
به گزارش خبرنگار ما، دوم مهرماه سال 92، زن جواني به اداره پليس رفت و ماجراي سرقت از خانهاش در حوالي ميدان فاطمي را گزارش داد. با طرح شكايت تحقيقات در جريان بود تا اينكه گزارش سرقت از خانه يك عروس و داماد و چند سرقت مشابه ديگر در همان محل به پليس گزارش شد. شواهد نشان ميداد شيوه سرقت از منازل يكسان بوده و سارق يا سارقان با استفاده از ديلم، پنجره تراس منازل را شكسته و به خانهها دستبرد زدهاند. به اين ترتيب تحقيقات در اين زمينه آغاز شد و مأموران پليس در گشت شبانه خود، به مرد جواني كه مقابل يك خانه كشيك ميداد، مشكوك شدند و او را دستگير كردند. مرد جوان كه دانشجوي دكتراي معماري به نام آرمان بود در مراحل بازجويي به جرمش اقرار كرد و گفت: با همدستي برادرش حسن و يكي از دوستانش نصير مرتكب سرقت از منازل شده است. بعد از اقرارهاي متهم، همدستان او نيز شناسايي و بازداشت شدند. به اين ترتيب متهمان در حاليكه ارزش تقريبي سرقتشان 500 ميليون تومان بود روانه زندان شدند و پرونده بعد از كامل شدن تحقيقات به شعبه پنجم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد. در اولين جلسه رسيدگي به پرونده، سرقت حدي تشخيص داده شد و متهمان بنا به درخواست شكاك پرونده به قطع دست محكوم شدند.
اين حكم به ديوانعالي كشور فرستاده شد، اما از سوي قضات شعبه 31 ديوان نقض و به شعبه همعرض فرستاده شد. به اين ترتيب متهمان هفته گذشته مقابل هيئت قضايي شعبههشتم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي اصغرزاده و مستشار توكلي قرار گرفتند. بعد از رسميت جلسه، نماينده دادستان در ادامه قرائت كيفرخواست اعلام كرد چهارشاكي اعلام رضايت كردهاند. سپس سه شاكي پرونده بعد از طرح شكايت خود گفتند براي متهمان درخواست قطع يد دارند. در ادامه آرمان 30 ساله كه دانشجوي دكتراي مهندسي معماري بود با قبول دو فقره سرقت در شرح ماجرا گفت: «بعد از قبولي در مقطع دكترا شغل مناسب و درآمدي نداشتم و خانوادهام در يكي از روستاهاي دورافتاده زندگي ميكردند به همين خاطر براي تأمين هزينههاي تحصيل مجبور به سرقت شدم. اين پيشنهاد از سوي برادرم، حسن بود كه با همدستي يكي از دوستانش قبول كردم با آنها همراه شوم.» او در آخرين دفاعش گفت: «باور كنيد وارد هيچ خانهاي نشدم و فقط بيرون منازل كشيك ميدادم. پشيمانم و اشتباه كردم و تقاضاي بخشش دارم.»
سپس برادر 28 ساله او كه داراي يك فقره سابقه سرقت بود گفت: «تازه از زندان آزاد شده بودم كه دوباره وسوسه شدم. اينبار از برادرم و يكي از دوستانم خواستم مرا همراهي كنند، ولي برادرم در سرقتها نقشي نداشت و تنها در دو فقره با ما همراه بود.» سومين متهم نيز به نام نصير 27ساله گفت: «من و حسن در خدمت سربازي با هم آشنا شديم. بعد از اتمام سربازي با هم نقشه سرقت را كشيديم. حالا پشيمانم و از شاكيان و هيئت قضايي طلب بخشش دارم.»
در پايان هيئت قضايي پس از شور، متهمان را از سرقت حدي تبرئه و آرمان را با توجه به ندامت و پشيماني و همكاري او با مأموران، وي را به كمترين مجازات يعني سهسال حبس، حسن را به 15سال حبس و نصير را به پنجسال حبس، در ادامه همه متهمان را به 74 ضربه شلاق و رد مال محكوم كرد.