در بخشي از اين كتاب ميخوانيم: يكي از موضوعات مهم فقهي كه پژوهش اجتهادي درباره آن ارزشمند است؛ انسان سياسي است. براي مطالعه انسان سياسي، تاكنون، دو رويكرد فلسفي و جامعه شناختي در پيش گرفته شده است. رويكـرد فلسفي به مطالعه هويتشناسانه و ارزششناسانه انسان سياسي ميپردازد و اصول كلي حيات سياسي او را روشن ميسازد. رويكرد جامعه شناختي نيز انسان سياسي را در طبقات اجتماعي مطالعه ميكند.
اما منظـر فقه سياسي انسان سياسي را از جهت موضوع بودن در فقه مطالعه ميكند. رويكرد فقهي در مطالعه انسان سياسي رويكردي بديع است هم براي عالمان سياست كه از منظر فقهي به اين موضوع نگاه نكردهاند و هم براي فقيهان كه مطالعات موضوعشناسي با اين رويكرد در ميان آنان چندان مرسوم نبوده است.
انسان سياسي به عنوان موضوع خطابات شرعي، انسان سياسي به عنوان مفسر خطابات شرعي و انسان سياسي در مفاد خطابات شرعي سه بعدي هستند كه اين پژوهش انسان سياسي را از اين ابعاد مورد بررسي قرار داده است.