کد خبر: 883880
تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
در فضاي مجازي و گاهي كه فرصت تماشاي تلويزيون‌هاي ممالك ديگر را پيدا مي‌كنم، صحنه‌هاي شگفت‌انگيزي از اختراعات، ابداعات و اكتشافات جديد دنيا را مي‌بينم. در شبكه مجازي اتوبوسي را ديدم كه با فشار دادن چند شاسي و دكمه به خانه بزرگي تبديل مي‌شود كه در آن اتاق خواب و آشپزخانه و حمام و اتاق پذيرايي از ديوارها بيرون مي‌آيد و زير آن گاراژي براي اتومبيل سواري تعبيه شده است. براي روشن و خاموش كردن اتاق خانه‌ها يا تغيير رنگ اتاق‌ها در خانه‌هاي ساخته‌شده احتياج به دكمه نيست. صندلي‌هاي يك ميز كنفرانس در يك شركت ژاپني با بشكن جابه‌جا مي‌شود. براي معلولان ويلچرهايي ساخته‌اند كه اتوماتيك است. خود از پلكان‌ها بالا و پايين مي‌رود.

پاركينگ‌هاي عمومي ساخته‌اند كه اتومبيل خود با آسانسور پايين يا بالا مي‌رود و در پاركينگ‌ها جابه‌جا مي‌گردد. خودروي برقي كه هزار كيلومتر بدون شارژ طي طريق مي‌كند به بازار آمده است. متأسفانه در كشور خودمان، كشوري كه فهرست دانشمندان، مكتشفان، متفكران، معماران آن در ادوار تاريخ به همان اندازه سخنرانان ادب فارسي است، گفتن انديشه‌ها خشك و جامد شده در عوض انواع كلاهبرداري‌ها و شارلاتان‌بازي‌ها و كشتن خاله، عمه، دايي، پدر، جد، مادر و مادربزرگ، شوهركشي و زن‌كشي رواج تام يافته است. هفته‌هاست هزاران مرد و زن، پيردمرد و پيرزن محترم و مظلوم جلوي تعاوني‌هاي اعتباري و مؤسسات كلاهبردار رشوه‌خوار و مرتشي اجتماع مي‌كنند. مردم ندبه وزاري مي‌كنند و رئيس خواب‌آلود گيج و گنگ بانك مركزي كه هر روز مردم او را مورد اهانت و هتاكي قرار مي‌دهند و فرياد مرگ او مي‌كشند، به جاي آنكه‌ استعفا دهد و استراحت كند و بقاي غيرضروري خود را به بهاي خدشه وارد شدن به كيان نظام نداند، با و عده‌هاي دروغ مردم را جلوي همان مؤسسات مي‌كشاند. آنان را با پليس دست به يقه مي‌كند و بر نشستن پشت ميز بانك مركزي اصرار دارد. وزير راه و شهرسازي به ميان مردم زلزله‌زده مي‌رود و به جاي تشفي و تسكين دادن به آنها كاسبكارانه مي‌گويد دولت قيم مردم براي خانه‌سازي نيست.  در اين حيص و بيص خبر عجيبي در ايران نشر مي‌يابد؛ چندين تن شتر 25 تن از انگلستان هفت تن از ايتاليا، 24 تن از آلمان به ارزش 93 هزار دلار وارد ايران شده است. عجب قرار است از چين و كره جنوبي هم شتر وارد شود، چه شده؟ چه اتفاقي روي داده؟ 

در سفرنامه مظفرالدين‌شاه آمده، در سال 1900 ميلادي 1279ه . ش كه او براي اولين‌بار به اروپا رفت در باغ‌وحش پاريس چند رأس شتر را به او نشان دادند كه مردم از ديدن آنها سير نمي‌شدند. مظفرالدين شاه به پائولس، رئيس پليس مخفي پاريس كه مأمور حفاظت او بود، گفت: بابا اين همشهري‌هاي شما چقدر نادانند. من در شترخانه دربار 9هزار نفر شتر دارم. حالا مي‌آيند براي من شتر به دخيله (رژه) مي‌گذارند. نادرشاه در جنگ كرنال در هندوستان با شترهايش كه در كوهان آنها آتش مشتعل كرده بود 300 تا 500 فيل هندي قشون محمدشاه را فراري داد. چطور حالا بايد 93هزار دلار بدهيم و از خارج واردشان كنيم. بعد معلوم شد محل قرارداد پاريس بوده است. اين شترها را به جاي پول بلوكه شده نفت از سوي كشورهايي كه به ما بدهي بابت خريد نفت از ايران دارند، از افغانستان و پاكستان خريده‌اند و با كشتي به اسكله‌هاي ما مي‌فرستند؛ نوعي از پسابندهاي برجام است.  آخر ما شتر براي چه مي‌خواهيم.

در قشون ايران يك فوج شتر ريزه بود كه در زمان رضاشاه وجودش زائد تشخيص داده شد.  رويشان نمي‌شد حيوانات نجيب و زحمتكش را كه عمري در ارتش خدمت كرده بودند، ذبح يا نحر  كنند، پس از شهريور 1320 مجلس مصوبه‌اي گذراند و قرار شد شترها را حراج كنند، اما از بس پير بودند، كسي خريدار آنها نشد. قرار شد چون جيره‌شان زياد است، در كوير آزادشان كنند. خودشان بچرند و خار بيابان بخورند و از بودجه ناچيز دولت استفاده‌اي نشود.  سال 1352 براي ساختن يك فيلم نياز به چند نفر شتر داشتم. به زحمت در زاهدان چند نفري از شتران جمازه‌گير  آورديم و جلوي دوربين برديم. شخص بدبيني به من گفت فكر مي‌كنم اين حيوانات نجيب را آورده‌اند، چون دولت مشكل گوشت دارد و بهاي گوشت گوساله و گاو خصوصاً گوسفند سال به سال، بلكه ماه به ماه افزايش مي‌يابد. اينها را ذبح كرده‌اند براي جبران كمبود گوشت كه مردم را به گوشت شتر‌خواري عادت دهند.

او مي‌گفت تا سال‌هاي دهه 1330 كسي در ايران مگر برادران و خواهران ارمني گوشت گاو و گوساله نمي‌خوردند، اما سياه بهارهاي پي‌درپي و كمبود گوشت گوسفند سبب شد استفاده از گوشت گاو و گوساله جايگزين گوشت گوسفندهاي لذيذ ايران شود. نكند حالا هم قرار است شترخوار شويم؟ به هر ترتيب من نفهميدم چرا با وجود اين همه شترهاي بومي هموطن نجيب و كم‌توقع و دوست‌داشتني شتر از پاكستان و افغانستان وارد مي‌كنند؟ چرا به جاي معامله مستقيم با اين دو كشور، معامله در پاريس انجام مي‌شود و شركت‌هاي انگليسي، آلماني و ايتاليايي به نيابت از ما با افغانستان و پاكستان معامله مي‌كنند و شتر مي‌خرند و تحويل ما مي‌دهند؟ مردم فضولي مي‌گويند اين شترخري ربطي به برجام دارد و به جاي پول نقد به ما شتر مي‌فروشند. باور كنيد به حق حرف‌هاي نشنيده، ايران كه فرنگي‌ها رنج سفر بر خود هموار مي‌كردند به كشور ما بيايند و كاروان‌ شتر با زنگ جرس ببينند و بشنوند، حالا شتر از فرنگي‌ها مي‌خرد. چرا و اما چرا؟ 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار