
كمبود نقدينگي همچون ساير بخشهاي واقعي و غيرواقعي اقتصاد ايران در حالي گريبانگير بازار سرمايه ايران است كه گاه پمپاژ نقدينگيهاي نهچندان بزرگ در برخي سهمها در بازار سرمايه شگفتيآفريني ميكند و موجب رشد قابل ملاحظه سهم در يك بازه زماني ميشود، بدين ترتيب به نظر ميرسد افرادي كه در قله بازار سرمايه بر كرسيهاي مديريتي جلوس كردهاند، بايد در رابطه با برخي پديدههاي موجود در بازار سرمايه و به ويژه بازار فرابورس پاسخگو باشند. هر چند كارشناسان بازار سهام كمبود نقدينگي در بازار سهام را به عنوان يك معضل عنوان ميكنند و بر اين باورند وجود صندوقهاي سرمايهگذاري در بازار سهام كمكي به ورود نقدينگي به بازار سهام نكرده است اما در اين خشكسالي نقدينگي در بازار سرمايه، نقدينگيهاي نهچندان قابل ملاحظه گاه با شبيخون به برخي سهمهاي كوچك موجود در بازار زمينه جهش بهاي سهم را فراهم ميآورند.
اگر از نظر بنيادي سهام شركتي قابليت رشد داشته باشد، معمولاً رشدش مورد انتقاد قرار نميگيرد اما اينكه عدهاي در گوشه وكنار بازار كمين كنند تا با پمپاژ نقدينگي به برخي سهام مرده بازار از آنها طلا بسازند، منصفانه به نظر نميرسد. حال در اين ميان اين سؤال پيش ميآيد كه آيا سرمايه براي پمپاژ نقدينگي به سهمهاي كوچكي كه سهام شناور اندكي هم در بازار دارند و ارزش ماركت شركت هم خيلي قابل ملاحظه نيست، براي اشخاص حقيقي است يا اشخاص حقوقي؟!
از اين باب اين پرسش مطرح ميشود كه گاه گفته ميشود پمپاژ نقدينگي كه در برخي سهمهاي موجود در بازار سهام با هدف افزايش بهاي سهم صورت ميگيرد، ارتباطاتي به برخي از صندوقهاي سرمايهگذاري يا شركتهاي تأمين سرمايه يا سايردارندگان منابع دارد، از اين حيث به نظر ميرسد متوليان مديريت كلان بازار سرمايه كشور بايد كمي روي سلامت سرمايهگذاري در بازار سرمايه فكر كنند، بهطور نمونه مكرراً در بازار فرابورس شاهد اتفاقاتي در رشد نجومي سهام هستيم كه اين رشدها علت بنيادي قانعكنندهاي براي اهالي بازار سرمايه يا ناظران اين بازار ندارد و به نظر ميرسد عدهاي اراده كردهاند با تزريق نقدينگي در سهم X يا Y بهاي سهم را با جهش همراه كنند و روي قيمتهاي بالا به يكباره در قالب فروشنده ظاهر شوند، بعد اين توقف پمپاژ مديريتشده نقدينگي سهم با كاهش قيمت همراه شود. بايد ديد مديران اين گونه بازيها چه افرادي هستند، زيرا در طرف ديگر اين داستان عدهاي ضرر و عدهاي به بهاي ضرر ديگران سود ميكنند.
با نگاهي به پرتفوي صندوقهاي سرمايهگذاري ميبينيم كه عموم داراييهاي اين صندوقها در بخشهايي غير از بازار سرمايه، سرمايهگذاري شده است. حال اگر منابع صندوقهاي سرمايهگذاري پشت برخي اتفاقات دستكاري در قيمت سهام باشد، بهتر است همين اندك سرمايهاي كه از منابع صندوقهاي سرمايهگذاري در بازار سرمايه بهكار برده ميشود به خارج از اين بازار هدايت شود.