
به گزارش خبرنگار ما، بيست و سوم مردادماه سال 94، مأموران كلانتري 111 هفتچنار از مرگ مشكوك مرد 53 سالهاي به نام جعفر باخبر و راهي محل شدند. شواهد نشان ميداد مرد ميانسال در جريان درگيري با دو نفر از هم محليهايش بر اثر خونريزي مغزي كشته شده است. با انتقال جسد به پزشكي قانوني هر دو متهم به نامهاي مهران 29 ساله و فرزاد 21ساله بازداشت شدند. در مراحل بازجويي مهران در شرح ماجرا گفت: «شب حادثه همراه همسر و فرزندم از مراسم جشن عروسي برميگشتيم كه ديدم مقتول و فرزاد با هم درگير بودند. به قصد ميانجيگري پياده شدم و جلو رفتم. مقتول تا مرا ديد به پشت سرم زد. عصباني شدم و يك سيلي به صورتش زدم. آنجا بود كه ناگهان كنترلش را از دست داد و به كركره مغازه برخورد كرد و با صورت روي زمين افتاد. چون با لباس مهماني بودم ادامه ندادم و سوار ماشين شدم و به خانه برگشتم. تا اينكه چند روز بعد فهميدم جعفر فوت كردهاست.»
پس از اين توضيحات، ديگر متهم نيز با انكار جرمش گفت: «مهران دروغ ميگويد. شب حادثه من و مقتول در حال صحبت بوديم و درگيري نداشتيم كه مهران ما را ديد. او از ماشين پياده شد و جلو آمد. مقتول و مهران از قبل كينه داشتند به همين دليل با هم درگير شدند. آنها با دست به سر و صورت هم ميزدند كه ناگهان مهران به صورت مقتول سيلي زد. او به عقب پرتاب شد و سرش به قفل بزرگي كه روي كركره مغازه نصب بود برخورد كرد و روي زمين افتاد. من در درگيري نقشي نداشتم و مهران را به طرف ماشينش بردم تا درگيري تمام شود.»
به اين ترتيب با توجه به شواهد و قرائن موجود، هر دو متهم به اتهام مباشرت در قتل روانه زندان شدند و پرونده با صدور كيفرخواست به شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد. در آن جلسه اوليايدم درخواست قصاص كردند و در ادامه هر دو متهم بعد از آخرين دفاع به قصاص محكوم شدند. حكم صادره به ديوان عالي كشور فرستاده شد، اما با نقض حكم پرونده به شعبه همعرض ارجاع داده شد.
به اين ترتيب دو متهم صبح ديروز بار ديگر در شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي زالي محاكمه شدند. ابتداي جلسه مادر و دختر مقتول درخواست قصاص دادند. در ادامه مهران در جايگاه قرار گرفت و با انكار جرمش ماجرا را شرح داد. او در آخرين دفاعش گفت:« از اينكه به نيت ميانجيگري پياده شدم و جلو رفتم پشيمانم. بارها خواستم تا دوربينهاي آن محل را بررسي كنند، اما نميدانم چرا جوابي نگرفتم. باور كنيد در قتل نقشي نداشتم.»
سپس دومين متهم نيز با انكار جرمش حادثه را شرح داد و در آخرين دفاعش گفت: « مهران دروغ ميگويد و ميخواهد از بار سنگيني كه روي دوش او افتاده فرار كند.»
سپس فرزاد در جواب هيئت قضايي در خصوص خودزني كه انجام داده بود، گفت: « روزي مهران به محل كارم آمد و گفت مقتول حالش خوب نيست. بهتر است خودزني كني تا با اين كار بتوانيم رضايت آنها را بگيريم. من هم به خاطر اصرارهاي او و فرزندش قبول كردم و مرتكب اين اشتباه شدم.» در پايان هيئت قضايي وارد شور شد.