
زماني كه تفکر حرفهاي جايگاهي در مديريت نداشته باشد، بايد شاهد بروز هرگونه رفتاري باشيم. درست مثل اتفاقات برنامه نود و بحثهايي که بين مديرعامل، عضو هيئت مديره و سرمربي استقلال روي آنتن زنده تلويزيون به وجود آمد. در ورزش حرفهاي تفکرات بر پايه احترام متقابل است، اما متأسفانه برخي مديرنماها رفتارهايي دارند که در آن مديريت حرفهاي ديده نميشود. پاسخ اين رفتار مديرنماها را بايد مسئولاني بدهند که اين افراد را منصوب کردهاند. متأسفانه براي انتصاب مديران ورزشي دستهچندم کسي پاسخگو نيست. وقتي مسئولان يکديگر را هدف قرار ميدهند، يعني اينکه مديريت «شاه سلطان حسيني» در ورزش مد شده و هيچکس نميخواهد کاري کند که بقيه از او ناراحت شوند، چون ميخواهند از نردبان مديريت بالا بروند و براي خودشان وجاهت ايجاد کنند. متأسفانه در مديريت استقلال افرادي حضور دارند که دم از تجربه ميزنند، اما رفتار آنها نشان ميدهد در ۳۰ سال گذشته خودشان متوقف شدهاند.
هيئت مديره و مديرعامل حق دارند در خصوص مسائل استقلال تصميمگيري کنند، اما نميتوانند مربي را تحقير يا تهديد کنند. اين درست نيست که همه اتفاقاتي را که در هيئت مديره رخ ميدهد در رسانهها بخوانيم، چون باعث ايجاد تشويش اذهان عمومي ميشود. اينكه ميگويند دليل کنار گذاشتن رحمتي خندههاي او روي نيمکت استقلال در زمان پنالتي پارس بوده، چه توجيهي ميتواند داشته باشد؟! از کجا معلوم خندههاي رحمتي از تأسف نبوده است؟ در واقع اين تفکرات مخدوش است كه باعث ميشود چنين برداشتهايي صورت گيرد. در خصوص بركناري منصوريان هم فكر نميكنم در اين مقطع تصميم درستي باشد. زمان مرحوم حجازي هم اين اتفاقات رخ داد. منصوريان در اوايل فصل گذشته هم نتوانست عملکرد خوبي داشته باشد، اما در نهايت استقلال نايبقهرمان شد. بايد به او فرصت داد چون اگر هر مربي ديگري جايگزين منصوريان شود ميتواند اين بهانه را داشته باشد که تيم را او نبسته است. نبايد احساسي برخورد کرد. شرايط ميتواند در ادامه بهتر شود و در اين وضعيت بركناري منصوريان تصميم درستي نيست.