اولين مسئله در انجام هر نوع فعاليت سياسي- اجتماعي فراگير، مخاطبشناسي دقيق، روزآمد و مبتني بر واقعيات است. از اين منظر، تشكلهاي دانشجويي انقلابي به عنوان فراگيرترين نهادهاي خودجوش حاضر در صحن دانشگاهها، لازم است همواره به صورت واقعي تصوير روشني از نيازها، اعتقادات، ديدگاهها و علاقهمنديهاي جامعه دانشگاهي كسب كنند. داشتن چنين تصوير كلان و فراگيري از واقعيات موجود در اتمسفر دانشگاه، علاوه بر آنكه ميتواند بسياري از اولويتهاي فعالان دانشجويي را تغيير دهد، از هدررفت انرژيهاي متراكم موجود در اين تشكلها جلوگيري خواهد كرد و آنها را به نوعي بلوغ عملياتي خواهد رساند. در مقابل، درك نكردن نيازهاي مخاطب ميتواند باعث راهبردنويسي اشتباه، ترسيم خطوط قرمز تصنعي، خلط كردن مسائل فرعي و اصلي و نهايتاً اتلاف وقت و انرژي فعالان دانشجويي باشد. اعلام نتايج نظرسنجي اخير وزارت علوم درباره اعتقادات ديني دانشجويان كشور واجد نكات قابلتأملي در همين زمينه است. فضلالله ايرجيكجوري، مديركل امور فرهنگي وزارت علوم شهريور ماه سال جاري در همين زمينه گفته است:«بر اساس نظرسنجيها در وزارت علوم 72درصد از دانشجويان احكام ديني و فريضه نماز را به جا ميآورند و حدود 90 درصد نيز اعتقادات ديني دارند. وي در بخش ديگري از سخنان خود تصريح ميكند:«در يكي از پرسشهاي نظرسنجي، مشخص شد 74 درصد دانشجويان نمازهاي واجب و يوميه خود را بجا ميآورند و حتي باور دانشجويان به نماز بيشتر از اين درصد است. در پرسش ديگري، درباره «وضعيت اعتقاد دانشجويان به نماز بهعنوان يك عامل پيشرفت» پرسيده شده بود كه بيش از 92 درصد دانشجويان چنين اعتقادي دارند.»
به گفته مديركل فرهنگي وزارت علوم، 93 درصد دانشجويان بر توكل به خداوند در عرصههاي زندگي اعتقاد دارند و اعتقاد به قرآن كريم در بين دانشجويان حداكثري است. ايرجيكجوري ميگويد: «اعتقاد به معاد در بين 91 درصد از دانشجويان ديده ميشود و 92 درصد از آنها فكر ميكنند كه بايد زندگي خوبي داشت و مبري از گناه بود تا در دنيا و آخرت به رستگاري دست يافت.» نكته قابلتأمل سخنان مديركل فرهنگي وزارت علوم آنجاست كه تأكيد ميكند: «بر اساس نظرسنجي صورت گرفته، وضعيت دين در بين دانشجويان معدل بهتري نسبت به دينداري در جامعه دارد.» سؤال اين است كه ديدگاه فعالان دانشجويي حاضر در متن دانشگاهها و حتي اساتيد انقلابي دانشگاه، چقدر با واقعيات مطرح شده در متن نظرسنجي مذكور منطبق است؟ و سؤال ديگر اينكه فعالان دانشجويي در تعريف اولويتها، خط قرمزها و اقدامات عملياتي خود چقدر با توجه به اين واقعيات، تصميم ميگيرند؟ تعريف دانشگاه به عنوان پايگاه اصلي اقشار شبهروشنفكر، دين گريز و دلبسته ارزشهاي لائيسيته، سالهاست كه خط اصلي جريان رسانهاي شبهروشنفكر خارج از دانشگاه بوده است.
پروپاگاندايي كه به نظر ميرسد در شكلدهي به تصور عمومي دلبستگان جبهه انقلاب اسلامي از دانشگاه هم بيتأثير نبوده است. حالا نظرسنجي انجام شده از سوي وزارت علوم دولت حسن روحاني نشان ميدهد چنين ادعايي چيزي جز فريب و نيرنگ نيست. نگاهي به واقعيات متن دانشگاهها نيز به سادگي ميتواند همان نتايج نظرسنجي را پيش روي مخاطب قرار دهد. با اين وجود محاصره ذهنها در دام تبليغات رسانهاي شبهروشنفكران نميگذارد واقعياتي چون رشد مكرر آمار اعتكاف دانشجويي، رشد آمار دانشجويان شركتكننده در اردوي راهيان نور، اردوهاي جهادي، عتبات و عمره دانشگاهيان ديده شوند. مسائلي كه طبيعتاً ديده نشدن آنها ميتواند يك فعال دانشجويي را به تبع پروپاگانداي رسانهاي شبهروشنفكران، در غربتي تصنعي و دروغين در فضاي دانشگاه قرار دهد. روشن است كه اولويتها، اقدامات، موضعگيريها، ارتباطات و خطمشينويسي يك تشكل و فعال دانشجويي انقلابي در چنين فضايي، بسيار بيارتباط با نيازها، واقعيات و ذائقه مخاطب در كف دانشگاه خواهد بود.
مسئلهاي كه ميتواند فرآيند ارتباطگيري مؤثر تشكلهاي دانشجويي با مخاطب دانشجو را دچار اختلال كرده و باعث دفع دانشجويان از اين تشكلها شود. در چنين فضايي، فعال دانشجويي محيط دانشگاه را مساعد فعاليت فرهنگي نميبيند و احتمالاً به تدريج از بدنه عمومي دانشجويان فاصله گرفته، به عزلت گزيدن در دفتر تشكل به همراه چند نفر ديگر مثل خود پناه خواهد برد. چنين ميشود كه حفظ وضع موجود و تلاش براي بقا!، جايگزين جوشندگي، زايش و رشد مداوم تشكل شده، فعال دانشجويي خودخواسته در محيطي ايزوله قرار خواهد گرفت. در آن صورت راهبرد جذب حداكثري، دفع حداقلي به فراموشي سپرده شده و فرضاً ورود افراد شل حجابتر به تشكل نيز با ديده ترديد نگريسته ميشود. اين در حالي است كه رهبر فرزانه انقلاب همواره يكي از كارويژههاي تشكلهاي دانشجويي را گسترش دايره مخاطبان دانسته و در همين زمينه ميفرمايند: «اينكه من ميگويم 40 درصد را بايد جذب كنند، يعني همين جمعيتهاي دانشجويي كه الان هستند، اينها بايد خوب كار كنند تا بتوانند حداقل 40 درصد دانشجويان را جذب كنند. من عقيدهام اين است كه آنها كمكاري دارند، والا اگر كمكاري نداشتند، واقعاً 40 درصد دانشجويان، بلكه بيشتر دانشجويان را جذب ميكردند. كمكاري، گاهي كجسليقگي و گاهي قصور، موجب ميشود كه اين كار انجام نگيرد.» طبيعتاً بزرگترين مانعي كه ميتواند باعث بروز كمكاري، قصور و كجسليقگي يك تشكل دانشجويي انقلابي باشد، درك ناصحيح او از واقعياتهاي متن دانشگاه خواهد بود. واقعيت اين است كه محيط دانشگاه براي فعاليت سياسي- فرهنگي بسيار مهمتر از محيط عمومي جامعه است. وانگهي، بازتاب فعاليت در اين محيط ميتواند در تمامي بخشهاي اجتماع ديده شود. همه اينها تنها در صورتي جامه عمل خواهد پوشيد كه فعالان دانشجويي درك صحيحي از واقعيات موجود در متن محيط دانشگاه داشته باشند تا در شناختن و پيمودن راه، دستخوش اشتباه محاسباتي نشوند. اشتباه محاسباتي در تحليل فضاي جامعه مخاطب، بعضاً ميتواند تبعات به مراتب سهمگينتري از عدم فعاليت داشته باشد و باعث رواج بدبيني به دين، انقلاب و ارزشهاي اسلامي توسط يك تشكل انقلابي شود و اين همان چيزي است كه دشمن به دنبال آن است!