
رشدشتاب علمي كشور، رتبه اول علمي ايران در منطقه و ضرورت پيشتازي علمي در جهان از موضوعاتي است كه همواره در سياستهاي كلان و اسناد بالادستي جمهوري اسلامي و در كلام مديران راهبردي نظام، مورد تأكيد و توجه قرار گرفته است. با اين حال چند سالي است كه در مورد كند شدن اين روند هشدارهاي لازم داده ميشود، اما نتايج به دست آمده چندان مورد رضايت نيست تا جايي كه اخيراً روند صعودي رشد علمي ايران كه حيرت بسياري از جهانيان و صاحبان علم و انديشه را برانگيخته بود با عقبگرد تنزل يافته است. در مقابل اين كشور عربستان است كه به دلايل مختلف توانسته در حوزه آموزش عالي گويسبقت را از ايران بگيرد و به عنوان يك رقيب منطقهاي محسوب شود. وضعيت نگرانكنندهاي كه اگر جدي گرفته نشود طي سالهاي آتي بايد شاهد خروج دانشگاههاي ايراني از محوريت علمي منطقه باشيم و برعكس عربستان ميزبان اين جايگاه شود.
سالها بود كه در دهكده جهاني بر همه واضح و مبرهن شده بود كه ايران روي خط پيشرفت علمي قرار دارد و ساير كشورهاي منطقه نهتنها از ايران عقب افتادهاند، بلكه حتي ياراي رقابت با آن را هم نخواهند داشت. اقتداري كه غرورآفرين بود، اما نياز به برنامهريزي درست حوزههاي آموزش عالي براي حفظ اين جايگاه داشت كه متأسفانه مورد غفلت قرار گرفت و در طول سالهاي اخير تنزل اين جايگاه علمي را به دنبال داشت.
سهم توليد علم ايران در قياس سالهاي اخير
اما همه اينها براي قبل از سال 2013 بود؛ چراكه بعد از اين تاريخ جدولهاي آماري نشان ميدهد كه سهم توليد علم ايران از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۲ مرتباً افزايش يافته و از سال ۲۰۱۳ اين رشد متوقف و در مقابل عقبگرد علمي كشور آغاز شده است.
اين عقبگرد علمي كشور در حالي بوده كه كشور عربستان با برنامهريزي صحيح در حوزه آموزش عالي توانسته است شاهد رشد علمي فوقالعاده طي اين سالها باشدبه طور مثال در همان سال 2013 عربستان توانسته توليدات علمي خود را از تعداد 11 هزار و 869 به عدد14 هزار و 114 برساند و رشد 19 درصدي توليد علم را تجربه كند.
اكنون نيز مطابق با جداول منتشر شده و بررسي وضعيت كنوني سه دانشگاه برتر كشور عربستان و شش دانشگاه رژيم صهيونيستي، رشد چشمگير اين دانشگاهها در سالهاي اخير منجر به جابهجايي جايگاه علمي ايران در منطقه و رقابت جدي با جايگاه علمي عربستان و حتي اسرائيل وجود دارد.
چنانچه گفته ميشود هماكنون سه دانشگاه مهم و بزرگ عربستان به نام، ملك سعود، ملك عبدالعزيز و ملك عبدالله با شتاب علمي باورنكردني، بسياري از دانشگاههاي ايراني را پشت سر گذاشتهاند و احتمال اين ميرود با روند كنوني در سالهاي آينده قطب علمي منطقه شوند. به عنوان مثال دانشگاه ملك سعود عربستان كه در سال 2015، 14 رتبه با دانشگاه تهران فاصله داشته است، در حال حاضر خود را به سرعت به دانشگاه تهران نزديك كردهاست و با رشد قابلتوجهي كه دارد، در سال 2017 در آسيا تنها سه رتبه با دانشگاه تهران فاصله دارد.
جدا از دانشگاه ملك سعود، رشد دو دانشگاه ديگر عربستان به نامهاي ملك عبدالعزيز و ملك عبدالله نيز چشمگير است. دانشگاه عبدالعزيز از رتبه 526 جهان، خود را به رتبه 321 جهان رسانده و در سال 2017 بالاتر از دانشگاه علوم پزشكي تهران قرار گرفته است؛ دانشگاهي كه در سال 2015، 210 رتبه از دانشگاه علوم پزشكي تهران عقبتر بود. دانشگاه ملك عبدالله نيز در سال 2017 خود را از جايگاه 242 به جايگاه 159 آسيا رساند و بالاتر از دانشگاه تبريز در آسيا قرار گرفت؛ دانشگاهي كه در سال 2015، 49 رتبه پايينتر از دانشگاه تبريز قرار داشت.
عربستان و رژيم صهيونيستي در كمين رقابت
علاوه بر موارد فوق بررسيها نشان ميدهد، عربستانيها با صرف هزينههاي زياد تلاش دارند اساتيد و دانشجويان نخبه جهاني را حتي براي دورههاي كوتاه زماني در هر سال به دانشگاههاي بزرگ خود بكشانند و با تأمين حداكثري ضمن بهرهمندي از توان علمي، آنها را ترغيب كنند در مطالعات و پژوهشهاي خود نام دانشگاههاي عربستاني را در مقالات و طرحهاي پژوهشي خود درج كنند.
براي مثال، آنچنان كه پژوهشگران دانشگاه بركلي مدعي شدهاند، دانشگاه ملك عبدالعزيز و دانشگاه ملك عبدالله با ارسال ايميل به دانشمندان تراز اول جهان و طرح پيشنهاد همكاري در ازاي يك همكاري مختصر كه شامل دو بار حضور در سال و هر بار يك هفته در دانشگاه و پرداخت تمامی هزينههاست، از آنها ميخواهند نام دانشگاههاي عربستان را در مقالات علمي خود كه در فصلنامههاي معتبر علمي منتشر ميشوند، ذكر كنند. برهمين اساس ميتوان گفت اينكه دانشگاههاي عربستاني پژوهشگران و اساتيد پر استناد جهاني را متقاعد ميكنند به نام دانشگاه آنها مقاله علمي منتشر و براي تدريس و پژوهش به دانشگاههاي عربستان سفر كنند، خيلي زود اثر خود را در رتبهبنديهاي جهاني گذاشته است و هماكنون دانشگاهي مثل دانشگاه ملكعبدالعزيز، جزو پنج دانشگاه برتر جهان است كه اساتيد پراستناد جهان نام اين دانشگاه را به عنوان مركز اول يا دوم وابسته به خود ذكر ميكنند. در ادامه فارغ از نگاههاي سياسي و تنشهايي كه در منطقه در مورد موجوديت اسرائيل وجود دارد، بايد گفت شرايط خوب علمي براي دانشگاههاي رژيمصهيونيستي و رقابت تنگاتنگ دانشگاههاي اين كشور با دانشگاههاي ايران باعث شده تا براي قطب علمي منطقه شدن پيشتازي كنند. هماينك در جنوب غرب آسيا و در اراضي اشغالي دانشگاههايي چون دانشگاه تلآويو و دانشگاه عبري اورشليم بالاتر از بزرگترين دانشگاه ايران يعني دانشگاه تهران قرار دارند؛ موقعيتي كه دو دانشگاه ديگر اين رژيم، يعني دانشگاه صنعتي اسرائيل و دانشگاه بنگوريون نيز تا حدودي دارند و بالاتر از بسياري از دانشگاههاي كشور در مسير توليد علم فعاليت ميكنند.
آمارهاي فوق براي اين كشورها هرچند بسيار مطلوب و اميدواركننده است، اما نشان ميدهد در صورت ادامه اين روند با وضعيت فعلي انفعال حوزههاي آموزش عالي در كشور ما، اين كشورها به زودي ميتوانند براي دستيابي به رتبه اول علمي منطقه برنامهريزي كنند و ديري نميپايد كه افت شديد ايران در توليد علم و فاصله گرفتن از حركت پيشتازانه جهاني در آمارهاي جهاني نشان داده شود.