حسن روانشيد*
داستان گاو ۹ من شيرده را فراموش نميكنيم كه وقتي شروع به دوشيدنش ميكردند آنقدر شير ميداد كه ديگ مسي بزرگي كه جلوي پايش بود لبريز ميگرديد اما وقتي آخرين قطرات چكيده ميشد با يك لگد محكم ديگ را وارونه ميكرد و همه زحمات خود و ديگران را به باد فنا ميداد! امروز هركدام از ما در گوشهاي نشسته و سعي ميكنيم ژست منتقد مطلع به خود بگيريم بدون اينكه كوچكترين اطلاعي از محتواي آنچه مينويسيم يا ميگوييم داشته باشيم! بيرون گود نشستهايم و ميگوييم لنگش كن و اين درست داستان كساني است كه به تماشاي مسابقات كشتي جهان نشستهاند و اينگونه اظهارنظر ميكنند كه اگر ميشد كشتيگيري كه روي تشك است بيشتر از همه دلش ميخواهد لنگش كه هيچ، خاكش كند! از رسانه ملي انتظار نيست اينگونه به تهيه، ضبط و ارائه برنامههاي خود بيتفاوت باشد تا مجري خواسته يا ناخواسته بتواند براي پر كردن زمان 45 دقيقهاي يك برنامه متكلم وحده باشد و اجازه ندهد مهمان كه اصولاً كل متن به او تعلق دارد فرصت حرف زدن پيدا كند! پيداست همانگونه كه كسي نيست تا برنامههاي ضبطشده را دقيقاً بازبيني و ويرايش نمايد مسئولي هم پيدا نميشود تا نقد رسانهها را خوانده و عيوب كار را برطرف كند. يكي دو ماه پيش يادداشتي پيرامون برنامه آيينهخانه راديو اصفهان و ضعفهاي آن در همين ستون نگاشته شد كه متأسفانه و همچنان با بيتوجهي و شايد بهتر است بگوييم بيتفاوتي مسئولان رسانه ملي در اصفهان روبهرو گرديد و اين پروسه همچنان ادامه داشت و شايد كمي حادتر شد و امروز كه محتواي آن تقريباً تهي شده است براي پر كردن زمان علاوه بر گزافهگوييهاي بيارتباط با اصل و ماهيت برنامه از ترانههاي وقت پر كن نيز استفاده ميشود با عنايت به اينكه مدعوين تنها به تعريف از خود و كارهايي كه انجام دادهاند ميپردازند و اين امر نشان از آن دارد كه كل برنامه نوعي رپورتاژ آگهي است كه در قالب آيينهخانه به خورد مخاطب داده ميشود! البته اگر چنين است در آرم آن از كلام بزرگان استفاده نكنند كه مخاطب را به انديشه واميدارد، بلكه اعلام نمايند اين يك رپورتاژ آگهي براي معرفي خوراك الويه و سس مايونز است يا آدرسي براي خريد صنايعدستي! اما ميخ آخري كه به تابوت جوانان تحصيلكرده بيكار و بدون انگيزه كوبيده ميشود حاصل برنامه شنبهشب چهارم آذرماه ۹۶ آيينهخانه است كه علاوه بر ادامه روند قبلي و در آخرين تكست و همچنين در حضور استاد رويه دوزي مجري ادامه كلام را به دست گرفته و براي كشور ايران كه خود پايگاه استعداد است آرزو ميكند تا همچون ژاپن پيشرو صنعت و خلاقيت باشد! مگر كشور ما آزاد و آباد نيست كه آرزومند حضور اين دو نعمت در آن باشيم؟ اگرچه در اثر مشكلات مبتلابه اقتصادي و هجوم تحريمهاي بيامان دست جوانان ما بسته است اما هنوز هم شهر اصفهان يكي از بزرگترين و منحصربهفردترين شهرهاي جهان است كه بيش از 300 عنوان صنايعدستي را در خود دارد كه همچنان پوياست و درصد قابلتوجهي از اهالي آن از اين طريق ارتزاق ميكنند، درحاليكه اين خصلت براي كشور ژاپن در حد صفر است. آنچه ژاپن را در يك مقطع از زمان يعني اواخر قرن بيستم سر زبانها انداخت تلاش شبانهروزي مردم آن بود كه در انزوا قرارگرفته و همچون موتوري شبانهروز كار كردند اما نه ارزشهاي مذهبي و نه انگيزههاي اجتماعي جوانان ايران را داشتند تا بتوانند علاوه بر حفظ و حراست از دين و آيين و وطن خود به فيض شهادت نائل شوند و اينگونه در مقابل خصم تا دندانمسلح پايداري نمايند. به جوانان اجازه و فرصت دهيد و تشويقشان كنيد كه همچنان الگوي جهانيان باشند نه اينكه ديگراني را كه فاقد هويتهاي مذهبي و اجتماعي هستند مثل پتك بر سرشان بكوبيد. نقش تهيهكننده و ناظر در ضبط و باز شنوايي در رسانه شنيداري چيست كه در يك برنامه بهاصطلاح فرهنگي اينگونه سخنها گفته ميشود تا علاوه بر تأمين خوراك براي بيگانگان، جوانان سرگردان تحصيلكرده كه درد بيكاري عذابشان ميدهد را بيانگيزهتر نمايد؟!
*روزنامهنگار پيشكسوت