنند. واقعيت اين است، با توجه به نفوذ معنوي كه ايران در منطقه پيدا كرده بود در بين نسل جوان منطقه يك تحول بزرگي اتفاق افتاده بود و به همين خاطر دشمنان ايران يك سناريوي مذهبي را طراحي كردند. اين كشورها تجربه حمايت از القاعده را داشتند و از طريق اين گروهها به موفقيت نرسيده بودند. بنابراين غربيها داعش را ايجاد كردند. مگر ممكن است گروهي مثل داعش در مدت يك هفته بتواند خاك عراق را اشغال كند، حكومت تشكيل دهد، پول چاپ كند و نفت بفروشد كه اين مسئله اصلاً قابل قبول نيست و مشخص بود كه يك فكر كاملاً قوي و منسجم پشت اين جريان بود.
اگر ما مقدمه تحولات در خاورميانه را مدنظر قرار ندهيم، نميتوانيم مسائل اقتصادي منطقه را تحليل بكنيم. اگر اين شرايط را درست ارزيابي كنيم، ميتوانيم جايگاه اقتصاديمان در منطقه را نيز پيدا كنيم. كشورهاي غربي و متحدانشان، آتش فتنهاي را علم كرده بودند كه پس از اشغال عراق و سوريه به سمت ايران بيايند. الان عراق با كمك نيروهاي بسيج مردمي «حشدالشعبي» و ارتش از شر داعش رها شده و به عنوان دولت قدرتمندي درآمده است و نقش ايران در اين فرايند نظامي- سياسي و امنيتي انكارناپذير است. اگر نقش ايران در مقابله با گروه داعش نبود قطعاً امروز بايد در شهرهاي خودمان با تروريستها ميجنگيديم. چراكه فتنه و توطئه خارجي فراتر از آن چيزي بود كه در ابتدا فكر ميكرديم. حاميان تروريستها ميلياردها دلار هزينه كردند و پيشرفتهترين سلاحها را در اختيار اين گروهها گذاشتند. همچنانكه داعش در مدت يك شب دومين پايگاه و زرادخانه سلاح عراق، يعني موصل را اشغال كرد و در اين فضاي ناامني، ايران وارد عمل شد و شهداي گرانقدري را در اين ماجرا از دست داديم و به لطف اين رشادتها، عراق مقتدرتر از گذشته شده است. زماني ايران را در مذاكرات صلح سوريه راه نميدادند، مثلاً عربستان ميگفت به شرطي در مذاكرات شركت ميكند كه ايران در آن حضور نداشته باشد اما امروز ميبينيم كه رهبري مذاكرات صلح سوريه توسط ايران انجام ميشود. ايران و همچنين ائتلافي كه ايجاد كرده است، تصميم ميگيرد كه عربستان سعودي در مذاكرات باشد يا نه. الان با گذشت هفت سال از بحران سوريه همه كشورها به اين نتيجه رسيدهاند كه تماميت ارضي و يكپارچگي اين كشور بايد حفظ شود و تجزيه سوريه ديگر معنا ندارد. همچنانكه سردار قاسم سليماني، فرمانده سپاه قدس ايران وعده پيروزي بر داعش در سوريه را داده بود، الان اين پيروزي حاصل شده و حكومت سوريه قدرتمندتر از قبل شده است.
اكنون كه در دوره پساداعش قرار داريم ما چه نقشي را بايد ايفا كنيم. ما در حوزه نظامي و امنيتي هزينه سنگيني متحمل شديم و توانستيم پيروزيهاي تاريخي در عراق و سوريه به دست آوريم. جوانان ايران كار بزرگي انجام دادند و 2000 كيلومتر دورتر از مرزهاي خودمان رفتند تا آتشي را خاموش كنند كه ميتوانست به كشورمان سرايت كند و واقعيت اين است كه استكبار جهاني و عربستان در مقابل اين پيروزيها ساكت نخواهد نشست. قبلاً ما هممرز با اسرائيل نبوديم و در مرزهاي خودمان بوديم اما امروز دنيا ميداند كه ايران بر اساس راهبرد استراتژيكمحور مقاومت در سوريه حضور دارد و هممرز با اسرائيل شده است و اين مسئله براي دنيا قابل قبول نيست. الان ما به عنوان قدرت منطقهاي خودمان را اثبات كردهايم و همه كشورها نيز اين واقعيت را ميدانند كه بدون نظر و حضور ايران نميتوانند تصميمسازي كنند و اين ايران است كه براي منطقه تصميم ميگيرد.
اگر زماني استكبار به دنبال اشغال سياسي و نظامي عراق و سوريه بود الان در دوره پساداعش به دنبال اشغال اقتصادي اين دو كشور است. همچنانكه مقام معظم رهبري گفتهاند الان در دوران جنگ اقتصادي قرار داريم و ما در دوره جنگ اقتصادي با استكبار به عراق وارد ميشويم. همانطور كه در دوره مبارزه با داعش، عزم ملي و مذهبي همهجانبه براي خاموش كردن آتش فتنه داشتيم، همان عزم در حوزه اقتصادي نيز بايد باشد.
واقعاً به نظرتان آيا الان اين عزم ملي و مذهبي كه گفتيد در ايران وجود دارد يا نه؟عراق كشور ثروتمندي است و با 40 ميليون جمعيت 4 ميليون بشكه نفت صادر ميكند و ذخاير نفتي زيادي دارد، زمينهاي حاصلخيز و آب فراوان دارد و تحريمها اقتصادي هم نيست. اينها مزيتهاي عراق است اما ما چه مزيتهايي نسبت به عراق داريم، ما مزيتهاي فرهنگي و مذهبي نسبت به عراق داريم و عراقيها ميدانند كه اين ايران بود كه آنها را از اشغال داعش نجات داد. ايران 1400 كيلومتر مرز مشترك با عراق دارد و نسبتهاي سببي هم بين برخي ايرانيها و عراقيها در شهرهاي مرزي دو كشور وجود دارد. ما 40 گذرگاه مرزي با عراق داريم و هشت تا از اين گذرگاهها به طور رسمي باز هستند و امكانات گسترده زيادي در آنها داريم.
داعش در عراق تخريبهاي گستردهاي انجام داد و با رويكرد خشونتطلبانه و ضد تمدني سعي كرد با رويكرد تبليغ مذهب، اسلامهراسي را در دنيا رشد دهد. كشورهاي غربي ميدانستند كه موج معنوي در بين جوانان اروپا و امريكا ريشه دوانده است و با تأسيس گروههاي تروريستي ميخواستند اسلامهراسي به وجود بياورند و با انتشار خشونتهاي داعش اينگونه القا كنند كه كاركرد دين اينگونه است. زماني كه داعش همه زيرساختهاي شهرهاي اشغال شده عراق و سوريه را تخريب و بسياري از مناطق سوريه را به زمين سوخته تبديل ميكرد، غربيها سعي داشتند عراق و سوريه را از نظر اقتصادي فلج كنند و اكنون همان كشورهايي كه در جنگ پشتيبان تروريستها بودند، سعي دارند از در بازسازي وارد شوند و اقداماتي را در اين زمينه انجام دادهاند. الان حاميان تروريستها كنفرانس كويت را براي بازسازي عراق برگزار كردند. همچنين در روزهاي گذشته بزرگترين نمايشگاه نفتي در شهر بصره برگزار شد و همين كشورهايي كه ماشين جنگ عليه عراق را به راه انداختند، در خط مقدم بازسازي اين كشور قرار گرفتهاند.
الان حاميان تروريستها وارد فاز بحثها براي بازسازي عراق شدهاند و آمادگي خود را براي برعهده گرفتن اين مسئوليت اعلام كردهاند، اما به نظر ميرسد ايران هنوز اقدام عملي در اين زمينه انجام نداده است. نظر شما در اين مورد چيست؟ ما همچنانكه در عرصه نظامي دوش به دوش مردم عراق بوديم، الان نيز بايد در مسئله بازسازي عراق در كنار مردم اين كشور باشيم و بايد براي بازسازي عراق راهبرد داشته باشيم كه اين مسئله نيازمند يك عزم ملي و همگاني است. ما در ستاد توسعه روابط راهبردي با عراق سندي را با عنوان سند جامع راهبردي توسعه اقتصادي با عراق تنظيم كرديم و در اين سند، در همه حوزهها مثل شهرسازي و صنعت، نفت، نيرو و انرژي، گردشگري و درمان پزشكي، 40 برنامه در قالب سه راهبرد كوتاهمدت، ميانمدت و بلندمدت طراحي كرديم كه چگونه ما در كنار دولت و مردم عراق باشيم. همچنانكه در حوزه نظامي نشان داديم و بعد از شكست داعش هيچ چشمداشتي به خاك عراق نداشتيم، در حوزه اقتصادي نيز بايد همينگونه عمل كنيم.
در حوزه اقتصادي ما ظرفيت سنگيني در كشورمان داريم كه ميتوانيم آنها را در عراق به كار بگيريم. ما شركتهاي دانشبنيان زيادي در داخل ايران داريم، الان بيش از دو برابر ظرفيت كشور دارو توليد ميكنيم و اگر اين دارو را صادر نكنيم دچار مشكل ميشويم. در حوزه نيرو، ظرفيتهاي گستردهاي داريم و هيچ منطقهاي از كشور نيست كه با كمبود برق مواجه باشد و حتي روستاهاي ما از نعمت برق برخوردار هستند و مازاد اين برق را بايد صادر كنيم. در حوزه انرژي وگاز، منابع عظيمي در اختيار داريم كه آن نيز بايد صادر شود و عراق بستر مناسبي است كه بايد وارد اين حوزه بشويم. امروز به همت قرارگاه سازندگي خاتمالانبيا، خط لوله انتقال گاز تا بغداد كشيده شده است و نيروگاه «بصماء» در بغداد راهاندازي شده است. اين ظرفيتها در سند جامع راهبردي تعريف شده و اين سند هم با كمك نمايندگان دستگاههاي مختلف تهيه شده است.
اين سند چه زماني تهيه شده است و چه اقدامات عملي براي رسيدن به اهداف آن انجام شده است؟ اين سند هشت ماه پيش تهيه و تنظيم شده و سند كامل و مستدلي است كه به كميسيون مشترك ايران و عراق كه زير نظر وزارت صنعت، معدن و تجارت است، ارسال كرديم تا نظر خود را اعلام نمايند. همچنين براي وزارت امور خارجه و ساير دستگاههاي ذيربط نيز ارسال شده است تا اگر نقدي بر آن دارند يا حتي اگر پيشنهاد تكميلي داشته باشند، با كمك آنها كامل كنيم.
در مسئله بازسازي عراق بايد به يك توافق جامع اقتصادي با دولت اين كشور برسيم و توافق كنيم كه در حوزه راه و شهرسازي و صنعت ميتوانيم اين اقدامات را انجام دهيم. در حوزه خدمات فني و مهندسي، ما سالانه 25 ميليارد دلار ظرفيت صدور خدمات فني و مهندسي داريم. در حوزه آب، انرژي، راهسازي و سدسازي تجربه زيادي داريم و اين ظرفيت تا 40 ميليارد دلار در سال ميتواند ارتقا يابد و اين 25 ميليارد دلار به طور بالفعل وجود دارد، يعني ساختارها، ماشينآلات، نيروي انساني و پشتوانه مالي وجود دارد. ظرفيت بازسازي عراق 500 ميليارد دلار است و با استفاده از توافق جامع با دولت عراق، بايد نقش ايران در بازسازي اين كشور در قالب اين برنامه تعريف شود.
الان از ظرفيت 500 ميليارد دلاري عراق ما تنها يك ميليارد دلار قرارداد خدمات فني و مهندسي با اين كشور داريم و در اين ميزان نيز با چالشهايي مواجه هستيم. براي اينكه اين نقش كامل بشود، در سند راهبردي يكي از كارگروههايمان بحث پولي و بانكي بوده است. ما پشتيباني سيستم بانكي كشور را هم براي بازسازي در عراق نياز داريم و بايد مطمئن شويم كه درباره كارهايي كه ما در عراق انجام ميدهيم به دليل مسائل فعلي عراق كه ممكن است با بنبست اقتصادي روبهرو شود، هيچ نگراني نداشته باشيم و اين مسئله هم نيازمند امضاي تفاهمنامهها با دولت عراق است. يعني در حوزه نفت با عراق تفاهمنامه امضا كنيم، هر دو كشور نفت و پالايشگاه دارند، ايران و عراق خط لوله نفتي دارند و اين مسئله قابل انتقال است. ما ظرفيت بهرهبرداري از 12چاه مشترك را با عراق داريم و ميتوانيم در قالب اين قرادادها، ضمانتنامههاي لازم را از دولت عراق دريافت كنيم.
الان بخش عمده برق عراق را ايران تأمين ميكند. ما شركتهايي مثل «مپنا» را داريم كه در توسعه ظرفيتهاي عراق ميتواند مؤثر باشد. اين شركت الان بزرگترين توربينهايي كه شركت زيمنس آلمان توليد ميكرد را خود توليد ميكند. همچنين ما ميتوانيم در حوزه نيروگاههاي عراق نقش جدي برعهده بگيريم و در بخش توسعه زيربناهاي عراق كارهاي ارزندهاي ميتوانيم انجام بدهيم. ما در داخل پروژههاي امنيتي و فناوري اطلاعات داريم و در اين موضوعات پيشرفتهاي زيادي داشتيم. سالانه حدود يك ميليارد و 600 ميليون دلار ظرفيت واردات دارويي عراق است و سهم ما از اين حجم سنگين دارو، كمتر از 50 ميليون دلار است كه با برنامهريزي مؤثر ميتوانيم اين ميزان را ارتقا دهيم.
خب شما به ظرفيتهاي خوبي اشاره ميكنيد. با اين حال به نظر ميرسد در مقام عمل، ما خيلي مؤثر عمل نميكنيم. دليل آن چيست؟ برخي گامهاي مؤثر در اين زمينه برداشته شده است. آقاي حسن قاضيزاده هاشمي، وزير بهداشت ايران چند ماه پيش سفري به عراق داشت و تفاهمنامه خوبي در زمينه بهداشتي با دولت اين كشور امضا كرد. داروي ايران كه به لحاظ كيفيت، استاندارد و قيمت حرفي براي گفتن در بازارهاي جهاني دارد، ميتواند به عراق صادر شود و ما بايد در عاليترين سطح با عراقي توافق كنيم و استانداردهاي دارويي خود را اعلام كنيم. سالانه حدود 2 ميليون و 400 هزار نفر از اتباع عراق وارد كشورمان ميشوند كه نزديك به 10 درصد از اين افراد براي گردشگري و سلامت و درمان به ايران سفر ميكنند و همه اين افراد نيز از تجربه داروهاي ايراني راضي هستند، اما با اين حال در بدنه وزارت بهداشت عراق برخي لايهها وجود دارند كه اجازه نميدهند داروي ايران به بازار عراق تزريق شود و امريكاييها مانع اين مسئله ميشوند. همچنين 80 درصد لبنيات ايران به عراق صادر ميشود و كيفيت لبنيات ما در منطقه حرف اول را ميزند و حتي در دنيا نيز رتبه قابل توجهي را به خود اختصاص داده است. گاهي اوقات تصميمهاي سليقهاي در عراق گرفته ميشود كه ميتواند آسيب جدي به حوزه صادرات ما بزند. همچنانكه دو ماه پيش تعرفه صادرات محصولات لبني به عراق از 10 درصد به 40درصد افزايش يافت. با اين حال، ما وارد جنگ اقتصادي شدهايم و بايد با عزم ملي وارد عراق شويم و از ظرفيتهاي امنيتي كه در عراق داشتيم و دوشادوش عراقیها جنگيديم الان نيز در زمینه اقتصادي بايد در كنار آنها باشيم.
استكبار جهاني دنبال اين است تا مسير پيوند ايران و عراق را مسدود كند و لازم است تا راهكارهاي مقابله با اين كارشكنيها را پيدا كنيم. به عنوان راهكار، بايد بخش خصوصي پشتيباني بانكي داشته باشيم تا اين بخش بتواند با آسودگي وارد بازسازي عراق بشود و مشوقهاي صادراتي بايد در اين زمينه ايجاد شود. الان داروي بيكيفيت آرژانتين به كشور اردن وارد ميشود و پس از بستهبندي در آن كشور، به عراق صادر ميشود كه در برخي مواقع عوارضي نيز با خود به همراه دارد. ما بايد از دولت عراق بخواهيم تا فرصتهايي را كه براي ساير كشورها فراهم كرده است، براي ايران هم كه در جنگ عليه تروريستها كمك زيادي را به اين كشور انجام داده است، نيز فراهم كند.
در بين مردم عراق استقبال زيادي از كالاهاي ايران وجود دارد و بسياري از فروشگاههاي بغداد محصولات ايراني را عرضه ميكنند و حتي بسياري از خودروها كه در بغداد تردد ميكنند، ساخت ايران هستند. ما قبلاً حدود 300 هزار خودرو به عراق صادر ميكرديم كه الان اين صادرات در حال متوقف شدن است كه بايد در اين زمينه آسيبشناسي كنيم.
الان آقاي ايرج مسجدي كه به عنوان سفير ايران در عراق منصوب شده است تجربه خوبي در اين زمينه دارد و شناخت كاملي از اوضاع داخلي عراق دارد و از زماني كه ايشان وارد عراق شدهاند ما شاهد رشد و توسعه در روابط با عراق هستيم. هرچند اين رشد نسبت به ظرفيتي كه در عراق وجود دارد خيلي پايين است ولي افقهاي روشني وجود دارد كه ميتوانيم به جايگاهي در عراق دست پيدا كنيم.
دولتمرداني كه در عراق روي كار هستند به لحاظ فكري و سوابق مبارزاتي به شدت به ايران علاقهمند هستند. در ديداري كه ما با فؤاد معصوم، رئيسجمهور عراق داشتيم، نگاه او به ايران و ظرفيتهاي كشورمان قابل تقدير بود و وزراي عراقي نيز چنين نگاهي به ايران دارند. وقتي چنين رويكردي در بين مقامات عراقي وجود دارد بايد بررسي كنيم كه موانع و مشكلات در بدنه دولت عراق چه چيزهايي است و براي اين منظور بايد بين بخش خصوصي و وزارت صنعت و معدن تعامل وجود داشته باشد و نشستهايي را با فعالان اقتصادي برگزار كنند تا اين موانع را رفع كنند.
شركت «صبا» در استان الانبار كارخانه لبني احداث كرده و موجب شده تا تعدادي از عراقيها در آن مشغول به كار شوند. شركت «كاله» هم در كربلا يك كارخانه بزرگ به راه انداخته است و مسئله اشتغالزايي براي مردم عراقي كه از بيكاري گسترده رنج ميبرند، ميتواند گام مفيدي باشد. قطعاً عربستان كه براي صادرات لبني خود مشكلاتي دارد به دنبال بازاري مثل عراق است تا بتواند توليدات خود را به فروش برساند و اين جايگاه براي شركتهاي ايراني فراهم شده است.
ما بايد در داخل عراق سرمايهگذاريهاي بلندمدتي را داشته باشيم، يعني كارخانه و نيروگاه راهاندازي كنيم و در حوزه سدسازي و ايجاد پالايشگاه عراق ورود پيدا كنيم و با ايجاد اشتغال براي مردم عراق به آنها اعلام كنيم كه ايران همچنانكه در دوران اشغال عراق مردم اين كشور را رها نكرد، در دوره بازسازي و جنگ اقتصادي هم آنها را تنها نخواهد گذاشت. جامعه عراق يك جامعه مصرفي است و سالانه حدود 45 ميليارد دلار واردات دارد و كل صادرات ما به اين كشور حدود 6 ميليارد دلار است كه بيشتر در حوزه محصولات كشاورزي و لبني است كه بايد تلاش كنيم اين ميزان را ارتقا دهيم و سهم بزرگي از بازار اين كشور را از آن خود كنيم.
با توجه به تخريبهاي گستردهاي كه در دوره اشغالگري تروريستها انجام شده است، الان به نظر ميرسد كه بايد بيشتر در حوزه خدمات فني و مهندسي ايران فعاليتهايش را گسترده بكند. آيا اقدامات لازم در اين زمينهها انجام شده است؟ در حوزه خدمات فني و مهندسي 36 شركت ايراني در داخل عراق در 64 پروژه موفق شدند مناقصهها را برنده شوند اما در سال 2014 كه داعش عراق را اشغال كرد، بخشي از اين پروژهها متوقف شد و با توجه به درگير بودن ارتش عراق در مبارزه با تروريستها، دولت اين كشور به دليل كمبود منابع نتوانست صورت وضعيتهاي شركتهاي ايراني را پرداخت كند. به رغم اين مشكلات، دولت ايران اقدام بسيار مؤثري را انجام داد و يك مصوبهاي را گذراند كه طبق آن 200 ميليون دلار تسهيلات براي شركتهاي خدمات فني و مهندسي فراهم كرد كه به خاطر حملات داعش نتوانسته بودند صورت وضعيت خود را بگيرند. با كمكهاي هيئت دولت موانع بانكي اين شركتها تا حدودي رفع شد و شرايطي فراهم شد تا در دوره بازسازي عراق بتوانند وارد عمل شوند.
الان 43 كشور براي بازسازي عراق اعلام آمادگي كردهاند و پشتوانه مالي هم با خود دارند، اما كشوري مثل ژاپن براي اينكه بتواند وارد عمليات راهسازي در عراق بشود بايد ماشينآلات سنگين خود را از طريق كشتي به عراق انتقال دهد كه هزينهبر است، ولي اين امكان براي شركتهاي ما وجود دارد و ما ميتوانيم با اين شركتهاي بزرگ دنيا با راهكارهاي مشخص كنسرسيومهايي را ايجاد كنيم. شركتهاي فني و مهندسي ما تجربههاي زيادي دارند و نيروي انساني ارزانقيمتي هم در اختيار داريم، ماشينآلات ما نيز به سهولت به داخل عراق حمل ميشود. همه اينها به اضافه پشتوانه علمي و تخصصي نقاط قوت ما هستند كه ميتوانيم با استفاده از ظرفيتهاي داخلي و ظرفيتهاي كشورهاي آسيايي مثل ژاپن براي حضور در بازسازي عراق كنسرسيوم تشكيل بدهيم.
الان كشورهايي كه در دوران اشغالگري تروريستها، شمشير به روي عراق ميكشيدند با حربه اقتصادي وارد اين كشور شدهاند تا در مرحله بازسازي سهمي داشته باشند اما بدون شك مردم و دولت عراق هم هوشمندانه عمل خواهند كرد و به كشورهايي كه در دوره جنگ دشمن آنها بودند سهمي از بازسازي را نميدهند. ما در اين زمينه راهكارهايي داريم و نمايندگان اقتصادي ما هم در حال سفر به عراق هستند و بخش خصوصي و دستگاههاي مختلف كشورمان نيز بايد حضور فعالي در اين زمينه داشته باشند تا بتوانيم جايگاه خود را در بازار داخلي عراق افزايش دهيم. ما الان پنج كنسولگري در عراق داريم كه همه آنها سياسي هستند و ما با استفاده از رويكردي كه محمدجواد ظريف، وزير خارجه ايران در بعد اقتصادي دارد، پيشنهاد كرديم كه دو تا از اين كنسولگريها به كنسولگري اقتصادي تبديل شوند و با تعيين راهكارها، در امور عراق فعال باشند و همچنين در مناقصههاي عراق حضور داشته باشند.
آيا اين مسائل در سند راهبردي مشخص شدهاند و آيا امكان عملي شدن اين برنامهها وجود دارد؟بله اين سند راهبردي يك برنامه عملياتي است و در دوره هدف بلندمدت كه پنج ساله است، قرار شده سهم صادرات ايران به عراق از 6 ميليارد دلار فعلي به 25 ميليارد دلار برسد، آن هم در حوزه غيرنفتي.