کد خبر: 874408
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۹۶ - ۲۱:۱۱
كتاب حماسه بزرگ حضرت سيدالشهدا (ع) اثري است كه عاشوراي حسيني را به زيبايي به تصوير مي‌كشد و شما را به دنياي عاشقان حسين وارد مي‌كند.
کتاب آلبوم عاشورا اثر «محبوبه زارع» با موضوع عاشوراي حسيني اثري است كه به زيبايي حماسه‌آفريني حضرت سيدالشهدا(ع) را به تصوير كشيده است.  اين كتاب با استناد به منابع معتبر كهن، رويدادهاي حماسه كربلا، امام‌حسين(ع) و يارانش را در روز عاشورا به تصوير مي‌كشد. نوشتار حاضر در قالب نثري روان و ادبي به تبيين ويژگي‌هاي بارز شجاعت، مردانگي، ظلم‌‏ستيزي، ايثار، عرفان، توحيد و خصايل والاي انساني در حادثه كربلا مي‌پردازد. حال در ادامه، بخش‌هاي برگزيده‌اي از اين كتاب را منتشر و با انتخاب گزيده‌اي متفاوت و زيبا از كتاب، شما را با اين كتاب آشنا مي‌كنيم. به مدينه وارد مي‌شويد، نگاهت به حرم پيغمبر مي‌افتد، كوچه‌هاي مدينه حال غريبي دارند، حس مي‌كني كه تمامي سراها با زبان حال، نوحه‌سرايي مي‌كنند و در اندوه كربلاييان اشك مي‌ريزند، سكوت مي‌كني و گوش مي‌‌دهي، در و ديوار شهر مي‌نالند و نجوا مي‌كنند:

 «اي مردم! در نوحه‌سرايي و شيون ياري كنيد؛ چراكه آن رادمرداني كه ما در فراقشان شيون مي‌ كنيم، همدم شب‌ها و روزهاي ما، روشني‌بخش تاريكي شبانگاهان ما و سرمايه اقتدارمان بودند. چه شب‌‌هايي كه آنان با كرامت خود، ترس و هراس را از اين شهر دور كردند.‌اي‌كاش ما آن انسان مصمم و توانايي بوديم كه مي‌‌توانستيم بلاگردان جان آنان باشيم و تيزي شمشيرها را به جاي آنان بر جان خود بپذيريم. كاش مي‌‌توانستيم حرارت مرگ را از آنان دور كنيم و به خود نزديك گردانيم! كاش مي‌توانستيم ميان آنان و آن سپاه پست و خشونت كيش، مانعي نفوذناپذير پديد آوريم، كاش مي‌توانستيم تيرهاي دشمنان را از آنان دور كنيم،‌اي‌كاش!‌ اي‌كاش... ميان ناله‌هاي تمام كائنات، تو خسته‌تر از همگان و بلاديده‌تر از هر كس، زخمي و مجروح به طرف حرم پيغمبر(ص) حركت مي‌كني. زن‌ها دور تو را مي‌گيرند. همه به تسليت تو جلو مي‌ آيند، اما چه تسليتي، به راستي چه چيز مي‌تواند تو را آرام كند.  چه تسكيني براي دل دردمند تو وجود دارد! حال زين‌العابدين(ع) را كه خودت بهتر مي‌داني. لحظه به لحظه با او زيسته‌اي و ثانيه به ثانيه با او نفس كشيده‌‌اي. مي‌داني كه نه يك روز و يك سال، كه او چهل سال تمام عزاداري حسين(ع) را بر دوش خواهد داشت. رسالتي زيبا و شيرين! پاك و مقدس! روزها را روزه مي‌‌گيرد و شب‌‌ها را احيا. هنگام افطار، خادم سفره‌اش را پهن مي‌‌كند در حالي كه با سوز درون مي‌گريد، سخن مي‌‌گويد: «چگونه آب بنوشم، در حالي كه پدرم را با لب تشنه شهيد كردند!» امروز زين العابدين(ع)به صحرا آمده است، روي تخته سنگي مشغول عبادت است، سر به سجده گذارده، هزار مرتبه ذكر خدا را مي‌گويد، سر از سجده برمي‌ دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار