
به گزارش خبرنگار ما، ساعت7 صبح روز يكشنبه 26 آذرماه امسال مأموران كلانتري141 شهرك گلستان از قتل مرد ميانسالي در مجتمع مسكوني با خبر و براي بررسي موضوع راهي محل شدند. مأموران در محل حادثه كه اتاقك نگهباني ساختمان پاسارگاد در حوالي درياچه چيتگر بود با جسد خونين مرد60سالهاي به نام حميد روبهرو شدند كه حكايت از اين داشت بر اثر اصابت چاقو به شكمش به قتل رسيده است. پس از اعلام اين خبر قاضي منافيآذر، بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران همراه تيمي از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي در محل به تحقيق پرداختند. تحقيقات تيمي جنايي نشان داد ساعتي قبل مقتول در اتاقك نگهبانياش بدست يكي از همكارانش كه پسر 22سالهاي به نام اردشير است با ضربات چاقو به قتل رسيده است.
همچنين مشخص شد قاتل پس از حادثه به مكان نامعلومي گريخته است. در حالي كه تحقيقات درباره اين حادثه ادامه داشت مأموران دريافتند قاتل به محل حادثه بازگشته است. بنابراين مأموران اردشير را بازداشت كردند. متهم در نخستين بازجوييها به قتل اعتراف كرد و مدعي شد و گفت: مقتول براي من پاپوش درست كرده بود كه عصباني شدم و او را به قتل رساندم. صبح ديروز متهم پس از بازسازي صحنه جرم به دادسراي امور جنايي تهران منتقل شد و حادثه را شرح داد. وي گفت: من نگهبان شيفت اول ساختمان بودم و مقتول هم همكار و هم رئيس من بود. شيفكاري من از ساعت8 صبح شروع میشد و تا 8شب ادامه داشت. من و مقتول با هم مشكلي نداشتيم تا اينكه يك روز قبل از حادثه با هم درگير شديم و از او كينه به دل گرفتم.
آن روز حميد از من خواست كلمن نگهباني را آب كنم، اما من مشغول كاري بودم و به او گفتم كه خودش كلمن را آب كند. همين موضوع باعث درگيري ما شد. پس از مشاجره لفظي او با سرپرست تماس گرفت و شروع به بدگويي از من كرد و ماجراي درگيري را براي او توضيح داد. وقتي به او اعتراض كردم كه چرا براي من پاپوش درست ميكني دوباره با من درگير شد و فلاسك چايي را همراه ليوان شيشهاي به طرف من پرتاب كرد به طوري كه ليوان شكست. در حالي كه به شدت عصباني بودم از آنجا خارج شدم و به خانه برادرم در كرج رفتم. وي ادامه داد: صبح روز حادثه تصميم گرفتم به محل كارم بروم و از او دلجويي كنم كه شكايتش را از سرپرست پس بگيرد. وقتي به محل كار رسيدم به من گفت كه اخراج شدهام. او گفت سرپرست مرا اخراج كرده و براي تسويه حساب پيش او بروم. خيلي عصباني شدم و با هم درگير شديم كه او مرا با دست هل داد و من هم با چاقويي كه عمويم يكسال قبل به من هديه داده بود ضربهاي به حميد زدم. وقتي غرق در خون نقش بر زمين شد از ترس فرار كردم و دوباره به خانه برادرم رفتم. ساعتي بعد به محل حادثه بازگشتم تا اوضاع را بررسي كنم كه دستگير شدم.
تحقيقات از متهم به دستور قاضي منافيآذر ادامه دارد.