
حسن رضایی
برگزاري جدي و منظمِ كرسيهاي آزادانديشي در رده مهمترين مطالبات رهبر فرزانه انقلاب از جريان دانشجويي انقلابي كشور و اساتيد متعهد حوزه و دانشگاه قرار دارد كه بيش از 15 سال از طرح آن ميگذرد. با اين وجود، هنوز هم خبري از برگزاري جدي و منظم آن نيست! چنانكه رهبر فرزانه انقلاب طي ديدارهاي سالانه خود با دانشجويان، بارها از اين مسئله گلايه كردهاند. آبان ماه سال 88 رهبر فرزانه انقلاب طي ديدار با دانشجويان در همين زمينه ميفرمايند: «بنده گفتم كرسي آزادفكري را در دانشگاهها به وجود بياوريد. خوب، شما جوانها چرا به وجود نياورديد؟ شما كرسي آزادفكري سياسي را، كرسي آزادفكري معرفتي را تو همين دانشگاه تهران، تو همين دانشگاه شريف، تو همين دانشگاه اميركبير به وجود بياوريد.» رهبر انقلاب مهر ماه سال 90 نيز در ديدار با جمعي از نخبگان و برگزيدگان علمي كشور تأكيد ميكنند: «آن كرسيهاي آزادانديشي را كه من 100 بار - با كم و زيادش- تأكيد كردم، راه بيندازيد!»
موانع برگزاري كرسيهاي آزادانديشي در سطح دانشگاهها اما چيست؟ بدون تعارف، اولين و مهمترين دليل را بايد در كمكاري فعالان دانشجويي جستوجو كرد. فعالان دانشجويي به دلايل متعدد در جهت برگزاري منظم كرسيهاي آزادانديشي در سطح دانشگاههاي كشور كمكاري كرده و ميكنند. مشغول شدن به انجام فعاليتهاي ويتريني و غفلت از برنامهريزي براي انجام كارهاي عميق و جدي، عدم درك صحيح از مفهوم و چارچوب كرسيهاي آزادانديشي، عدم تمايل به برگزاري برنامههاي پرچالش و جدي و نهايتاً عدم وجود طرحي مشخص در اين حوزه- اولويتهاي موضوعي و... را ميتوان از مهمترين دلايل تعلل جريان دانشجويي در عملياتي كردن كرسيهاي آزادانديشي در سطح دانشگاهها تلقي كرد. اين در حالي است كه شناخت جريانات فكري معاند و مخالف مكتب اسلام و انقلاب اسلامي در بستري آرام و به دور از تنش و هياهو، ميتواند بزرگترين فرصتِ نشر حرف حقِ جبهه انقلاب در حوزههاي گوناگون باشد.
با اين وجود در زماني كه سيل سؤالات و شبهات پيرامون مسائل مختلف سياسي، اعتقادي، اجتماعي، اقتصادي و... در حال كلافه كردن جامعه است، ما باز هم تمايلي به برگزاري كرسيهاي آزادانديشي و در اولويت قرار دادن آن نداريم! تمامي قصور و تقصيرها در اين حوزه اما متوجه فعالان دانشجويي انقلابي نيست.
واقعيت اين است كه فضاي حاكم بر جلسات مناظره برگزار شده در سطح دانشگاهها نيز خود مانعي در جهت برگزاري كرسيهاي آزادانديشي محسوب ميشود. چنانكه در فضاي كنوني، شكلگيري فضاي تنشآلود و تبديل سالن محل برگزاري برنامههاي دانشجويي به محل رد و بدل شدن شعارهاي راديكال له يا عليه سخنران برنامه، يكي از واقعيات پذيرفتهشده برنامههاي دانشجويي محسوب ميشود! مسئلهاي كه ميتوان آن را ميراث شوم سالهاي حاكميت دولت اصلاحات و نتيجه ترجمه جنبش دانشجويي به ميليشياي جريانات سياسي راديكال خارج از دانشگاه دانست. چنين است كه جرياني در سطح دانشگاه ها- به تبع حاميان فتنهگر خود در بيرون از دانشگاه- شرط ادامه حيات و انجام وظيفه(!) خود را، نه شفاف شدن مسائل از طريق برگزاري كرسيهاي آزادانديشي، كه «نه گفتن» به تمامي رويههاي قانوني «نظمِ حاكم» و زدن زير ميز تمامي مناظرات، برنامههاي رسمي و كرسيهاي آزادانديشي ميبيند. روشن است كه در چنين شرايطي بيش از آنكه برنامهريزي براي برگزاري كرسيها مهم باشد، تدوين آييننامهاي متقن براي چگونگي برگزاري آنها و يافتن راهكارهاي مصون ماندن مباحثات از هوچيگري عدهاي ميليشياي سياسي و دانشجونما مهم خواهد بود. سطح اولويت تدوين چنين آييننامهاي البته در دانشگاههاي مختلف متفاوت است. فرضاً در دانشگاههاي مهمي چون تهران، شهيد بهشتي، اميركبير و... به دليل ضريب اهميت بالاي سياسي آنها، تلاش براي به حاشيه كشاندن برنامههاي دانشجويي با حربه هوچيگري بيشتر است، لذا تدوين آييننامه در اين موارد بر ديگر مسائل اولويت خواهد داشت.
در صورت عملياتي شدن اين مهم، امكان برگزاري مناظرات علمي پيرامون جنجاليترين موضوعات نيز در محيطي علمي، آرام و بدون تنش فراهم خواهد شد. بر خلاف آنچه القا ميشود، تعيين چارچوب قانوني در اين موارد نه تنها هيچ تناقضي با آزادانديشي ندارد، كه از الزامات انجام آن محسوب ميشود. هوچيگري هيچ ربطي به آزادانديشي ندارد و آزاد گذاشتن هوچيگران، تنها فضاي گفتوگو را خواهد بست. لذا بايد براي مهار آنها- با هر انديشهاي!- چارهاي انديشيد. توزيع كارت ورود به جلسات مناظره و توضيح شرايط حضور در جلسات مناظره در روي كارت دعوت، ميتواند گامي در جهت برخورد قانوني با اين افراد و حذف آنها از برنامههاي دانشجويي باشد. مسئلهاي كه ميتواند به سادگي بخش مهمي از فضاي نامناسب دانشگاه براي برگزاري كرسيهاي آزادانديشي را تصحيح نمايد. تعريف چنين شرايطي نيز طبيعتاً تنها بر عهده تشكلهاي دانشجويي برگزاركننده مناظرات خواهد بود.
لذا برگزاري كرسيهاي آزادانديشي در شرايط كنوني، مستلزم عزم جدي فعالان دانشجويي، نيازسنجي دقيق و انتخاب هوشمندانه موضوع براي جذب مخاطب و نهايتاً تدوين چارچوب و الزاماتي مشخص براي حضور مخاطبان در جلسات مناظره خواهد بود.
تأكيد بر آزادانديشي به معناي بيچارچوب شدن برنامههاي مناظره و آزاد گذاشتن هوچيگران براي منحرف كردن جلسات و برنامههاي دانشجويي نيست! كما اينكه رهبر فرزانه انقلاب پس از برگزاري انتخاب رياست جمهور سال 88 ميفرمايند: «من راضي نبودم كه از سه ماه قبل از انتخابات - انتخابات بيست و دوم خرداد بود- از ماه اسفند، بلكه زودتر از اسفند، بعضي از سفرهاي تبليغاتي و حرفهايي كه زده شد و تظاهراتي كه ميشد و مجادلاتي كه انجام ميگرفت، از تلويزيون پخش شود، كه متأسفانه تو تلويزيون پخش شد؛ به خاطر همين، كه يعني ما آزادانديشيم! اينها توهم است؛ اين جنجالآفريني در داخل كشور است. جنجال فكري غير از مباحثات صحيح است!»