کد خبر: 874484
تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۳۹۶ - ۲۱:۴۰
پارادوکس مشهود با مفاد منشور سازمان ملل
بعد از اظهارات بحث‌برانگيز دونالد ترامپ، رئيس‌جمهور ايالات متحده امريكا در هفتاد و دومين نشست مجمع عمومي سازمان ملل اين پرسش مطرح شد كه آيا گفته‌هاي رئيس‌جمهور اين كشور در تعارض با اصول حقوقي حاكم بر روابط بين‌المللي كشورها و «متن – روح» منشور سازمان ملل هست يا خير؟
مسعود پرندوار

بعد از اظهارات بحث‌برانگيز دونالد ترامپ، رئيس‌جمهور ايالات متحده امريكا در هفتاد و دومين نشست مجمع عمومي سازمان ملل اين پرسش مطرح شد كه آيا گفته‌هاي رئيس‌جمهور اين كشور در تعارض با اصول حقوقي حاكم بر روابط بين‌المللي كشورها و «متن – روح» منشور سازمان ملل هست يا خير؟ قبل از پرداختن به چرايي ضرورت برگزاري نشست سالانه مجمع عمومي سازمان ملل و چگونگي تخطئه اصول بديهي حقوق بين‌الملل توسط دونالد ترامپ بايد به بند چهار ماده2 منشور ملل متحد اشاره كرد كه دولت‌ها را از تهديد به زور منع مي‌نمايد البته اين به معناي آن نيست كه نگرش دولت‌ها به ممنوعيت تهديد به زور، با نگرش آنها به ممنوعيت توسل به زور يكي است با اين حال رئيس‌جمهور امريكا با اساس منشور ملل متحد در تعارض آشكار است.
كاركرد مجمع عمومي سازمان ملل متحد بر اساس منشور اين سازمان مصوب1945، بحث، بررسي و ارائه توصيه‌هايي درباره موضوعات متنوعي از موضوعات مرتبط با صلح و امنيت بين‌الملل، نظير توسعه، خلع سلاح، حقوق بشر، قوانين بين‌المللي و حكميت مسالمت‌آميز بين ملت‌هاي متنازع مي‌باشد.
مجمع عمومي سازمان ملل متحد، بر خلاف چهار نهاد ديگر اصلي تشكيل‌دهنده سازمان ملل (شوراي امنيت، شوراي اقتصادي و اجتماعي، دبيرخانه و ديوان بين‌المللي دادگستري) با تمامي اعضا در نشست‌هاي سالانه خود تشكيل مي‌شود كه همين مسئله باعث شده سخنراني رؤساي جمهور كشورها در نشست‌هاي سالانه اين مجمع بسيار مورد توجه قرار بگيرد.
مجمع عمومي سازمان ملل كه اعضاي غيردائم شوراي امنيت و ديگر نهادها همچون شوراي حقوق بشر را انتخاب كرده است و وظيفه بررسي گزارش‌هاي ارائه شده توسط چهار نهاد ديگر اصلي سازمان ملل، ارزيابي وضعيت مالي و تأييد بودجه سازمان ملل را نيز برعهده دارد، نتوانسته آنگونه كه بايد اصول حاكم بر منشور را رعايت كند.
 
  حداقل انتظار از رؤساي جمهور كشورها
به عنوان نمونه بحث و بررسي در باب چگونگي دستيابي به صلح و ثبات و امنيت بين‌المللي بايد از اهداف اصلي و مستمر مجمع عمومي سازمان ملل و ديگر نهادهاي اصلي سازمان ملل باشد و حداقل انتظار اين است كه رؤساي جمهور كشورها از تريبون رسمي در نشست سالانه مجمع عمومي سازمان ملل، نطق‌هايي در تخطئه و تخريب «صلح، ثبات و امنيت» بين‌المللي اتخاذ نكنند. اين در حالي است كه در هفتاد و دومين نشست سازمان ملل– نشست سالانه در ماه‌هاي سپتامبر تا دسامبر در مقر اين سازمان در نيويورك برگزار مي‌شود – در هفته گذشته نطق رئيس‌جمهور امريكا پارادوكس‌هاي مشهودي با مفاد و روح حاكم بر منشور سازمان ملل داشت.
مهم‌ترين واژه‌اي كه در فصل چهارم منشور سازمان ملل - بخش وظايف مجمع عمومي سازمان ملل- و از ماده 9 تا22 مورد توجه قرار گرفته است «حفظ صلح و امنيت بين‌المللي» است، كمااينكه در ماده 11منشور اشعار مي‌شود‌:‌«مجمع عمومي مي‌تواند اصول كلي همكاري براي حفظ صلح و امنيت بين‌المللي من‌جمله اصول حاكم بر خلع سلاح و تنظيم تسليحات را مورد رسيدگي قرار دهد و ممكن است در مورد اصول مذكور به اعضا يا به شوراي امنيت يا به هر دو توصيه‌هايي كند.»
در حالي پركاربردترين واژه در منشور «حفظ صلح و امنيت بين‌المللي» است و موادي بيشماري در منشور (از جمله آنچه در فصل چهارم و ذيل وظايف مجمع عمومي) جاگذاري شده كه رئيس‌جمهور ايالات متحده محور يگانه سخنان خود را «تهديد و اتهام‌افكني عليه ساير كشورها» تشكيل مي‌دهد به طوري كه وي در بخشي از سخنان خود ادعا مي‌كند: «ايران از پول نفت براي تأمين مالي حزب‌الله استفاده مي‌كند كه عرب‌ها و مسلمانان بيگناه را به قتل مي‌رسانند و بايد با ايران كه فقط خشونت و هرج و مرج صادر مي‌كند، مقابله کنیم.»
وي همچنين ابراز مي‌كند: «رژيم‌هاي سركش و خودكامه كه نمايندگان آنها در اين مجمع حضور دارند...» كه ادبياتي غيرديپلماتيك و جنگ‌طلبانه است يا از عبارت «رژيمي واپس‌گرا»، «حكومت قاتل‌» ، «حكومت كلاهبردار كوبا‌» و «ممكن است امريكا چاره‌اي جز نابودي كره‌شمالي نداشته باشد» استفاده مي‌كند كه با اهداف اوليه منشور مغايرت داشته و با اصول بديهي حقوق بين‌الملل در تناقض است.
  اصرار موكد قانونگذار در استفاده از واژگان «حفظ صلح و امنيت بين‌المللي»
اصرار مؤكد قانونگذار در استفاده از واژگان «حفظ صلح و امنيت بين‌المللي» نشان‌دهنده اهميت چنين مسئله‌اي است، اگرچه در بسياري از تحولات و رخدادهاي بين‌المللي ركن مهمي مانند شوراي امنيت سازمان ملل نه تنها مانعي جهت تخاصمات بين‌المللي نبوده بلكه همواركننده اهداف كشورهاي توسعه‌يافته غربي همانند ايالات متحده امريكا بوده است اما اساس شكل‌گيري «سازمان ملل» بعد از انحلال «جامعه ملل» در سال1945، همانطور كه در جاي جاي منشور آمده جلوگيري از تخاصم بين‌المللي بوده است. حال آنچه مشهود است سخنان جنگ‌طلبانه دونالد ترامپ از تريبون رسمي مجمع عمومي سازمان ملل دقيقاً خط تقابلي با چنين اهدافي را نشان مي‌دهد.
با رويكردي كاركرد‌گرا يعني با لحاظ نمودن عملكرد و اهداف دولت امريكا در طول سال‌هاي گذشته و مرور سخنان ترامپ در مجمع عمومي سازمان ملل مي‌توان گفت كه پيامدهاي تهديد به زور آن هم از تريبون رسمي سازمان ملل مي‌تواند به شكل‌گيري رويه‌اي اشتباه در اجلاس بعدي اين مجمع منجر شود كه با عرف حقوقي-  سياسي شكل گرفته در سخنراني رؤساي جمهور كشورها در نشست‌هاي سالانه مجمع عمومي متفاوت است و بايد اين انتظار را داشت كه در نشست‌هاي آتي شاهد «تهديدات نظامي امريكا عليه ساير كشورها» باشيم.
احتمال شكل‌گيري عرفي تحت عنوان «تهديد از تريبون رسمي سازمان ملل» با اصل تدوين منشور و كنفرانس1907 صلح لاهه در تعارض آشكار است و اگرچه اركان مختلف سازمان ملل تحت نفوذ ايالات‌متحده امريكاست، اما توقع آن است كه مجمع عمومي سازمان ملل از تكرار رفتار غير ديپلماتيك و مغاير با اصول حقوق بين‌الملل دونالد ترامپ جلوگيري كند.
به هر روي سخنان ترامپ حداقل با چهار بند ماده يك، بند چهارم ماده 2، بند يك ماده11 و كليت فصل چهارم منشور ملل متحد در تعارض است و با روح منشور كه همان «تلاش براي حفظ و توسعه صلح، ثبات و امنيت بين‌المللي است» همخواني ندارد.
آنچه مبرهن است اين مسئله است كه سخنراني دونالد ترامپ با اسناد بين‌المللي موثق و رويه بين‌المللي در پارادوكس بوده و چنانچه با مانع‌سازي سازمان ملل و به ويژه مجمع عمومي همراه نشود، تريبون نشست سالانه مجمع عمومي به تريبوني يكطرفه براي تهديد و ارعاب كشورها توسط امريكا تبديل خواهد شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار