دو مرد محكوم به قصاص كه در جريان پروندههاي جداگانه پس از قتل همسران خود اجساد آنها را در حاشيه شهر رها كرده بودند در روز اجراي حكم و در حاليكه طناب دار بر گردن آنها افتاده بود، توانستند با پرداخت ديه از چوبه دار فاصله بگيرند. دو متهم در جلسه رسيدگي به پرونده گفتند كه قصد قتل نداشتند، اما كنترل خود را از دست داده و مرتكب جنايت شدهاند.
اولين متهم مردي 35ساله به نام رامين است. او فارغالتحصيل رشته مهندسي بود كه ديماه سال93 بعد از كشف جسد همسرش در كانال آبي حوالي بزرگراه آزادگان، به اداره پليس رفت و به قتل همسر30سالهاش به نام پگاه اعتراف كرد. رامين در توضيح ماجرا به پليس گفت: «من و همسرم زندگي خوبي داشتيم، اما هرازگاهي به خاطر مشكلاتي با هم درگير ميشديم. آخرين بار در ماشين بوديم و از مهماني برميگشتيم كه دوباره به خاطر مسئله جزئي با هم بحثمان شد. من عصباني بودم و هر حرفي به پگاه ميزدم او با تندي جواب ميداد. ناخواسته كنترل اعصابم را از دست دادم و براي چند لحظه دستم را روي گلويش گذاشتم كه متوجه شدم نفس نميكشد. وقتي مطمئن شدم او فوت كرده است، از ترس جسدش را در كانال آبي حوالي آزادگان رها كردم و گريختم، اما چند روز بعد به خاطر عذاب وجدان به اداره پليس رفتم.»
بعد از بازسازي صحنه جرم و صدور كيفرخواست پرونده به شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و در آن جلسه متهم بنا به درخواست اولياي دم به قصاص محكوم شد. با تأييد اين حكم در ديوان عالي كشور متهم در آستانه مرگ قرار گرفت، اما توانست با پرداخت ديه به زندگي برگردد.
به اين ترتيب مهندس جوان صبح ديروز از جنبه عمومي جرم در شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي زالي پاي ميز محاكمه قرار گرفت. در آن جلسه متهم ابراز پشيماني كرد و گفت: «باور كنيد زن و زندگيام را دوست داشتم و همه حادثه در يك لحظه اتفاق افتاد و آن هم به خاطر اين بود كه كنترل اعصابم را از دست داده بودم. وقتي گرفتار زندان شدم سعي كردم گذشتهام را جبران كنم و از آنجائيكه به زبان انگليسی تسلط داشتم سعي كردم به همبنديهايم زبان انگليسي را آموزش دهم. حالا هم با پرداخت مبلغ ديه سنگيني خانوادهام به سختي افتادند به همين دليل از قضات خواهش ميكنم در مجازاتم تخفيف قائل شوند تا گذشتهام را براي آنها جبران كنم.»
در پايان هيئت قضايي وارد شور شد.
قتل به خاطر سوءظن
دومين متهم مردي 24ساله به نام فرهاد است كه بيستوسوم ديماه سال93، از سوي مأموران پليس به اتهام قتل همسر 22سالهاش مينا در پاكدشت بازداشت شد. اين مرد در بازجوييها گفت: «من و مينا در يك شركت خصوصي كار ميكرديم كه با يكي از دوستان صميميام به نام اشكان نيز رفت و آمد داشتيم. آنجا بود كه من به مينا علاقهمند شدم و با هم ازدواج كرديم. عاشق مينا بودم اما مدتي بود كه متوجه شدم او با اشكان رابطه دارد. اين رابطه را از رفتارهاي مشكوك مينا متوجه شدهبودم، اما هر بار از او سؤال ميكردم طفره ميرفت و با تندي پاسخ ميداد.» متهم در ادامه گفت: «آن شب وقتي از كار به خانه برگشتم متوجه رفتارهاي غير عادي مينا شدم. ديروقت بود كه ديدم او در حال آرايش كردن و آماده شدن است. سؤال كردم كه گفت بايد به ديدن دوستش برود. معترض شدم و گفتم اين ساعت وقت بيرون رفتن نيست كه با هم درگير شديم. در آن درگيري كنترل اعصابم را از دست دادم و سيم كامپيوتر را دور گردن او پيچاندم. وقتي بيهوش شد او را به حمام خانه بردم و سپس مشغول كشيدن سيگار شدم. در آن لحظه صداي او را از حمام شنيدم. او هنوز زنده بود كه با تيغ موكتبري رگ دست و گردنش را بريدم و دوش آب را باز كردم. خيلي حالم بد بود و دچار تشنج شده بودم. فرداي آن روز جسد مينا را در يك ساك دستي گذاشتم و به حاشيه پاكدشت بردم.»
با اقرارهاي متهم، پرونده به شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و در آن جلسه متهم بنا به درخواست اوليايدم به قصاص محكوم شد. اين حكم در ديوان عالي كشور تأييد شد و متهم در آستانه مرگ قرار گرفت. متهم بعد از اجراي مراحل قانوني در روز اجراي حكم در حاليكه طناب دار بر گردنش افتاده بود، توانست با پرداخت ديه از مرگ فاصله بگيرد.
به اين ترتيب روز گذشته پرونده از جنبه عمومي جرم در همان شعبه به رياست قاضي قربانزاده رسيدگي شد. متهم در آخرين دفاش گفت: «ديوانهوار همسرم را دوست داشتم و عاشقش بودم. حالا از قتل او پشيمانم و با پرداخت 80 ميليون تومان ديه توانستم رضايت اوليايدم را جلب كنم. از قضات دادگاه نيز ميخواهم در مجازاتم تخفيف دهند تا هر چه زودتر آزاد شوم.» در پايان هيئت قضايي وارد شور شد.