
پسر جوان ششسال قبل به خاطر يك شوخي كودكانه دوستش را به قتل رساند و تا يك قدمي طناب دار پيش رفت تا اين که اولياي دم با گرفتن 90 ميليون تومان و ترك محل زندگي قاتل از او اعلام گذشت كردند.
به گزارش خبرنگار ما، سوم خرداد ماه سال 90، مأموران پليس تهران از قتل پسر جواني به نام صابر در قاسم آباد شهريار باخبر و راهي محل شدند. شواهد نشان ميداد صابر حين درگيري با دوستانش بر اثر اصابت ضربات چاقو كشته شده است.
با اين اطلاعات كارآگاهان دست به تحقيق زدند و دريافتند ضارب پسري20 ساله به نام ساسان است كه بعد از قتل به مكان نامعلومي گريخته است. سرانجام با تلاش مأموران، دو هفته بعد از حادثه ساسان شناسايي و دستگير شد. وي بعد از اعتراف به قتل در شرح ماجرا گفت: «با چند نفر از دوستانم در حال عبور از يكي از خيابانهاي شهريار بوديم كه صابر و دوستانش سوار بر موتور از كنار ما رد شدند. صابر حين رد شدن با دستش ضربهاي به من زد و همگي به او اعتراض كرديم. همين بهانهاي براي درگيري شد، اما با پادرمياني اهالي محل پايان گرفت و همگي رفتيم.»
متهم ادامه داد: «ميخواستيم به ايستگاه اتوبوس برويم تا به خانههايمان برگرديم كه يكي از اهالي قاسمآباد گفت صابر همراه دوستانش منتظر ما هستند. از اين ماجرا پيرمردي كه ما را ميشناخت باخبر شد و خواست از باغ او عبور كنيم تا با آنها روبهرو نشويم. قبول كرديم و از باغ او كه راهي ميانبر بود در حال گذر بوديم ناگهان، مقتول و دوستانش وارد باغ شدند و با مشت و لگد به سمت ما حمله كردند.»
متهم در خصوص قتل گفت: «آنها مرا بيامان ميزدند و چارهاي جز دفاع نداشتم به همين دليل چاقويي كه دوستم همراه داشت، گرفتم و سه ضربه به پلوي صابر زدم. باور كنيد قصد كشتن نداشتم و نميدانستم آن ضربات موجب مرگش شده است تا اينكه دو هفته بعد از دستگيري فهميدم او فوت كرده است.»
با اقرارهاي پسر جوان و بازسازي صحنه جرم، متهم روانه زندان شد و پرونده با كامل شدن تحقيقات به شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد. در اولين جلسه محاكمه، اولياي دم درخواست قصاص كردند و متهم با شرح دوباره ماجرا از خودش دفاع كرد. در آخر هيئت قضايي بنا به درخواست اوليايدم متهم را به قصاص محكوم كرد. اين حكم به ديوان عالي كشور فرستاده شد و با تأييد آن متهم در آستانه مرگ قرار داشت تا اينكه توانست با پرداخت 90 ميليون تومان ديه از مرگ فاصله بگيرد.
به اين ترتيب بار ديگر پرونده از جنبه عمومي جرم روي ميز هيئت قضايي شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي عبداللهي قرار گرفت. در آخرين جلسه متهم در آخرين دفاعش گفت: «با تأييد حكم قصاصم هر شب خوابهاي آشفته ميديدم و رؤياي مرگ مرا آزار ميداد تا اينكه پدر و مادر صابر با گذشت، مرا يك عمر شرمنده خودشان كردند. آنها علاوه بر ديه، از پدر و مادرم سفته 300 ميليون توماني گرفتند تا براي هميشه قاسم آباد را ترك كنيم.» او در ادامه گفت: «پدر و مادرم در اين مدت سختي زيادي كشيدند تا پول ديه را تهيه كنند و محل زندگيشان را تغيير دهند. پدرم سكته كرد و حالا خانهنشين شده است. از قضات دادگاه تقاضا دارم مرا ببخشند تا بتوانم زودتر آزاد شوم و اين زحمات را براي پدر و مادرم جبران كنم.»
در پايان هيئت قضايي بعد از شور، ساسان را به شش سال حبس محكوم كرد. به اين ترتيب پسر جوان با احتساب روزهاي بازداشت به زودي آزاد خواهد شد.