
با گذشت بيش از سه ماه از مديريت دكتر فرهاد رهبر بر دانشگاه آزاد، طرح چابكسازي اين مجموعه عظيم دانشگاهي وارد مرحلهاي جديد ميشود. بر اين اساس، دهم مهر ماه سال جاري، نمودار سازماني جديد دانشگاه آزاد كه به تصويب هيئتامناي مركزي، رئيس هيئتمؤسس و فرهاد رهبر رئيس دانشگاه آزاد اسلامي رسيده، از سوي معاونت توسعه مديريت و منابع انساني ابلاغ شده است. تغيير ساختار كنوني را البته بايد سومين مرحله طرح تجميع در دانشگاه آزاد تلقي نمود. تابستان سال 93 اولين طرح اصلاحي در ساختار دانشگاه آزاد كليد خورد و بعدها به طرح «تجميع يك» معروف شد. مديريت هزينه يكي از اهداف اين طرح بود و در همين راستا، تجميع واحدها و پرديسهاي علوم و تحقيقات در دستور كار قرار گرفت.
***
چندي بعد طرح «تجميع 2» اجرا شد كه هدف آن تغيير ساختار سازماني واحدهاي استاني بود. كاهش واحدهاي دانشگاهي از 472 به كمتر از 400 واحد از مهمترين نتايج اين طرح در سال 94 بود. مدتي بعد طرح «تجميع 3» كليد خورد كه بهگفته معاون سابق برنامهريزي و اقتصاد دانشبنيان دانشگاه آزاد اسلامي، «شناسايي گلوگاههاي بوروكراتيك» و حذف فرآيندهاي غيرضروري از اهداف آن بود. حالا اما با آمدن فرهاد رهبر، دانشگاه آزاد اسلامي بهعنوان بزرگترين دانشگاه حضوري جهان با داشتن يك ميليون و 600 هزار دانشجو، حدود 70 هزار استاد تماموقت و نيمهوقت و 40 هزار كارمند، تحولات جديدتري را تجربه ميكند. تحولاتي كه درواقع تكميل همان طرح «تجميع 3» محسوب ميشود و رئيس فعلي دانشگاه آزاد نسبت به لزوم اجراي آن گفته است:«با توجه به تغييرات دانشگاه آزاد اسلامي ضرورت وجود برخي معاونتها ديگر در اين دانشگاه احساس نميشود و اين معاونتها تحت عنوان اداره كل ادامه كار ميدهند.»
دانشگاه آزاد در دهه چهارم حيات خود در حالي به دنبال چابكسازي ساختار حركت ميكند كه تمهيد و دورانديشي جهت استفاده از امكانات بلااستفاده بسياري از واحدهاي اين دانشگاه نيز از اولويت خاصي برخوردار است. محمد فرهادي،وزير سابق علوم سال گذشته در همين زمينه گفته بود:«در حال حاضر يك ميليون و ۲۰۰ هزار صندلي خالي در دانشگاهها وجود دارد كه با احتساب دانشگاه آزاد، با حدود يك ميليون و ۷۰۰ هزار صندلي خالي مواجه هستيم.» بر اين اساس، يكي از چالشهاي مهم پيشروي ساختار جديد دانشگاه آزاد در شرايط حاضر را بايد چارهانديشي براي 500 هزار صندلي خالي در اين دانشگاه دانست. مديريت جديد دانشگاه آزاد البته ميتواند تهديد پيش گفته را در جهت كيفيسازي هر چه بيشترِ آموزش هدايت نموده و آن را به فرصتي جديد براي اين دانشگاه عظيم مبدل كند.
ظرفيتهاي عظيم موجود در دانشگاه آزاد و نياز مبرم كشور به طرحريزي اقتصاد دانش بنيان، واقعيت ميداني ديگري است كه ميتواند فضا را براي حركت دانشگاه آزاد به سمت درآمدزايي هموارتر كند. دكتر فرهاد رهبر پيش از اين بر لزوم حركت دانشگاه آزاد به سمت دانشگاههاي نسل سوم و درآمدزايي غيرشهريهاي در همين بستر تأكيد كرده است. با اين حال، اگر مديريت دانشگاه آزاد قادر نباشد خيلي زود تمهيدات، ارتباطات و زيرساختهاي لازم در اين زمينه را تدارك ديده و خود را مهياي شرايط جديد كند، بايد مهياي زيان ده شدن واحدهاي دانشگاهياش در نقاط مختلف كشور باشد. اين در حالي است كه مجموعه عظيم دانشگاه آزاد از آن روي كه در مديريت كلان خود مستقل عمل ميكند، ميتواند جداي از بوروكراسيهاي دست و پاگير دولتي، راهبردي مستقل را براي ايجاد صنايع دانش بنيان در پيش گيرد. تحولات موجود در ساختار دانشگاه آزاد البته تأثير روشني بر ساختار فرهنگي آن نيز داشته است.
حجتالاسلام ابراهيم كلانتري،معاون فرهنگي و دانشجويي دانشگاه آزاد در همين زمينه، برنامه دانشگاه آزاد را حركت به سمت يك تحول فرهنگي معرفي كرده و ميگويد:«ساختار نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در اين دانشگاه متحول و داراي يك ساختار جديد خواهد شد.» كلانتري با اشاره به تغيير ساختار صورت گرفته در معاونت فرهنگي اين دانشگاه نيز گفته است: «در تغييرات صورت گرفته در اين معاونت نيز معاونت ورزش و تربيت بدني كه قبلاً معاونتي مستقل بود به معاونت فرهنگي منتقل و بخشي از اين معاونت شد.» الحاق اداره كل تشكلهاي اسلامي دانشگاه آزاد به معاونت فرهنگي- دانشجويي و انتقال اداره كل فارغالتحصيلان از زيرمجموعه معاونت فرهنگي به معاونت آموزشي، از ديگر تحولات جديد ساختار فرهنگي دانشگاه آزاد است.
تحولاتي كه به گفته معاون فرهنگي دانشگاه آزاد، اين معاونت را به اهداف و مأموريتهاي خود نزديكتر كرده است تا راحتتر در مسير مأموريتهايش قدم بردارد. كلانتري اختصاص بودجه به فعاليتهاي فرهنگي واحدها و ايجاد هم افزايي در دستگاههاي فرهنگي از قبيل نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها، معاونتهاي دانشجويي فرهنگي، بسيج دانشجويي و تشكلهاي اسلامي را از ديگر برنامههاي خود در معاونت فرهنگي دانشگاه آزاد برشمرده و از اجراي طرحي براي بورسيه تحصيلي فعالان فرهنگي خبر داده است. وي در همين زمينه ميگويد:«دانشجوياني كه در كنار تحصيل در كانونها و تشكلهاي فرهنگي و هيئتهاي مذهبي هم فعال هستند كار بسيار ارزشمندي را انجام ميدهند و تلاش داريم تا در حد توان از آنها حمايت كنيم.» چنانكه از ظواهر امر پيداست، تحولات ايجاد شده در ساختار و برنامههاي فرهنگي دانشگاه آزاد باعث انسجام بيشتر فعاليتهاي فرهنگي در اين دانشگاه خواهد شد.
با اين حال، تنها با تكيه بر تغيير ساختار و برنامهها نميتوان قضاوت قطعي در زمينه روند فعاليتهاي فرهنگي اين دانشگاه در آينده داشت. ساختار جديد طبيعتاً براي شكل دادن به تحول فرهنگي، نيازمند بدنه مديريتي توانمند، بهرهگيري صحيح از پتانسيل تشكلهاي دانشجويي و فراهم كردن فضا براي برگزاري كرسيهاي آزادانديشي در موضوعات مختلف خواهد بود. ديرگاهي است كه حاكميت مونولوگ بر رفتار اجتماعي ما باعث عميقتر شدن شكافهاي بعضاً تخيلي بين اقشار مختلف اجتماع با ديدگاههايي نه چندان متناقض شده است! اگر مديريت فرهنگي دانشگاه آزاد در دوره جديد تنها بتواند با بهرهگيري صحيح از اين فضاي عظيم دانشگاهي، مطالبه رهبر انقلاب در زمينه راهاندازي و فعال نمودن كرسيهاي آزادانديشي را عملياتي كند، بدون شك موفق بوده است. در غير اينصورت طبيعتاً تغيير ساختار معاونت فرهنگي نيز دردي را دوا نخواهد كرد.
در حوزه آموزشي نيز شكل دادن به اقتصاد دانش بنيان، تعميق ارتباط صنعت و دانشگاه و حركت سريع به سمت دانشگاههاي نسل سوم، پيش زمينه هر نوع موفقيت در مسير كيفيت بخشي آموزشي و درآمدزايي غيرشهريهاي خواهد بود. عملياتي شدن اين موضوع، ارتباط تنگاتنگي با زيان ده شدن يا نشدن واحدهاي دانشگاه آزاد در سالهاي آينده دارد. اين مسئله از آنجا حائز اهميت بيشتر است كه فرهاد رهبر، رئيس دانشگاه آزاد گفته است:«اصلاح ساختار اين دانشگاه به معناي تعديل نيروي انساني نيست.» رهبر در ادامه تأكيد كرده است:«هيچ برنامهاي در دانشگاه آزاد اسلامي ، هيئت مؤسس و هيئت امناي اين دانشگاه براي تعديل نيروي انساني وجود ندارد، بلكه بنا داريم زمينه ايجاد اشتغال را براي به كارگيري سايرين نيز فراهم كنيم!» روشن است كه اگر اشتغال وعده داده شده، در مسيري جز اقتصاد دانش بنيان باشد، آينده خوبي در انتظار دانشگاه آزاد نخواهد بود.