
نيره ساري
همزمان با آرايش ظاهري ترميم روابط ايران و كشورهاي اروپايي و سروصداهاي پيروزي برجام بود كه موضوع بازگشايي دفتر اتحاديه اروپا در ايران مطرح شد. همان موقع بود كه نمايندگان مجلس و برخي ديگر از مسئولان حتي در بدنه دولت اين مسئله را به لحاظ شكلي و ماهيتي غيرمثبت ارزيابي كردند و عقيده داشتند وقتي اين ارتباط ميتواند با تكتك كشورهاي اروپايي از طريق سفارتخانههاي موجود در كشور حفظ شود، تأسيس مجموعهاي ذيل يك دفتر رسمي «اتحاديه اروپا» در ايران ضرورتي ندارد اما اظهارات چند وقت پيش معاون اول رئيسجمهور در ديدار با «فيل هوگان» كميسيونر كشاورزي و توسعه روستايي اتحاديه اروپا بود كه نشان داد خوابيدن اين سروصداها موقتي بوده است. جهانگيري در اين ديدار از طي شدن مراحل نهايي براي تأسيس دفتر اتحاديه اروپا در تهران خبر داد و گفت:«اين موضوع در دستور كار وزارت امور خارجه قرار گرفته است»؛ اظهاراتي كه بار ديگر واكنش برخي مسئولان را به دنبال داشت و مصرتر از قبل اعتقاد داشتند تجربه برجام نشان ميدهد حتي با اعطاي امتيازاتي اينچنيني اروپا حاضر به همكاريهاي اقتصادي ويژهاي با ايران نيست. در عوض اين امكان را براي كشورهاي اروپايي فراهم ميكند كه با استفاده از مصونيت و مزاياي ديپلماتيك، پوششي وسيعتر براي تأثيرگذاري بر سياستهاي ايران با ارتباطگيري با جريانهاي سياسي و ايجاد اپوزيسيون درون نظام داشته باشند. ظاهراً هم قرار است گرانيگاه دفتر اروپا مسائل حقوق بشري باشد.
اسحاق جهانگيري خطاب به «فيل هوگان» كميسيونر كشاورزي و توسعه روستايي اتحاديه اروپا موضوعي بیان کرد مبني بر اينكه همكاريهاي بانكي ميان ايران و كشورهاي عضو اتحاديه اروپا آنطور كه مورد انتظار بوده پيش نرفته است و در اين ميان ايران را علاقهمند به تعميق همكاريهاي اقتصادي با اتحاديه اروپا نشان داد اما پس از اين اظهارات مهمترين سؤالي كه ذهن اكثر مخاطبان را به خود مشغول كرد، اين بود كه تمام كشورهاي اروپايي در تهران سفارتخانه دارند. به اين واسطه هر شركتي كه بخواهد با ايران به همكاري اقتصادي و تجاري بپردازد از طريق سفارتخانه كشورش ميتواند اقدام كند. با وجود اين تأسيس دفتر اتحاديه اروپا چه ضرورتي دارد؟ يا بهتر است بپرسيم اروپا چه خوابهايي براي ايران ديده كه تعبيرش را در گرو تأسيس دفتر اتحاديه اروپا در تهران ميداند؟
محمدجواد لاريجاني دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه در واكنش به اين اظهارات بيان داشت: كشورهاي اروپايي در تعامل اقتصادي با ايران منتظر اتحاديه نيستند و همه با ايران دارند كار ميكنند. مثلاً آلمان منتظر خانم موگريني نيست؛ اين دفتر اقتصادي عمدتاً براي كشورهاي آفريقايي و عقبافتاده است كه بودجههايي را اروپا هر سال ميگذارد و اين بودجهها را مثل خيريه تقسيم ميكنند و اين مربوط به ما نيست، يعني ميخواهم بگويم حتي در مورد مسائل اقتصادي هم تشكيل دفتري به اسم دفتر اتحاديه اروپا در تهران كار معقولي نيست اما در مورد حقوق بشر صددرصد مخالف هستيم.
وي در بخش ديگري از صحبتهاي خود تأكيد كرد: گفته شده اين دفتر در تهران بايد به طور منظم مانيتور كند كه نيروهاي سكولار در ايران تحت فشار قرار نگيرند! يا نيروهاي سكولار در ايران ميدان فعاليت داشته باشند! يا كساني كه در فتنه ۸۸ تحت فشار قرار گرفتند هم از زندان و ممنوعيتها خارج شوند و ميدان فعاليت داشته باشند و وضعيت اقليتها، همجنسگراها و خيلي موضوعات ديگر را دنبال كند. اين دفتر با اين ليست خيلي مشعشع از مسئوليتها به هيچ وجه در ايران مورد استقبال و خوشامد قرار نخواهد گرفت.
نظر به اهميت اين مهم «جوان» نيز دلايل ايجاد شدن يا نشدن اين دفتر را مورد بررسي قرار داده است.
نقاط تاريك سوابق اتحاديه اروپا با ايران
اخوان حقوقدان و فعال بينالمللي حقوق بشر اينگونه توضيح ميدهد: رابطه جمهوري اسلامي ايران با سازمانهاي بينالمللي و همچنين ساير كشورهاي دنيا بر اساس عزت، مصلحت و حكمت است كه همه اينها در پرتو رهنمودهاي امام و رهبري قابل تعبير و تفسير بوده و نكته حائز اهميت در اين ميان روابط سازمان و ارگانهاي بينالمللي ذيمدخل در بحث است.
اين حقوقدان عقيده دارد: اتحاديه اروپا درباره جمهوري اسلامي ايران در سوابق خود نقاط بسيار تاريكي دارد كه نمونه آن برخورد اين مجموعه در واكنش به حكم حضرت امام(ره) و برخورد با سلمان رشدي است. همچنين در بزنگاههاي مختلف ما برخوردهاي غيرمنطقي و مخالف مصالح عالي جمهوري اسلامي ايران از سوي اتحاديه اروپا داشتيم.
اخوان بيان ميكند: عمدتاً اتحاديه اروپا به عنوان ترمينال امريكا عمل ميكرده است و در اين باره بايد خود و استقلال خود را نشان دهد و قبل از هر گونه اقدامي ما بايد به اين اطمينان برسيم كه اتحاديه اروپا ميتواند به تنهايي و مستقل و خارج از تهديدها و فشارهاي جهاني به خصوص دولت زورگوي امريكا با ما تعامل داشته باشد. تاكنون ما به نقطه مثبتي برخورد نكردهايم و در اينجا يك پروسه اثبات لازم است و به تعبير سازمانهاي بينالمللي يك راستيآزمايي بايد صورت بگيرد. اتحاديه اروپا بايد خود را براي جمهوري اسلامي ايران اثبات كند، در غير اين صورت از نظر ما يك ترمينال و بازيچه مطامع امريكا محسوب ميشود.
وي در ادامه توضيحات خود معتقد است: به طور مشخص در قضاياي اخير ميبينيم كه وقتي رئيسجمهور امريكا اعلام موضع عليه جمهوري اسلامي ايران ميكند، دولتهاي اصلي اتحاديه اروپا از جمله فرانسه و انگليس نيز در تبعيت از آن موضعگيري ميكنند يا اينكه در جريان اخير لبنان وقتي كه توطئه عربي، عبري و غربي در خصوص وحدت ملي لبنان با استعفاي شبههدار و عجيب سعد حريري مطرح ميشود، ما ميبينيم اولين جايي كه او را دعوت ميكند فرانسه است و به محض ملاقات با سعد حريري تماس با رئيسجمهور امريكا صورت ميگيرد و گزارش كار خود را ارائه ميكند.
اين حقوقدان در جمعبندي اظهارات خود ميگويد: ما حق داريم به عنوان ملت ايران به اتحاديه اروپا بدبين باشيم و طبعاً در اين رابطه بايد تمامي زوايا ديده شود و توصيه اكيد ما به همه مسئولان است از روش منبعث از دفاع مقدس كه فرهنگ مقاومت است و اثر خود را در جريان آزادسازي دو كشور عراق و سوريه از دست تكفيريهاي داعش گذاشت، عبرت بگيرند و از اين روش مترقي با جهان معاصر برخورد كنند.
موضوعيت نداشتن تأسيس اتحاديه اروپا در يك كشور غيرعضو
اللهيار ملكشاهي رئيس كميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي ديگر فردي است كه در گفتوگو با «جوان» ميگويد: با توجه به اينكه تمامي كشورهاي اروپايي مستقلاً در ايران سفارتخانه دارند و طبيعتاً روابط ما با كشورها و دولتها قانوناً و رسماً از طريق سفرا و نمايندگان دولتها پيش ميرود، بنابراين اتحاديه اروپا يك نهاد داخلي براي كشورهاي عضو (اروپايي) است كه قاعدتاً وجود دفتر در كشور غيراروپايي همچون ايران موضوعيتي ندارد.
وي تأسيس چنين دفتري در ايران را غيرقابل پذيرش خواند و بيان داشت: ما با اتحاديه اروپا در ذيل همين تعريف روابطي نداريم چراكه عضويتي در آن نداريم و تنها ثمره اين نهاد براي همان اعضاي فعلي خود خواهد بود.
وي با تأكيد بر ضروري نبودن تشكيلات يا دفتر مستقل در ايران عقيده دارد نه تنها وجود چنين دفتري ضرورتي ندارد بلكه ممكن است حضور اين دفتر، مركزي براي رد و بدل كردن اخبار غيرصحيح و غيرمستند هم باشد.