
به گزارش خبرنگار ما، هشتم تيرماه سال ۹۵، زني به نام سميرا با مراجعه به اداره پليس تهران از چهار مرد به اتهام سرقت و اذيت و آزار شكايت كرد. او در طرح شكايتش به مأموران گفت: «من و خواهرزادهام به نام پرستو به تازگي شركتي در زمينه خريد و فروش قطعات خودرو در يكي از خيابانهاي غرب تهران تأسيس كرده بوديم و آنجا مشغول كار بوديم. در اين مدت كارمندي را هم استخدام نكرده بوديم به همين دليل با هم در شركت تنها بوديم.»
او در ادامه گفت: «روز قبل وقتي به شركت رفتم دو مرد جوان به عنوان مشتري وارد شركت شدند. آنها به بهانهاي ساعتي آنجا معطل ماندند تا شركت از حضور مشتريهاي ديگر خالي شود. آنجا بود كه آنها با دو نفر از دوستانشان تماس گرفتند و وقتي آن دو مرد جوان آمدند يكي از آنها با تهديد چاقو مرا آزار داد و بعد از ضرب و جرح، گوشي موبايل، كارتهاي عابربانك و پولهاي نقد همچنين مقداري از قطعات را سرقت كردند و گريختند.»
با طرح اين شكايت، تحقيقات براي شناسايي و دستگيري متهمان آغاز شد تا اينكه با گذشت چند روز پليس توانست يكي از سارقان به نام مهران را هنگام برداشت پول از كارت عابر بانك سرقتي شناسايي و بازداشت كند. با انتقال متهم به پليس آگاهي وي تحت بازجويي قرار گرفت و به جرمش با همدستي سه نفر از دوستانش اقرار كرد. به اين ترتيب سه متهم ديگر به نامهاي سعيد، مسعود و كيوان بازداشت شدند و همگي به جرمشان اقرار كردند.
با اقرار متهمان مهران به اتهام رابطه نامشروع و سرقت مقرون به آزار و ضرب و جرح دو زن جوان، سعيد به اتهام سرقت مقرون به آزار و مسعود و كيوان به اتهام سرقت روانه زندان شدند.
پرونده بعد از صدور كيفرخواست به شعبه هشتم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي اصغرزاده و مستشار توكلي فرستاده شد. در اولين جلسه رسيدگي به پرونده كه به صورت غيرعلني پشت درهاي بسته انجام شد، يكي از شاكيان در جايگاه قرار گرفت و بار ديگر شكايت خود را مطرح كرد. او در ادامه گفت: «نوع كاري كه در شركت داشتيم طوري بود كه با مردان زيادي سر و كار داشتيم. قبول دارم اشتباه كرديم و ميبايستي با احتياط بيشتري كار را شروع ميكرديم و ادامه ميداديم. به هر حال براي متهمان درخواست اشد مجازات دارم.» سپس خواهرزاده شاكي نيز با تأييد اين توضيحات، براي متهمان درخواست اشد مجازات كرد.
در ادامه يكي از متهمان به نام مسعود كه طراح نقشه سرقت بود در جايگاه قرار گرفت و با قبول اتهامش گفت: «شنيده بودم دو زن جوان شركتي تأسيس كردهاند و آنجا تنها هستند به همين دليل نقشه سرقت به سرم زد. در اين مورد با دوستانم صحبت كردم و آنها نيز قبول كردند.» متهم در ادامه گفت: «روز حادثه من و كيوان وارد شركت شديم. آن لحظه مشتريهاي زيادي آنجا بودند به همين خاطر منتظر شديم تا كار آنها تمام شود و شركت خلوت شود. با رفتن مشتريها به مهران و سعيد زنگ زدم. وقتي آنها رسيدند مهران با ديدن آن دو زن جوان وسوسه شد و با چاقو سميرا را تهديد كرد. سپس دهان سميرا را گرفت و با ضرب و جرح به اتاقي برد و بعد از دقايقي بيرون آمد.» متهم در آخرين دفاعش گفت: «قبول دارم طرح اين نقشه از سوي من بود، اما باور كنيد من و كيوان در آزار و اذيت شاكيان نقشي نداشتيم و اين مهران و سعید بودند كه آنها را آزار دادند.»
با تأييد اين توضيحات از سوي كيوان، مهران به اتهام رابطه نامشروع و سرقت مقرون به آزار در جايگاه قرار گرفت و در دفاع از خود گفت: «مسعود طراح اين نقشه بود. وقتي پيشنهاد او را قبول كردم روز حادثه با ديدن دو زن جوان در محيط خلوت شركت وسوسه شدم و با چاقو سميرا را تهديد كردم و سپس با سعيد او را مورد ضرب و جرح قرار داديم. بعد از آزار زن جوان، چهار نفري اموالي را از شركت سرقت كرديم و گريختيم.»
در ادامه سعيد نيز در آخرين دفاعش گفت: «وقتي وارد شركت شديم مهران خواست تا سميرا را مورد ضرب و شتم قرار دهيم. من هم قبول كردم، اما باور كنيد زن جوان را آزار ندادم.»
به اين ترتيب در پايان جلسه، هيئت قضايي با توجه به گزارش پزشكي قانوني و مدارك موجود در پرونده مهران و سعيد را به اتهام سرقت مقرون به آزار هر كدام به ۱۰سال حبس و ۷۴ضربه شلاق محكوم كرد و مهران را به خاطر رابطه نامشروع به دو سال تبعيد به نيكشهر و 100ضربه شلاق و به اتهام ضرب و شتم دو زن جوان به پرداخت ديه و سپس دو متهم ديگر – مسعود و کیوان – هر كدام به اتهام سرقت به پنجسال حبس و 74ضربه شلاق محكوم كرد. اين حكم به ديوان عالي كشور فرستاده شد و از سوي قضات شعبه۴۱ ديوان عالي كشور تأييد شد.