کد خبر: 876162
تاریخ انتشار: ۲۱ مهر ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
به تازگي جلسه‌اي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي براي هم‌انديشي سبك زندگي و اقتصاد مقاومتي برگزار شد...
مهران ابراهيميان
نقش واقع‌گرايي در تحقق بند 20 سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي (بخش نخست)
به تازگي جلسه‌اي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي براي هم‌انديشي سبك زندگي و اقتصاد مقاومتي برگزار شد كه دراين جلسه از رسانه‌ها خواسته شده با ورود به اين حوزه و در جهت بند 20 سياست‌هاي كلي اقتصاد مقاومتي نقش‌آفريني كنند. 
در بند 20 سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي آمده است: تبيين ابعاد اقتصاد مقاومتي و گفتمان‌سازي آن به ويژه در محيط‌هاي علمي، آموزشي و رسانه‌اي و تبديل آن به گفتمان فراگير و رايج ملي. 

نفس اين اتفاق كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي جلسه‌اي در اين‌باره برگزار كرده و تلاش عملي را ولو با تأخير در حوزه ورود اقتصاد مقاومتي به سبك زندگي و فرهنگسازي و گفتمان‌سازي در اين حوزه ورود كرده بسيار مبارك و ميمون است اما با توجه به مطالب ارائه شده و مأموريت پيشنهادي براي رسانه‌ها در اين باره نگارنده ضروري دانست در قالب چندين يادداشت و در حد بضاعت در اين‌باره مطالبي را قلم بزند، به همين منظور در اولين يادداشت به واقع‌گرايي در جهت ترويج گفتمان اقتصاد مقاومتي مي‌پردازد. 

اما پيش از ورود به بحث يك اصل را مدنظر قرار مي‌دهيم و آن اينكه حتماً جريان فرهنگ و آموزش با اقتصاد اثرات رفت و برگشتي دارندو بر يكديگر تأثير‌گذارند، بنابراين تأكيد بر اقتصاد مقاومتي از منظر علم اقتصاد به معناي ناديده گرفتن يا كمرنگ كردن نقش‌آفريني مبحث مهم « فرهنگ» نيست، چه آنكه نگاه پولدار در آوردن (به فعل «در آوردن» توجه وتأكيد بيشتر داشته باشيد) و با ثروت‌آفريني تفاوت زيادي داد و جامعه در سال‌هاي اخير نيز نشان مي‌دهد كدام نوع و سبك زندگي در حال تعميق و نفوذ در اذهان مردم، دولتمردان و افراد حقيقي و حقوقي متصل به جريان قدرت است!

با اين مقدمه كليدي اكنون به مبحث ملزومات تبديل گفتمان اقتصاد مقاومتي به گفتمان غالب و تزريق آن در سبك زندگي آحاد جامعه مي‌پردازيم. به اعتقاد نگارنده اقتصاد مقاومتي در كمترين دامنه تعاريف معمول در حوزه اقتصادي به عنوان يك مجموعه از آسيب‌شناسي درست و دقيق وضعيت موجود و بسته‌اي از ملزومات است كه در عالم تئوري نمي‌توان آن را رد كرد؛ مجموعه‌اي از سياست‌ها كه به درستي بر اساس آسيب‌هاي موجود تهيه و تنظيم شده اما براي عملياتي شدن آن نيز بايد واقع‌گرايي را در دستور كار قرار داد. هم‌اكنون گفتمان موازي و غالب در فضاي اقتصاد كشور، گفتمان اقتصاد بازار آزاد است كه دال مركزي آن رسيدن به رفاه از طريق پول درآوردن با هر روش و سبكي است،هر چند حتي در غرب نيز چنين تعريف بسيطي وجود ندارد و اقتصاد آزاد به معناي اقتصاد رها نيست. ما اكنون با اقتصادي درگير هستيم كه بيش از همه به بي‌قيدي دچار بوده و زير پرچم اقتصاد آزاد منافع خود را دنبال مي‌كند، چنانچه به اذعان اقتصاد‌داناني مانند دكتر نيلي نيز رفاه نسبي موجود نتيجه پيش‌فروش آينده است. 

از سوي ديگر مجموعه‌اي از ضعف مديريتي در كنار اين نگاه بي‌قيد براي پولدار شدن باعث شده تصميمات مركب و تو در تو و پي‌درپي و به  قصد منافع حداكثري نه فقط به جريان پيشرفت و توسعه بلكه به بخش‌هاي مولد وواقعي ضربه‌‌هاي مهلكي بزند، از اين رو بايد براي ترويج گفتمان اقتصاد مقاومتي و عملياتي شدن راهكارهاي ارائه شده مسيري سخت را طي كرد كه پيش از همه قبول واقعيت وضعيت موجود است، به عنوان مثال هم اكنون در حوزه اقتصاد مقاومتي بيش از همه بر فرهنگ كار و كارآفريني يا استفاده از كالاي ايراني تأكيد مي‌شود و اتفاقاً در جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي به منظور رسوخ سياست‌هاي كلي اقتصاد مقاومتي به شئونات زندگي افراد نيز به كرات تأكيد شد اما آيا اين روش گفتمان‌سازي در مقابل عملكرد دولت كه به دليل ملاحظات سياسي و ترس از اعلام واقعي آمار بيكاران، خود به خود فرهنگ عدم‌تمايل به كار آحاد جامعه را به جاي فرهنگ كارآفريني القا مي‌كند، كارآمد است؟ 
 هم اكنون بر اساس آمار ارائه شده از سوي مركز آمار حدود ۶۶ ميليون و ۴۲۲ هزار نفر معادل 1/83 درصد جمعيت كشور، در سن كار هستند كه از اين ميزان، تنها حدود ۲۶ ميليون نفر در گروه شاغلان يا بيكاران قرار دارند، يعني براساس جديدترين يافته‌هاي بازار كار كه توسط مركز آمار و اطلاعات راهبردي وزارت كار منتشر شده است، از جمعيت 80 ميليوني كشور تنها 39 درصد يعني ۲۵ ميليون و ۹۲۹ هزار و ۲۰۳ نفر شاغل هستند يا تمايل به رفتن سر كار دارند و بقيه تنبل و بي‌عار هستند!

در حالي كه در جاي جاي كشور مي‌توان متقاضيان كاري كه روزانه حتي تا دهها كيلومتر آن طرف‌تر از محل زندگي در حال دستفروشي در خيابان‌هاي خارج و داخل شهر هستند دريافت كه تا چه حد با مشكل معيشت مواجه هستند و عطش كار براي جمعيت جوان كشور چقدر است!
از زمان ابلاغ سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي آنقدر رسانه‌ها به مدد كارشناسان پشت ميزنشين و تهران‌نشين برخريد كالاي ايراني تأكيد افراط‌گونه دارند كه گويي ايرانيان از كالاهاي ايراني و نام ايران نفرت دارند و وقتي كالاي هموطنشان را مي‌بينند حالت تهوع مي‌گيرند! و در سوي ديگر با سوءاستفاده از همين نوع نگاه كوته‌نگرانه به توليد ملي تقريباً تمام برنامه‌هاي رسانه ملي با قابلمه‌هاي تفلوني مزين شده كه به مثابله غول جادو در آن از غذاهاي جزاير آدم‌خوار برزيل تا جزاير آدم‌خواران استراليا را مي‌پزند!

اين نوع نگاه‌هاي غيرواقعي به بازارهاي موجود از سوي برنامه‌ريزان اقتصادي و فرهنگي در اقتصاد بديهي است كه سياستگذاري‌ها را به انحراف و راهكارهاي ارائه شده در اقتصاد مقاومتي به جاي فرهنگ و مطالبه عمومي درحد سوءاستفاده يك شركت براي اتخاذ مدل بازاريابي يا يك نهاد براي اخذ بودجه تحقير مي‌كند!
بنابراين پيش از هر برنامه‌ريزي‌ كه حتي اكنون نيز دير است ما نياز به واقعيت‌هايي داريم كه به عنوان پايه برنامه‌ريزي‌ها آن را مدنظر قرار دهيم!
 ادامه دارد...
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار