کد خبر: 882785
تاریخ انتشار: ۰۴ آذر ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
نويسنده ژاپني مانگا:
شخصيت‌هاي مرموز در لبه‌هاي خوب و بد تكامل پيدا كرده‌اند. نويسنده از يك حركت‌ ترسناك و دراماتيك، لحظاتي جادويي را خلق مي‌كند و در پايان مي‌خواهد خواننده را به مسير درست هدايت كند.
   معصومه طاهري
بعد از موفقيت مانگاي «قلب‌هاي پاندورا» توسط ژانگ موچيزوكي، دوباره ژاپني‌ها به توفيقات مانگاي وانتياس ساخته گانگن جوكر در سال 2015 به فضاي مانگا بازگشتند، مانگايي كه با استقبال زيادي مواجه شد به‌همين خاطر فيگارو با نويسنده آن و تأثيرپذيري كارش در اروپا گفت‌وگو كرده است. خانم ژانگ موچيزوكي نويسنده ژاپني مانگاست كه در سال 2010 مجموعه «قلب‌هاي پاندورا»ي خود را توليد و اجرايي كرد. اين نويسنده تازه‌كار و آماتور توانست ركورد بالايي را از خود به‌جا بگذارد. خواننده در اين جهان به دنبال اتفاقات عجيب يا وحشتناك است مانند پروانه خون‌آشامي كه هرگز به انسان حمله نمي‌كند يا در جست‌وجوي غم و اندوهي است كه در وانيتاس وجود دارد (آثار هنري هستند كه مفاهيم نماديني از مرگ يا پوچي هستي را به تصوير مي‌كشند) و مانگا اجازه مي‌دهد تا نويسنده كنترل خون‌آشام‌ها را بر عهده بگيرد و تصميم نهايي با خود او باشد.
با يادآوري خاطرات وانيتاس، موچيزوكي معتقد است شخصيت‌هاي مرموز در لبه‌هاي خوب و بد تكامل پيدا كرده‌اند. نويسنده از يك حركت‌ ترسناك و دراماتيك، لحظاتي جادويي را خلق مي‌كند و در پايان مي‌خواهد خواننده را به مسير درست هدايت كند.
چطور شما به عنوان نويسنده مانگا و مانگاكا تبديل شديد؟
من هميشه دوست داشتم نقاشي كنم. ماجراي من از همان دوران ابتدايي جرقه خورد. دوستي داشتم كه با من درباره مانگاكا حرف مي‌زد. او به من گفت با توجه به استعداد نقاشي كه دارم مي‌توانم اين كار را انجام دهم و امروز پيشرفتم به خاطر همان است. من خيلي تحت حمايت خواهر و برادرم بودم. خواهر بزرگ‌ترم دوست طراح مانگايي داشت، من را به او معرفي كرد و برادر بزرگ‌ترم هم خيلي خوب نقاشي مي‌كرد. همه اينها به من انگيزه دادند تا در اين مسير قرار بگيرم و كار كنم. به نوعي محيط خوبي براي شكوفايي مانگاكا براي من وجود داشت.
آيا شما مطالعات خاصي براي انجام حرفه خود داشتيد؟
زماني كه در مقطع ابتدايي بودم از پدر و مادرم خواستم من را براي دوره‌هاي مانگا ثبت نام كنند اما هرگز موفق نشدم به سطح يك برسم. گفته بودند در اين سطح از رنگ‌هاي سياه و سفيد براي كار استفاده مي‌شود كه مايه تأسف بود ولي با اين حال نااميد نشدم و اين مسئله من را از مانگاكا دور نكرد و براي شركت در كلاس‌هاي حرفه‌اي واقعي تلاش كردم تا به آن دست يافتم.
چه توصيه‌اي براي كساني كه مي‌خواهند در آينده مانگاكا بشوند، داريد؟
مهم‌ترين چيز براي تبديل شدن به مانگاكا، نقاشي است. ما بايد دائم نقاشي كنيم و آثار خودمان را به اطراف نشان دهيم و از نظرات ديگران استفاده ببريم تا نقاط ضعف خود را متوجه شويم. در نهايت، بايد ايده‌پردازي كرد و آنچه را كه مي‌خواهيم از طريق آثار بيان كنيم.
آيا بعد از اين كار باز هم ادامه مي‌دهيد يا به دنبال آرامش و استراحت هستيد؟
من دوست دارم ايده‌هايم را با لحن مربوط به خودش تركيب كنم و پرورش بدهم. مثلاً دوست دارم داستان‌هاي شرلوك هولمز را بخوانم و هميشه با داستان‌هاي شرلوك هولمز ايده‌پردازي مي‌كنم. همين طور در سال‌هاي اخير خيلي دوست داشتم تا كارهاي مستند و واقعي را دنبال كنم. درباره خون‌آشام خيلي مطالعه كردم، مي‌خواهم طيف گسترده‌اي از موجودات تخيلي در تمام قاره‌ها را پيدا كنم چون همه اينها منابع الهام‌بخش جديد من در مانگا هستند. براي مثال آثار قرن نوزدهم براي من بسيار مفيد است.
به نظر مي‌رسد اسامي خون‌آشام‌ها در كتاب خاطرات وانيتاس، شخصيت‌هايشان را نمادين مي‌كنند. اگر شما بخشي از اين موجودات باشيد، نام شما چيست؟
اولين تصويري كه به ذهن مي‌آيد تاريكي عميقي است كه ما را به خواب مي‌برد. دستيارم به من مي‌گويد رنگ آبي به من مي‌آيد و از آنجا كه اين رنگ مورد علاقه من است فكر مي‌كنم نام واقعي من آسمان تاريك و آبي شب پر از ستاره خواهد بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار